حکمت تربیت
 
ارزشیابی توصیفی- تربیت اخلاقی و دینی - فلسفه تربیت


 
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اسفند 1389 توسط دکتر محمد حسنی

هوالحکیم

انسان محصول تربیت است و بیش از هر موجود دیگری به تربیت نیاز دارد .از این رو با ارزش ترین امور مربوط به حیات انسانی تربیت است. پس می توان گفت بیش از هر موضوعی دیگر تربیت ارزش تامل و تفکر را دارد. وب لاگ حکمت تربیت این موضوع مهم را مد نظر قرار داده است.

وب لاگ حکمت تربیت را برای این طراحی کردم تا حاصل اندیشه ها و فعالیتهای خودم را در فضای گسترده مجازی و بزرگراه پر رفت و آمد شبکه ارتباطی جهانی منتشر سازم به این امید که علاقمندان از آن استفاده کنند و صاحب نظران در بهبود وغنای آن من را یاری گر باشند. اگرچه مباحث حوزه تعلیم و تربیت بسیار گسترده هستند. اما وب لاگ حکمت تربیت سه موضوع زیر را انتخاب کرده است:

مباحث فلسفه تعلیم و تربیت

مباحث تربیت دینی و اخلاقی

مباحث ارزشیابی تحصیلی و رویکردهای جدید آن

   امیدوارم این وب لاگ مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد. در صورتی که میل داشتید می توانید نظرات خود برای من بنویسید.  استفاده از مطالب این وب لاگ به شرط ذکر منبع آزاد است.

از درگاه آن پاک بی انباز و یار مدد می جویم

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم شهریور 1393 توسط دکتر محمد حسنی
به نام خدا

برای من جای خوشبختی است که گروهی از معلمان ومدیران  فاضل و اندیشمند از طریق وب با من در ارتباطند . بحثهای اخیری که درگرفت موضوعی را در ذهن من مطرح کردکه دراینجا به عنوان یک مساله مطرح می کنم. برخی تحقیقات که اخیرا در باره ارزشیابی کیفی توصیفی انجام شده است نشان میدهد که گروهی از معلمان بر این موضوع تاکید کرده اند که دانش اموزان در نظام  ارزشیابی کیفی توصیفی دچار کاهش انگیزه پیشرفت تحصیلی شده اند. علت آن را عدم وجود رقابت و بازخورد نمره ای می دانند . من ذهنم نسبت به این موضوع حساس شده است. البته گروهی از معلمان هم با این نظر مخالفند .

سالها نظام آموزشی ما با الگوی ویژه ای که متاثر از اندیشه رفتار گرایی بود انگیزه یادگیری و پیشرفت تحصیلی را در کودکان ایجادمیکرد .  همان استفاده از منابع پاداش بیرونی تقویت وتنبیه . از منظر فرهنگی و در بعد اجتماعی هم اعتبار مدرک تحصیلی برای کسب شغل و درامد و پرستیز اجتماعی کم و بیش به این نظام انگیزشی دامن می زد. از سویی دیگر  در گذشته  کمبو د منابع علمی و اطلاعاتی در خارج از نظام آموزشی به مدرسه و معلم به مثابه منابع معتبر دانش و معرفت نگاه می شد و پذیرش اقتدار مدرسه و معلم را تسهیل میکرد .جذابیت تجربه مدرسه ای و یادگیری مدرسه ای را بیشتر می کرد امروزه با گسترش نظام های اطلاع رسانی  مجازی . اینترنت و دسترسی به اطلاعات با سرعت بسیار بالا و بسیار متنوع  اقتدار این دو(مدرسه و معلم) را مخدوش کرده است. ( البته من خودم در این باره نظر خاصی دارم که دراینجا مطرح  نمیکنم).

حال که این عوامل جامعه شناختی و روانشناختی وفناوری موجب شده است که ما در نظام آموزشی با بحران و چالش انگیزه روبرو شویم .چاره چیست .ما چه نظام والگوی انگیزشی را برای مدارس خودمان به ویژه مدرسه ابتدایی باید تدوین کرده و استفاده کنیم . این همان موضوعی است که دوست خوبمان مشاورشمشی ها به نوعی مطرح کرده است.  مساله این است چه راه حلی برای بحران انگیزش پیشرفت تحصیلی در نظام آموزشی کشورمان وجود دارد. چرخش اصولی از انگیزنده های بیرونی به انگیزنده های درونی می تواند به عنوان یک راهبرد اساسی برای مقابله با این بحران  در نظر گرفت . این درحالی است که برخی گزارش ها از چگونگی اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی نشان می دهد محوریت یافتن انگیزنده ای درونی دربرخی موارد کارساز نیوده است.

منتظر نظرات جالب و فکورانه شما هستم

بدرود


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم شهریور 1393 توسط دکتر محمد حسنی

 

دوستان همراه سلام

بحث جالبی در گرفته است شما را دعوت می کنم تا به این بحث بپیوندید . موضوع اصلی مدیریت یادگیری کلاسی با نمره در یک فضای یادگیری پیشرفته  و فعال است . بفرمایید  بحث:

سلام صبح بخیر بزرگوار
هر بحثی شروع میشه باید به سرانجام برسه ونتیجه گیری بشه....
فکر می کنم طرح به اندازه کافی تحلیل شد وهمه پذیرفتیم مشکلات ونقایص رو وضربه هایی که متوجه دانش آموزان دراجرای این طرح...به فکر معلمان چندپایه روستایی،کلاس های درس کپری،و... هم باشیم....
بعد از گذشت ده سال هنوز طرح نتونسته موفق باشه !!!!مدت کمی نیست...بعد از این همه سال هنوزمسیر هموار نشده واین شیوه ارزشیابی وکارنامه عملکردی دانش آموز چندان به کمک یادگیری نیومده ،بلکه نتیجه عکس داده...اگرهدف طرح به اصطلاح توصیفی فراتر از پوشه وچک لیست هست ،یادگیری فراتر از کارنامه های خ خ و... پس جضور نمره نباید در اصل قضیه مشکلی ایجادکنه....واگر به دنبال این هستیم که دانش آموزان عملا در هرکلاسی مهارتی یادبگیرند باز هم باید خیلی چیزها عوض بشه...مشکلات زیاده ...تبعات منفی اجرای نادرست طرح هم کم نبوده واقعیت رو بپذیریم به هر حال الان مهمه که چه تصمیمی اتخاذ بشه که لااقل مشکلات کمتر بشه ...قطعا تمامی مشکلات حذف نخواهند شد...هیچ معلمی درکلاس صرفا نمره وبرگه براش مهم نیست...کلاس های درس ماهم فعال وپویا هست لا اقل از این بابت مطمئنم همیشه معلمانی هستند که یک قدم جلوتر ازکتاب ، کلاسای ضمن خدمت ،مدرسین وسرگروه ها وکارشناسان باشند...بپذیریم....این اطمینان رو به شما خواهم دادافرادی که منتفدندنه قدیمی فکر می کنندونه سنتی!!!
به هر حال مشکلات گفته شد ....اگر بازهم امسال قرارشد ششم تدریس کنم بازهم درکنارکلاس فعالی که خواهم داشت دفتری به نام نمره هم ....بازهم اشاره می کنم نه اطلاعات من سنتی نه آموزش من ونه کلاس من سنتی...ماهم به افق های دور نگاه میکنیم اما نه بااین رویکرد.... سالی که گذشت به دانش آموزانی که 5سال توصیفی بودند در کنار تمام فعالیت هانمره دادم آن هم برای انگیزه ودقت در مطالعه... وآخر سال ضعیف ترین شاگردانم با اعتماد به نفسی چند برابر روز های اول مدرسه از جلسه امتحانات هماهنگ بلند شدند...در آخر نامه ای که به پاس زحمات به من دادند در اون نوشته بود شما به ما آموختید در زندگی ...
واین برای من کافی بود.

معلمی از خطه نیلگون خلیج همیشه فارس

 سلام استاد
فکر نمی کنم در آموزش وپرورش دیگه فرصتی برای آزمون وخطا باشه.... اگر من معلم این روزها برای خودم علامت سوال می گذارم مسئولین عزیزهم برای خودشون علامت سوال بگذارند....
اگرنظام آموزشی با چالش مواجه هست اگر با بحران مواجهیم همه از سهام داران این بحرانیم....متاسفانه دیوار نظام آموزشی پراست از نقش هایی زیبا بر قاب بی تدبیری ها....
واقعانگاه کنیم ببینیم چقدهزینه کردیم برای آموزش...چقد هزینه کردیم برای اعتقاداتمون...یکی دیگه از مشکلات اینه که خانم توانای عزیز بعضی ها مربا شدنداما نذاشتند مربی بشند مث همین کلاسای ضمن خدمت به مدرسین کمی توجه کنیم ....؟؟؟
البته این دیگه به مسئولین رده بالا کاری نداره....وفکر نمی کنم تنها با داشتن یک چشم انداز بلند همه مشکلات حل بشه باید اسباب ووسیله راه هم محیا بشه...
من موافق برخی از نظرات هستم ...
چند روز پیش شبکه 3با دکتر حاجی بابایی ودکتر علی محمدی گفتگو می شد اتفاقا"داشتن در مورد عدالت آموزشی صحبت می کردند جالب بودکه چنان حمایتی از مدارس سمپاد ونمونه دولتی ومدارس غیر دولتی می شدکه من متعجب موندم می گفتند کسی که برتر باید فضایی در حد خودش براش آماده بشه؟؟؟؟
مگر نه این که طرح توصیفی در دوره خودشون هم بود؟؟؟؟پس چرا این حرفا رو زدند؟؟؟وقتی من معلم می بینم که این همه تناقض ....دیگه چی
باید بگم ؟؟؟ من خودم با این مدارس مخالفم...
به قول دکتر روحانی ریا ست محترم جمهوری نقدوانتقادباید باشه اگر جامعه ای در آن نقد وانتقاد نباشه به فساد مبتلا میشه....پس باید برای تغییر همه نگاهشون تغییر کنه نه من معلم فقط...
نظام توصیفی برای تحقق آرزوهای ما کامل وجامع نیست نقایصش رو بپذیریم وفکر نکنیم توصیفی ناجی بچه های مملکت ماست...یک طرح اگر به درستی انجام نشه نه تنها مفید واقع نمیشه بلکه مضر هم خواهد بود... خدانگهدار

 معلمی از خطه نیلگون خلیج همیشه فارس

برای همکار خوبمان معلمی از خطه نیلگون خلیج همیشه فارس

نبودن و نداشتن و ندیدن معایب زیادی دارد ...البته به طور کلی و همه ی اینها را اگر بخواهی و نباشد ....بزرگترین عیب اش اما "عادت" است ...عادت به نداشتن به نبودن به ندیدن ...مثلا اگر ماشین نداشته باشی به بی سفری عادت می کنی به خانه نشینی ...اگر خانه نداشته باشی و بعد ازدیر زمانی داشته باشی اش (چی شد !!!) به تنوع عادت می کنی و یک مکان ثابت دل زده ات می سازد ....همه ی این ها به کنار مساله نبودن و ندیدن ،اما درد هم همراه ِ عادت می آورد ...بعد عادت می کنی به خوِد "درد "و فکر می کنی این" درد "باید باشد اصلا نبودن اش برایت می شود مساله...مثل وقتی که زانوهایم درد می کند و من عادت کرده ام و اصلا اصلا یادم نیست بی درد چطوری بودم و اصلا بی درد هم می شود آیا ؟ بعد همه ی این " عادت " ها می شود ارزش ...می شود معیارت برای سنجیدن ...بعدتر می شود قانون ...وقانون راهم که باید رعایت کرد ...هیچ هم یادت نمیاید این قانون از درد ساخته شده است و برایش کلی حامی پیدا می شود و دیگر این فقط قانون خود ِ تو نیست ...می بینی حامیان چنان از آن سخن می گویند که از تو هم قشنگ تر و بهتر  انگار درک اش کرده اند و چنان تبصره هایی می بندند بیخ اش که از اساس همه چیز دگرگون می شود و تو به خودت می آیی و می بینی که اصل مساله ات پاک شده و تبصره ها شده قانون و قانون هم قابل اجراست قاعدتا ...وامان از این عادت !

من می گویم ما نباید عادت کنیم به درد ...به اینکه اگر چنین است پس من چنا ن می کنم ...باور بفرمایید این حرف من ِ معمی است که 23 سال در روستا ها تدریس کرده و در کلاس های چند پایه و بیشتر اوقات توبیخ شده از اینکه دفتر نمره اش هرگز در کلاس نبوده است ...من می گویم دقیقا همان کودکان کار باید بی دغدغه ی نمره و رقابت در کلاس باشند و لااقل بیرون که همشه کار است آنجا استراحتی کنند ...ذهنشان آرام باشد تا بتوانند با نیروی بیشتری به کار بپردازند سالهاست که در ممالکی این محیط برای کودکانشان فراهم شده است ...ولی ما آنقدر همه چیز را به می پیچیم که قانون اصلی یادمان می رود و تبصره ها را اجرا می کنیم ....سلیقه خودمان را فراموش می کنیم و در بند حرف ِ این جنا ب و آن آقا می افتیم ....ما دغدغه داریم چه کسی است بگوید معلم بی دغدغه است؟ ولیکن ما در محیطی کار می کنیم که کلاس نام دارد و کلاس زنده است رشد می کند و ما حق نداریم با یک معیار نمره جلوی رشد برخی را بگیریم چرا ما انگیزه های درونی را تقویت نمی کنیم ؟ بی رودر وایسی چون نمی توانیم چون عادت کرده ایم چون کسی این مهارت را به خودمان یاد نداده است ...ما هم با انگیزه ها ی بیرونی تربیت شده ایم ...مگر غیر از این است ...این جمله را " اگر نمره ی خوب بیاوری یا قبول شوی یا شاگرد اول شوی برایت چینین می کنم و چنان " انصافا آیا همه ی ما نشنیده ایم؟

اتفاقا اگر معلم نگاهش تغییر کند این یک سونامی می شود همه را به تغییر سوق می دهد چرا نیروی معلمین را دست کم گرفته ایم ؟

چرا با این جمله که بیایید تلفیقی کار کنیم و لی حتما نمره هم باشد در پی معجزه هستیم ؟ این نمره همان عصای موسی (ع) است گویا !!

چرا دنیای کودکانمان را بی هیچ استرسی برایشان زیبا نکنیم؟زیبا بودن زیبایی را دیدن حق کودکان ما از فقیر و غنی و الخ ...است ...

کسی یاد ندارم گفته باشد ارزشیابی توصیفی بی نقص است ...خودمن اگر بخواهید آنقدر از نقص هایش می نویسم که خسته شوید ولی من می گویم یاد بگیریم به نبودن خیلی چیزها عادت نکنیم به اینکه همیشه هرچه که ما یاد گرفته ایم و با آن بزرگ شده ایم و چون عادت ما است و راحت است پس با عث پیشرفت کودکانمان می شود ...همان تغییر نگرش ....آنوقت در پی رفع نواقص باشیم .

حرف می زنم باز هم اما در فرصتی دیگر

توانا

 

سلام

خانم توانا ، تحلیل خوبی داشته اید . من هم مثل شما فکر می کنم که انگیزنده های درونی دانش آموزان را نباید دست کم گرفت . در ارزشیابی کمی وقتی برخی معلمان نمره را نه صرفا به عنوان اندازه یادگیری بلکه بعنوان ابزاری برای به ر قابت انداختن و وادار کردن به یادگیری در نظر می گیرند  من نمی گویم از انگیزنده بیرونی ( پاداش)استفاده نشود . بلکه درحد درمان برخی مشکلات محوریت باید با انگیزنده های درونی باشد . هر چند انگیزنده های بیرونی لزوما نمره هم نیست در مدارس ما کمد جوایز بسیار شایع است .  این خود  نماد  انگیزنده های بیرونی است. البته نظامی که به چیزی مثل نمره  عادت کرده است و  این  عادت  به عنوان ی عنصر فرهنگی تبدیل شده است . تغییر آن کار ساده ای نیست . والدین و حتی دانش آموزان  متاسفانه طلب نمره می کنند .  گویی یادگیری مساوی با نمره است .دانش آموزان ما قبل از ورود به مدرسه بدون فضای رقابتی و بدون انگیزندهای جعلی مانند نمره  بسیار ی ا زتوانایی های شگفت انگیزی را یاد گرفته اند . تسلط بر زبان مادری و حتی زبان دوم ( رسمی کشور) تعامل اجتماعی ، درک ارزش های اجتماعی ، مهارت های زندگی فردی ، کار با وسایل پیچیده الکترونیکی مثل  کامپیوتر، موبایل ، بازی های مختلف ، درک روابط خانوادگی  همه اینها را با انگیزنده های درونی فراگرفته اند یعنی میل اصیل و فطری یادگیری . کودکان با این میل شدید یادگیری و قدرت زیاد . به مدرسه وارد می شوند . اما در مدرسه ما به آنها می گویم این انگیزنده ها را کنار ی بگذار من یک انگیزنده دیگر برای شما ارائه می دهم . نمره ، رقابت و...

با رتبه و نمره صرف نمی توان فضای تربیت مناسبی که پویا  با نشاط  و جلوه گاه ارزش های اصیل اخلاقی باشد خلق کرد . کدام عمل اخلاقی به اعتبار نمره ، وصف اخلاقی می گیرد . کدام یادگیری اصیل  صرفا با نمره رخ می دهد اگر عملی نیکی برای نمره انجام گیرد . این عمل اخلاقی نخواهد بود  حال وقتی دانش آموزی ان عادت بکنند که یادگیری را به طمع نمره انجام دهند نه به عنوان یک مسئولیت . بعدها برای انجام هر کار خیری طلب پاداش  می کنند.  نظام نمره ای بچه ها را خود محور و خود گرا بارمی آورد . به هر حال مشارکت و همکار ی و مراقبت از دوستان و همکلاسی ها در نظام رقابتی نمره ای ارزش های کم رمق و بی جانی هستند . همین فضا را در جامعه خود می بینیم . گویی مدرسه باز تولید ارزش های جامعه است و جامعه امتداد نظام ارزشی  مدرسه است .  اگر واقعا اخلاق یکی از مهمترین اهداف ماست آیا با انگیزه نمره می توان  به تربیت  اخلاقی پرداخت .

مطمئن مدیریت فرایند   یاددهی یادگیری در کلاسی که که انگیزنده های بیرونی در حاشیه قرار می گیرند کار ساده ای نیست . کسی که می خواهد این کار را بکند اولا باید خود درک عمیقی از ماهیت یادگیری ، و نقش معلم و نقش دانش آموز در یادگیری باید داشته باشد .  تکرار کردن  برخی آموزه ها به صورت لفظی کار ساز نیست . همه دانش آموزان داری میل  و انگیزه پیشرفت و موفقیت هستند .   باید با توصیفی واقعی روند یادگیری دانش اموزان  این انگیزه ها را برانگیخت یعنی آنها واقعا درک کنند برای یادگیری  آمده اند . باید عملشان نشان دهد که یاد گرفته اند و باید بدانند چه یاد گرفته اند و چه کاری برای بیشتر یاد گرفتن بکنند . به سادگی می توان به آنها یاد داد خودشان یادگیری اشان را مدیریت کنند .

من فکر می کنم . آموزه های چون فعال بودن کلاس ، پویا بودن کلاس ،  با نظام نمره ای سر سازگاری ندارد . منظورم در نظر است در عالم عمل که همه چیزی  در هم است . البته عمل یک انسان نیز نباید با هم ناسازگار باشد . اگر می خواهیم کلاس فعال باشد فعال بودن لازمه اش این است که دانش آموزان در فرایند یادگیری مشارکت داشته باشند . مشارکت با رقابت سازگار نیست . چه در عمل چه در نظر .

 

بدرود/ حسنی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم مرداد 1393 توسط دکتر محمد حسنی

سلام بر همکاران خوبم خانم  ها گودرزی ، اسمانی ،   توانا  ، معلم خلیج فارسی و...

من از مشارکت دوستان بسیار لذت بردم . از این که همکارانی اهل تامل و اندیشه و قلم  در سراسر کشور دارم به خود می بالم . من فکر می کنم که مشکل  و چالش اصلی ما در نظام تربیت رسمی و عمومی ( آموزش و پرورش)  فقدان فرهنگ مناسب در مدارس است  به عبارت دیگر فرهنگ تربیتی  یا یادگیری اصیلی در جامعه تربیتی ما وجود ندارد . من  نگاه به تربیت را هنوز در چنبره تفکرات ضعیف و فرسوده  می بینم . تفکراتی که کارایی  آنها در  جامعه امروز ایران از دست داده است ( شاید در سالهای دور مناسب بود ) . من در یادداشتی که در باره نظر خانم آسمانی نوشتم اظهار شگفتی  کردم . زیرا نوع تفکر ایشان نسبت به نقش مدرسه  و نگاه به دانش آموز ( نگاه انسانی / معنوی شاید هم آسمانی ) از نوع دیگری بود.  من با وجود این که بسیار ی از انتقادات را به جا می دانم  اما می خواهم از زاویه ای دیگر وارد بحث شوم

من به عنوان فردی که در تبیین و اشاعه رویکرد ارزشیابی کیفی توصیفی در نظام تربیتی ایران بیش از ده سال تلاش وافری کرده است می گویم که  قصد این الگوی ارزشیابی بسیار فراتر از آوردن پوشه و رتبه به جای ورقه امتحان و نمره بود . هدفش تغییر نوع نگاه به نقش تربیت و دانش آموز و حتی معلم بوده است . ( بحث های مفصل را در کتاب ها و نوشته هایم دارم ) بدون تغییر این نگاه اجرای ارزشایب یکیفی توصیفی نمودی در حد همین پوشه دارد.  در حقیقت نقش این الگوی ارزشیابی این بود که به ما بفهماند ارزشیابی کارکردی در جهت بهبود یادگیری دارد نه اندازه گیری یادگیری دانش آموز صرفاً . این تنها از طریق تغییر الگوی بازخورد  از کمی به توصیفی و کیفی امکان پذیر است .  یعنی وقتی ارزشیابی  نقش همیار یادگیری را پیدا می کند که بازخورد نقش محوری داشته باشد و نوعش به تبع این تفکر عوض شود. برخی بر این باورند که در این رویکرد عملا ارزشیابی در فرایند یاددهی یادگیری حل می شود یا تلفیق می شود . ببینید بازخورد دادن یعنی همان یاددادن  این که گفته می شود بازخورد دادن وقت معلم را می گیرد سخنی است که من را با این فرض دچار شگفتی می کند . مگر بازخورد دادن برای یاددادن نیست و مگر کار معلم غیر  از این است . مگر معلم باید مدام پای تخته حرف بزند و درس ها را توضیح دهد  البته این را باید اضافه کنم که بازخورد  صرفا  کتبی نیست . بخش مهم و عمده و ارزشمند بازخوردها از طریق گفت و گوی فردی و جمعی و یا خود ارزیابی و بازخورد  همسال و یا بازخوردگروهی نیز ممکن می شود . همین جا تا تنور  بحث داغ است مطلبی را بگویم . همین که یک معلم با اعتقاد و فهم عمیق به دانش آموزش اجازه می دهد خودش را ارزیابی کند یا به دوستش اجازه می ده به دانش آموز کمک کند یا فهم بهتر ی از موضوع داشته باشد این نشان از نگاه ارزشمندی به کودک است . کودکی که می تواند و حتی حق دارد به خودش بینیدیشد و خودش را یادگیر ی اش را مدیریت کند . درست است که هنوز فرهنگ این نگاه در بین دانش آموزان و حتی والدین هم جا نیفتاده است . دنبال کردن این رویکرد در سطح و کف کلاس های فعلی مشکل است . اما واقعیت این است که معلم باید چشم انداز نظری فراتری از محدودیت های عملی داشته باشد و درست است که در عمل   درگیر حد و حصر  موقعیت هستیم اما  در عرصه نظر باید چشم انداز بلند تری را دنبال کنیم این یعنی اصلاح دائمی موقعیت یادگیری کلاس  با کمک چشم انداز های نظری بلند.

حرفهای گفتنی بسیار است .  به همین بسنده می کنم

بدرود


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 توسط دکتر محمد حسنی

بدون هیچ توضیحی شما را دعوت می کنم  تا دیدگاه و تجربه خانم  گودرزی را مطالعه نمایید . شاید خودم در یان براه یادداشتی نوشتم .

سلام آقای دکتر روزتون شاد.
ارزشیابی توصیفی رو چند سالیست که می شناسم ،مطالعه کرده ام ودر کلاسهای متعددی به قصد آموختن شرکت کردم.
شنیده اید که می گویند با یک گل بهار نمی شود؟؟!!!
دوسال اخیر تدریس در پایه ی ششم دوسال کاملا متفاوت درتدریس بود.سال گذشته که خودم هم تبحری در آموزش دروس نداشتم شبانه مطالعه میکردم و روزانه درس میدادم. بچه هایی داشتم که برای 25 صدم نمره هم حسابی تلاش می کردند و رقابت جزء اصلی کلاسم بود.تدریس دروس در فضایی صورت میگرفت که همکاری و تعامل بچه ها فوق العاده بود. کسی تحقیر نمیشد کسی به صرف ضعیف بود طرد نمی شدو در عین حال که کلاس سرشار بود از فعالیتهای عملی و گروهی ، آموزش صورت می گرفت.لیکن رقابتی عجیب برای کسب نمره در کلاس حاکم بود که موجب تلاش بیشتر بچه ها می شد . گاه کل روز (5ساعت) درگیر حل یک صفحه ریاضی بودیم. به هر نحو ممکن تفکر بچه ها را بر می انگیختم تا از شیوه های متعدد به راه حل برسند . بحث و مذاکره و حتی گاهی اعتراض برای به بار نشستن یک راه حل علمی.فیلمهای ابتدای سال شاگردانم را وقتی نگاه میکنم تفاوتشان با اول سال مراشگفت زده می کند.
اما امسال برنامه ریزی هایم برای تدریس دقیق تر شد. تابستان طرح درس یک ساله ام را تنظیم کردم و از ابتدای سال جدی کاررا شروع کردم. اما نه کلاس مثل کلاس سال قبل بود و نه شاگردان.

دانش آموزانی که اکثرا با کارنامه خ خ در کلاسم بودند اما عملا نیاز به تلاش.
هر چه بیشتر پیش رفتم توقع والدین بیشتر شد و همکاری بچه ها کمتر . تا جاییکه دروس اصلی را بامشورت والدین کمّی کردم .اما اعتراض خانواده ی دانش آموزان ضعیف باعث شد دیری نپاید و روند کار کیفی ادامه پیدا کند.
امسال را به مثابه ی سالی تاریک در تاریخ 20 و اندی سال خدمتم ثبت کردم.
چیزی که من حس کردم و دریافتم عدم علاقه ی همکاران به تدریس دلسوزانه است .همکارانی که از دید آنها دانش آموزان همه خ خ هستند. منم دوست دارم خ خ باشم همه دوست دارند اما آیا درست است؟
از شما می پرسم انگیزه و شوق مطالعه در دانش آموزان کنونی نسبت به ما چقدر است؟ چرا ارزشیابی توصیفی ،روندی که سالهاست در کشورهای پیشرفته اجرا می شود در کشور ما به مثابه ی دستاویزی است برای قبول شدن به هر نحو دانش آموز.
چرا آموزشهای همکاران به قدری نیست که اجرای طرح ارزشیابی توصیفی را به منزله قبولی تمام شاگردان تلقی نکنند.
دکتر بزرگوار: والدین نمره ی 5 را نمی پذیرند اما نیاز به تلاش را می پذیرند.آیا اسم با مسمّاتری را برگزیده اند؟
ارزشیابی توصیفی را در فعالیتهای عملی و بهبود آموزشهای کلاسی باید دید نه در سیاهه رفتاری که سراسر خ خ تعریف شده است.
دانش آموزانی که ضعف املای شدید دارند یا ریاضیات پایه را بدرستی نمیدانند چگونه در پایه ای مشغول به تدریس می شوند که حقشان نیست؟!
آیا رویکرد نوین آموزش و پرورش چیزی جز آموختن را در پی دارد؟
از طرفی حجم بالای کتب درسی و انجام پی در پی فعالیتهای گنجانیده شده در کتب برای آموزش اثر بخش در کلاس فرصت پر کردن سیاهه رفتار و چک لیست را برای معلم باقی میگذارد؟
یقینا تناسبی بین حجم کتب و مفاهیم و ساعات تدریس و آموزش وجود ندارد چرا که آموزش در یک کلاس 35 نفره با انواع دانش آموزان دیر آموز و بیش فعال و باهوش و مستعد کاری است بس طاقت فرسا.
خون دل خوردن هایی که گاه هم موجب طرد شدنت از سوی همکاران می شود.
اگر دقایقی از ساعات استراحت را در کلاس ماندیم اعتراض میکنند که اینها همه خ خ هستند چرا اینقدر تلاش میکنی و....
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟؟؟!!!

دکتر عزیز! نگرشها باید تغییر کند بعد ابزار و وسایل .
کاش یا توصیفی برداشته شود یانگرش معلمین تغییر کند.
زیر ساختهای تعلیم و تربیت ویران است. ویرانگری که من و امثال من ایجاد می کنیم .با کم کاری کردن ، با نگاه سرسری داشتن و نیاموختن شیوه های نوین فعال تدریس و بافهم نادرست از آنچه که بایدبود و نیستیم.
ارزشیابی توصیفی چنانچه به شیوه ی صحیح اجراشود موجب یادگیری و سرزندگی در جریان آموزش می گردد .پویایی و شادابی را به ارمغان می آورد و کیفیت آموزشهارا بالاتر می برد وتحقق این مصرع زیبا: "درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی ..."
اما دریغ...
سالها قبل بود که معلم منبع آموزش و فراگیری محسوب می شد .برای استفاده از گنجینه ی ذهنی معلمان می بایست قدرت نمایی و گاه زور گویی های معلمان را می پذیرفتیم . اکنون معلم یکی از هزاران منابع دریافت اطلاعات به شمار می آید و البته خود معلمان نیز به این امر کاملا واقفند بنابراین گمان نمیکنم معلمین ما حس ریاست در کلاس را داشته باشند . آنان کسانی هستند که میخواهند جریان آموزش را خود به دست گیرند و سکاندار کشتی کلاسشان باشند اما نمیدانند برای سکاندار بودن باید یک قدم از دیگران بالاتر باشی و مهارت داشته باشی انقدر که بتوانی نقش راهنما را داشته باشی.
نه اینکه نواقص تدریست را با دادن نمرات بیهوده به دانش آموزان جبران کنی .
درد دل زیاد است و کاش ها زیادتر...
سپاس از توجه تان


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم مرداد 1393 توسط دکتر محمد حسنی
یکی از دوستان همکار با اسم مستعار آسمان  پیامی برای من نوشته اند که من را بسیار بر سر ذوق آورد .راستش در اول هم شگفت زده شدم .  دیدگاه بسیار انسانی در باره تربیت و نقش تربیتی معلم  در لابلای این کلمات آشکار است . امیدوارم امثال این همکار همیشه پویا اثر بخش باشند .

سلام آقای حسنی .وقتی نظرات و نگرش های معلمان رو نسبت به ارزشیابی توصیفی می بینم واقعا متاسف میشم .این ها چی درک کردند از تدریس و چه نظری دارند به این که چیزهایی رو به بچه ها یاد بدهند ؟ فقط دلشون میخواد به جای لذت یاددادن و یاد گرفتن و ایجاد فضای لذت بخش کشف و کنجکاوی بچه ها رو بندازند به جون هم به اسم رقابت! و بیش تر از همه این که خودشون رو فعال نشون بدهند . آقای حسنی .این ها ناراحتی هایه که نمیشه ازشون به سادگی گذشت . تربیت معلمان رو باید اصلاح کرد . باید به اون ها گفت که برای ریاست به کلاس درس وارد نمی شوند به عنوان یک راهنمای دانا و عالم به کار به دنیای بچه ها پا می گذارند . چرا معلمان ما این قدر دارند روی برتری طلبی و قدرت نمایی یک عده دانش اموز تاکید می کنند من موندم ! نحوه ی یاددهی-یادگیری در کلاس های درس این نیست که دیده میشه .میگم با ارزشیابی توصیفی به شخصیت بچه ها احترام میگذارید و از پس زده شدن بچه هایی که زیاد نمی تونن قدرت نمایی کنن جلوگیری می کنید ، میگه وااااای نمی دونی چه قدر مشکلات داریم فقط الکی بچه ها نمره می گیرن ... اداره به ما امکانات نمیده .... پس به درد نمی خورده و ....! به خاطر این که همیشه از شرایط موجود ناله می کنند و غر می زنند و گاهی ناشی گری و ناآگاهی خودشون از نحوه ی معلمی ، از ارزشیابی توصیفی ایراد می گیرند و میگن تقصیر ما نیست تقصیر این طرحه ! من کوتاه نمی یام و خودم تلاش خودم رو می کنم تا همون چند تا بچه ای هم که زیر دست من بالا میان با روان سالم و زیرپایه قوی علمی بالا بیان .اما گاهی هم ازین فضا متاسف و دلزده میشم .اگر دست من بود کل ساختار آموزش و پرورش رو خراب می کردم و از نو میساختم .ببخشید که زیاد حرف زدم .با اجازه.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 توسط دکتر محمد حسنی
شنیده ها حاکی از آن است که دو باره زمزمه هایی در خصوص بازبینی در برنامه ارزشیابی کیفی توصیفی سر داده شده است . من شخصا هیچگاه انتظار چنین برخوردی را از ناحیه تیم مدیریت جدید دکتر فانی نداشتم . برخوردی که مشابه مدیریت قبل است . گفته می شود که پیشنهاد شده است  این برنامه ارزشیابی کیفی توصیفی به دوره اول ابتدایی یعنی سه سال اول محدود شود. ایده ای که کاملا مخالف راهکار 19-2 سند تحول می باشد. زمانی که دولت قبل با چنین طرز فکری دست به برخی اقدامات و برگزاری جلسات زد من در یکی از جلسات حضور داشتم و جمع بندی تعدادی از پژوهش های مرتبط با ارزشیابی توصیفی را ارئه دادم . همین جمع بندی جو جلسه را تغییر داد . جلسه نتوانست به یک تصمیم بر علیه ارزشیابی توصیفی برسد . اسلاید های این جمع بندی را در همین وب لاگ گذاشته ام . اما در اینجا یک جمع بندی دیگر را تقدیم می کنم . شاید مفید واقع شود .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 توسط دکتر محمد حسنی
 

اوضاع نظام آموزشي ما و به ويژه مدارس ما در شرايط امروزي بسيار در هم ريخته و نابسامان است . انتظار مي رفت كه اسناد تحولي بتواند با تغيير نگاه و ديدگاه تربيتي كارگزاران آموزشي تحول بنيادين را در تفكرات رقم بزند . گويي اين تحولات در حد اسم ماند و از رسمش هيچ خبري نشد. شايد يكي از موانع اصلي اين تغييرات برخي نهادهاي گلو گير هستند كه هنوز با قدرت فعاليت مي كنند. اين مدارس تيز هوشان و اصلا اصطلاح پر ابهام و غلط انداز تيز هوش از جمله اين نهادهاي گلو گيرند و مانع تحول فكري در نظام آموزشي مي باشند. در اين زمينه يادداشت و پرسش خانم توانا خواندني است.

سلام استاد بزرگوار
باز مزاحم شدم که بگویم :
دیروز بنری روی دیوار مدرسه توجه ام را جلب کرد نوشته بود : "
تدریس تیزهوشان و نکات کلیدی کلاس ششم توسط خانم ....با 40 سال سابقه ی کار به شیوه ی کاملا سنتی "
کلمه ی کاملا سنتی برای من بسیار جالب بود ازشما می پرسم آیا ما معلمین به اصطلاح شیوهای پویا و اهل مدرنیته!!!! که ادعاهای ما چنین است و چنان چه کار کرده ایم که حالا تدریس به شیوه ی سنتی و ابا اجدادی شده است مباهات افتخار گروهی ؟
لطفا به پرسشم همه ی خوانندگان و مخاطبین این وبلاگ پاسخ دهند شما هم بفرمایید شیوه سنتی و ماشینی آیا در واقعیت موفق تر بوده که چنین افرادی آن را بر درو دیوار آویختند و تبلیغ بازار کاریشان را دارند ؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 توسط دکتر محمد حسنی
 

در چند یادداشت قبل من با توجه به یک اسیب شناسی ادعا کردم که بد اخلاقی به صورت خزنده در بخشهای مختلف جامعه نفوذ کرده است مانند یک بیماری مسری . یادداشتی که می خوانید یک از همکارانمان دلسوزانه و وقادانه نوشته اند و به بررسی یکی از بد اخلاقی های جاری در نظام آموزشی پرداخته است . این نگاه کاملا از درون است . یعنی از سرشاخه های اصلی نظام آموزشی ( مدرسه ) است نگاهی که ما کارشناسان و  بسیاری از تصمیم گیرندگان و سیاست گذارن نظام آموزشی به آن بی توجه اند. نکته جالب همان جمله آخر است . یعنی ما نتوانتسه ایم از خود محوری شدیدی که به سبب تمرکز گرایی دچار آن شده ایم بیرون ائیم و  به گروه عظیمی از معلمان دلسوز و فداکار اعتماد کنیم و . تصورش هم برای بسیاری  از مرکز نشینان چندش آور است که راه حل ها را باید در درون جست نه در بیرون . یعنی همین نظرات . جالب تر این که همکار خوب و اندیشمندمان خانم توانا نیز از  همان منظر یعنی یک معلم با تجربه وقاد و نقاد  این تفسیر را می پذیرد و  شرحی بر این دیدگاه  دارند که هر دو را می آورم :

 

مدارس بیمار امروزی : قابل توجه وزیر محترم آموزش و پرورش
حقیقت امر این است که مدارس امروز ما بیمارند ویک سیستم بیمار نمی تواند اهداف متعالی تعلیم و تربیت را محقق سازد . مهمترین بیماری این سیستم را می بایست در نیروی انسانی جستجو کرد . نیرویی که وقت و انرژی خود در مدرسه صرف امور دیگری می کند که اصلا ربطی به مسائل اموزش و پرورش ندارد . بسیار جای تاسف است که حرمت مدارس به عنوان مکانی مقدس توسط برخی از افراد که خود را معلم می نامند شکسته است .روی آوردن این افراد به شغل های کاذب و کشاندن دامنه ان به مدرسه تعلیم و تربیت فرزندان این مرزوبوم را به چالش جدی روبرو ساخته است . مسؤولان اموزش و پرورش باید بدانند که مدرسه جای کاسبی و بنگاه داری نیست جای تعلیم و تربیت است .حرفه معلمی ، کلاس و مدرسه مقدس است و نباید دستخوش بی حرمتی گردد . البته این افراد کار خود را توجیه کرده که به خاطر معیشت نامناسب دست به این کارها می زنند . معلمان ، مدیران و معاونانی که به خاطر کار اصلی خود که همان امور آموزشی و پرورشی است هرگز با امادگی و مطالعه قبلی در مدرسه حاضر نشده بلکه تمام نیروی جسمانی و فکری خودشان را صرف پرداختن به امور کاذب خود می کنند دریک کلام این گروه اصلا به معلمی اعتقاد ندارند . روی آوردن این قشر به ظاهر فرهنگی به شغل های کاذب حرمت شکن مانند : کرایه کشی ، بنگاه داری ،خرید و فروش البسه ، چوب داری ، خرید وفروش محصولات کشاورزی و دهها شغل دیگر توهین به تعلیم وتربیت است ودریک کلام این ها کار اصلی خود را به تمسخر گرفته اند .جالب این جاست که در کلاس و مدرسه به جای بحث کردن پیرامون مشکلات درسی و پرورشی دانش آموزان ، چانه زنی بر سر این شغل های کاذب است . برنامه ریزان تعلیم وتربیت باید بدانند که رسیدن به چشم انداز توسعه در اموزش و پرورش با وجود این نیروها امکان پذیر نیست بلکه اب در هاون کوبیدن است . به نظر من که خودم نیر یک معلم هستم و خون به دل ، باید عرض کنم که اموزش و پرورش دچار بحران شده است و می بایست مدیریت بحران تشکیل داد .( محصول تربیت مدارس امروزی از ناکجا اباد سر در می آورد ) مطالب فوق یک حقیقت انکار ناپذیر است که با زبان عامیانه به مسئولین تذکر داده شده است )-

هر مشاهده گر با مهارتی که که با دید کارشناسی و انتقادی وارد مدارس ما می شود به وضوح اشکالات سیستم کنونی را می بیند( هرچند در بسیاری مواقع این اشکالات از دید یک فرد عادی هم پنهان نمی ماند ) متاسفلنه برنامه ریزی مسئولین در امر تعلیم وتربیت مدارس تک بعدی یست . اگر چه هرچندگاهی شاهد تغییر در روش های ارزشیابی ، محتوای کتب درسی ، تغییر در پایه های تحصیلی ، مجبور کردن مداس به اجرای طرح های گوناگون و .........می باشیم .ولی ازاین نکته غافلیم که چه کسی باید این هم تغییر را مدیریت و اجرا کند .؟؟ مدیران ، معاونین و معلمانی که در مطلب قبلی به آن ها اشاره شد ؟؟؟ کدام رهبر آموزشی ؟؟؟ ما در مدرسه رهبر آموزشی نداریم !!!! کدام معاون آموزشی ؟؟مادر مدرسه معاون آموزشی نداریم !!!!! کدام معلم ؟؟؟مادر مدرسه معلم نداریم !!! شاید خواننده فکر کند که نویسنده اغراق و زیاده روی کرده و همه چیز را به چشم بد بینی می نگرد ولی باور کنید دریک سیستم کاملا معیوب از تعداد اندکی نیروی خلاق ، نوآور ، مبتکر ، متعهد و متخصص هیچ کاری مثبتی بر نمی آید ؟؟؟؟ دریک کلام باید گفت امر اموزش و کسب مهارت های زندگی در مدارس تعطیل شده است. سکان دار تعلیم وتربیت در مدارس کسان دیگر ی هستند که فکر معلمان و دانش آموزان را به یغما برده اند واز این راه میلیادری به جیب می زنند . ( هرچه از اول انقلاب به جلو می آیم متاسفانه مدارس از هدف خود دور تر شده اند ) این جاست که باید بگوییم دریغ از پارسال !!!! البته کاغذ بازی و جواب دادن بخشنامه به صورت کتبی و در قالب CD و DVD و ارسال صورت جلسلت صوری و تشریفاتی برای کسب رتبه های کا ذب در بین مدارس شهرستان و استانی و کشوری به اوج خود رسیده است . متاسفانه شاخص و معیار برتر بودن مدارس انجام این گونه کارهاست .!!! شعار این است که از ما خواسته اند چاره ای نسیت .بنابراین ( بحث کیفیت تعطیل ) (افت تحصلی پنهان خیلی زیاد )( دادن مسابقات گوناگون بین دانش آموزن به ظاهر قوی خیلی خوب ) ( بی توجهی به دانش آموزان ضعیف جهت توانمند شدن در مدارس موج می زند ) درخاتمه باید عرض کنم که ما پیشنهاد داریم بر ای کاهش این مشکلات ، ولی تصمیم گیر ان اصلی برنامه ریزانی هستند که به صورت متمرکز برای ما تصمیم می گیرند . ازما فرهنگیان بخواهید ما راهکار می دهیم اگر به کار ببندید .

گویی همه دست به دست هم داده اند تا در برنامه های آموزش و پرورش اختلال ایجاد کنند یکی از سازمان هایی که با برنامه های آموزش و پرورش هماهنگ نیست و دربسیاری از اموربه تبلیغ مطالبی کارشناسی نشده می پردازد وامور اموزشی و پرورشی دانش آموزان را دچار مشکل می کند سازمان صدا وسیما است . به عنوان مثال بعد از گذشت سال ها از اجرای ارزشیابی توصیفی نه فقط در این زمینه اطلاع رسانی نکرده ، بلکه هم چنان در برنامه ی خود به موضوع نمره و امتحان در مقطع ابتدایی اشاره می کند .مورد یگر تبلیغ وسایل کمک آموزشی غیرکارشناسی شده جهت استفاده دانش آموزان است .مانند کارت های تد خوانی ، عد دخوانی و ............. تنها منبع رسمی برای تولید محتوای و وسایل آموزشی و پرورشی دانش آموزان (اموزش و پرورش) باید باشد و یا دست کم مورد تایید ان .نه شخص یا منبع غیر مسئول دیگر !!!!!
مورد دیگر تبلیغ کتب کمک آموزشی اموزشگاههای غیر مسئول می باشد مانند قلم چی ، گاج ، مبتکران ، علوی و .........سازمان صدا وسیما باید بداند که تبلیغ این موارد بدون مجوز از کارشناسان آموزش و پرورش غیر قانونی است چون به تعلیم وتربیت بچه های این مرزوبوم مربوط می شود . لذا به خاطر کسب در آمد نباید این کار را انجام دهند . چون ضرر ان در آینده متوجه کل کشور خواهد شد . و امنیت ملی به خطر خواهد افتاد .بنابراین وزیر محترم خیلی ریز به این مطالب دقت کنند . و از حریم این نهاد گسترده حفاظت کنند .

امید است که مسئولین دریابند

نظر خانم توانا

حضور محترم استاد ارجمند سلام عرض می شود
یادم است 3 سال پیش از طرف آموزش و پرورش مامور شدم تابرای رسیدگی به شکایت عده ای از اولیا به یک مدرسه ی روستایی بروم خبر رسیده بود که آقای مدیر محترم در مدرسه اش به جای کلاس و درس و مشق (معلم آموزگار بودند ) به خرید و فروش موتور سیکلت مشغولند ...جالب اینکه دانش آموزان نیز در این معاملات به راحتی شرکت می کردند ...اخلاق بازاری ! نحوه ی مکالمه بین افرادی که بیشتر قهوه خانه نشینان بیکار بودند ...دیالوگ هایی که از مدرسه به خانه و کوچه کشیده می شد و ...وووو... هرچند این آقا توبیخ کلامی و کتبی هم شاید ...شد ولیکن کم نیستند از این دسته مدیران و معلمینی که یادشان می رود کجایند و شغل شان فقط یک شغل نیست بلکه زندگی است
درضمن این را هم بگویم من به شخصه معتقدم همه اینها از دل زندگی و مسایل اقتصادی و اجتماعی برمی خیزد در کوچه وخیابان تا چندی پیش بین بی سوادان و تحصیلکرده ها کاملا تمایز وجود داشت اما وقتی فوق لیسانس ادبیات در مدرسه ی ما در آبدار خانه هست و فتو کپی می کند و نامه می برد و ...به راستی اخلاق به جز در آوردن لقمه ای نان می تواند باشد ؟

من با این حرف کاملا موافقم که آموزش ما دچار بحران شده است ...وقتی از زبان کودکان 10-13 ساله مدام می شنوی دپرس شده ام یا افسردگی گرفته ام ...باید که ترسید ...باید که برای این فرهنگ ِ بی فرهنگ !کاری کرد ...باید که برای علت بداخلاقی ها دنبال کاویدن در خودمان شویم ما چه سهمی در این بداخلاقی هاو ناهنجاری ها داشته ایم ؟ چه سهمی در ریشه کن سازی آن می توانیم داشته باشیم ؟

مرا برای پر گویی ام ببخشید شرمنده

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم تیر 1393 توسط دکتر محمد حسنی
 

در يادداشت قبل تحليل يكي از همكاران و مدرسان را در خصوص جايگاه پوشه كار مطرح كردم . همكار خوبمان آقاي نصور  مرادي در پاسخ يادداشتي نوشته اند كه در زيز تقديم مي شود.

ضمن سلام خدمت آقای دکتر حسنی و همکار محترم یکی از سر گروه های استان ........
همکار محترم در جواب مشکل مطرح شده باید عرض کنم که ما معلمین ، مدیران مدارس و مسئولین ادارات هنوز باور نکرده ایم که پوشه کار و ..... فقط یک « ابزار یا وسیله » است نه بیشتر !!!!! بنابراین هدف نیست که ما حتی به خاطر ان امنیت روانی خانواده خود را با مشکل روبرو سازیم . واین موضوع شیبه همان مغالطه جزء و کل است که در نظام سنتی امتحان که جزء بود هدف شده بود و یاد گیری در حاشیه قرار داشت . و حالا هم اگر این گونه پیش برود دایره ای در ادارت تحت عنوان پوشه کار تاسیس می شود . واین یعنی همان زنده شدن دوباره اسیب های گذشته .!!!
به نظر می رسد بسیاری از ما کاملا با روش توصیفی بیگانه ایم
چون هنوز جایگاه ابزارها و یادگیری را در ک نکرده ایم . توجه افراطی بعضی ازهمکارن به ابزارهای ارزشیابی توصیفی ،نه این که یادگیری را بهبود نمی بخشد بلکه در جریان یادگیری اختلال ایجاد می کند و توان معلمین را می برد و ان ها را بی رمق می سازد . حقیقت این است که ارزشیابی توصیفی بسیار شفاف خود را معرفی کرده است و نیاز نیست که این قدر به بیراهه برویم . به امید ان که هرچه زود تر مشکلات برطرف گردد
چون گفته ها دیگر تکراری شده است


نوشته شده در تاريخ جمعه ششم تیر 1393 توسط دکتر محمد حسنی
 

ضمن سلام وعرض ادب

بنده از سرگروه های درسی استان …. می باشم در استان ما ارزشیابی توصیفی را خیلی سخت گرفته اند به طو ری که وقتی نام پوشه کار به میان می آید همه وحشت می کنند همکاران ما نمی توانند پوشه را در مدرسه تنظیم کنند چون تنظیم ونوشته های پوشه آن قدر است که اگر درکلاس تنظیم شود هر روز حد اقل باید 1/5 ساعت از وقت آموزشی کنار گذاشته شود.این است که ناچار پوشه ها جهت تکمیل به منزل برده می شود ودر آن جا با مخالفت همسران وخانواده ها مواجه می شوند وگاه در گیری های لفظی میان اعضای خانواده رد وبدل می شود.تکمیل دفتر مدیریت کلاس هم در استان ما کار بس دشواری است وهروقت به مسولین مجری ارزشیابی توصیفی شکایت یا گلایه ای می کنیم سریعا کتاب ونوشته های شمارا را نشان می دهند اکنون از شما آقای دکتر می پرسم اگر سند نوشته های شماست پس چرا تنها در استان ما؟! چرا در خود تهران چنین نیست؟ آیا این کج سلیقگی ها در استان ها موجب نارضایتی همکاران نیست؟
در بازدید های کلاسی متوجه می شویم اکثر همکاران دچار مشکل روحی روانی هستند وبیم دارند که نکنه پوشه یا دفتر مدیریت کلاسیشان ناقص باشدلذادر اولین برخورد با بازدید کنندگان مشکلات تنظیم پوشه ودفتر را مطرح نموده واز بیماری هایی مانند دیسک گردن بیماری روانی وعصبی..... که در اثرتنظیم پوشه ودفتر به وجود آمده گلایه می کنند وگاه مسببین آن را نفرین می کنند (با عرض معذرت)اکنون به نمایندگی از همکاران استا ن عاجزانه از محضر شماا ستاد بزرگوار التماس می کنم سری به استان ما وفعالیت های مربوط به تنظیم پوشه کار ودفتر مدیریت فرایند های کلاسی بزنید و همکاران مارا از ین کابوس وحشتناک همیشگی نجات دهید باور کنیدهمواره دعاگویتان خواهیم بود.

 

سلام همکار گرامی

از این که  این موضوع را پیگیری می کنید سپاسگزارم .  اگر همه مجریان و کارشناسان چنین پیگیرهایی در مورد این رویکرد جدید داشتند  بی تردید شاهد اثار ارزشمند آن در فضا و فرهنگ یادگیری مدرسه ای بودیم اما حیف که چنین نشد من نمی دانم که معلمان شما چه برداشتی از پوشه دارند و جایگاه آن را در منظومه ارزشیابی کیفی توصیفی چه می دانند . نمی دانم شما دوستان مدرس چگونه آن را را مطرح و آموزش داده اید . ظاهر قضیه این است که پوشه ابزار وقت گیری است . اما اگربه خوبی فهمیده شود و مهارتهای استفاده از آن  به ویژه موضوع مشارکت دانش آموزان در سامان دهی پوشه  به نحو سازنده و درستی انجام شود این مشکلات هم دیده نخواهد شد. من تا حدی که می دانم یکی از معضلات پوشه فهرست محتوای پوشه است که برخی استانها به آن خیلی تاکید می کنند . به نظرم می رسد که معضل از همین موضوع باشد ( اگر در استان شما هم چنین است شما بفرمایید). به نظر من پوشه کار اگر به درستی مدیریت شود نیازی به فهرست محتوای پوشه نیست . این بخش  یک بخش دلبخواهی است و برای پوشه ضرورتی ندارد . وقت گیر بودن آن هم از اینجا ناشی می شود .

ملاک  درستی کار در ارزشیابی توصیفی من نیستم . آنچه مهم است این است که به هر حال یک الگوی مطلوب از ارزشیابی کیفی توصیفی وجود دارد . برای اجرای آن باید از روش ها و ابزارهایی استفاده کرد . و باید به گونه خاص عمل کرد . بسیاری با بدفهمی خودشان از ماهیت و اساس ارزشیابی کیفی توصیفی  به آن چیزهایی بار کرده اند که جز ذات آن نیست .  همین بدفهمی ها و عدم واکنش درست و بجا توسط مراجع ذی صلاح  با گسترش این بدفهمی ها باعث شده که هرکس دلبخواهی کاری بکند . به گونه ای که در بسیاری از موراد این حرکات و اقدامات دلبخواهی اصل و رح ارزشیابی توصیفی را زیر سوال برده است . البته این بدان معنا نیست که این الگو یک شالکه کاملا تعریف شده و بسته و غیر قابل انعطافی دارد برعکس  ماهیتا انعطاف پذیر است البته با در نظ رگرفتن اصول اساسی آن . به همین دلیل اگر به درستی فهمیده و اجرا شود فضای با نشاطی در کلاس ایجاد می کند که معلم و دانش آموز  در آن  با لذت تجربه می کنند و یاد می گیرند . ضمنا من مسئولیت رسمی و اجرایی در این زمینه ندارم . این موضوع به معاونت آموزش ابتدایی و دفتر آموزش ابتدایی مربوط می شود . من عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرور ش هستم . البته اگر رسما دعوت شوم می توانم به استان سفر کنم . با اینحال از شما خواهش می کنم ویراست سوم کتاب من را که نامش "راهنمای اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی در دبستان" است  را تهیه  و مطالعه کنید . تا حداقل شما مدرس گرامی با جایگاه و ماهیت پوشه کار در منظومه ارزشیابی کیفی توصیفی اشنا شوید . اگر موضوع شفاف نشده است بفرمایید تا تلفنی مذاکره کنیم

بدرود

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم خرداد 1393 توسط دکتر محمد حسنی
با سلام خدمت استاد گرامی ام

حتما در جریان افتضاحی که سازمان سمپاد در نحوه ی طراحی سوالات استعداد های درخشان امسال (93-94) به وجود آورده است هستید ...برگزاری آزمونی استعدادهای درخشانی که پس از اعلام کلید نهایی 5 سوال را خود برگزار کنندگان حذف می کنند به دلیل نامطلوب بودن سوالات واقعا چه فایده ای دارد و چرا این همه اصرار به برگزاری چنین آزمون هایی می شود ؟ آیا سودش اینقدر زیاد است که آقایان نمی توانند از آن دل بکنند ؟ چه کسی باید به فریاد قربانیان خاموش این آزمون های که زیر فشار استرس و اضطراب رقابت مظلومانه پرپر می شوند ،خواهد رسید ؟ کودکانی که دستشان واقعا کوتاه است و چاره ای جز قربانی شدن ندارند .وقتی کودکی تجارت می شود یا دزدیده یا رها یا به کار سخت گمارده می شود فریاد حامیان بشری بلند می شود وحالا کجایند این حامیان تا بیایند و ببینند که فرزندان ما دستاویز عده ای سودجو که حتی اولیای خودشان هم جزوشان است قرار گرفته اند ...بیایید کمی هم دل ما بسوزد و چاره ای بیندیشیم !
خیلی خوب است که که این موضوع را نیز در وبلاگتان به چالش بگذارید و ببینید نظر دیگران چیست
شما که درصدر تعلیم وتربیت هستید تصمیم بگیرید تا چنین آزمون هایی برداشته شود لطفا.

سکینه توانا


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم خرداد 1393 توسط دکتر محمد حسنی
من این روزها به یک ایده جالبی رسیده ام . این ایده  در جامعه امروز ایران ضرورت انکار ناپذیری دارد و فکر می کنم همه باید به تحقق آن کمک کنیم . برای تشریح آن دو مقدمه لازم است :
مقدمه نخست: می دانیم که در همه کشورها از جمله کشور ما از سرمایه های فرهنگی گذشته موزه هایی برپا می کنند . مثل موزه سینما. موزه پست و تلفن موزه دفاع مقدس موزه ایران باستان و مانند اینها . موزه ما را به گذشته و تجارب و زندگی نسل های گذشته می برند و ما را از سرمایه ها و ظرفیتهای گذشتگان آگاه می سازد. یعنی چیزهایی که اکنون در دست نداریم و شاید حسرتش را می خوریم پشت ویرین های موزه می بریم .
مقدمه دوم : حال وقتی به شرایط کنونی کشورمان می نگرم می یبینم که ارزش های اخلاقی بسیار در کشورمان نایاب شده اند . یادشان حس نوستالوزیک عمیقی را در ما بر می انگیزد. سرمایه های که در کویر تفیده جامعه کنونی ما ذوب و حتی تبخیر شده اند . در عرصه های مختلفی چون تجارت، صتعت ، پزشکی، سیاست، آموزش، پژوهش و .. ارزش های اخلاقی گم شده اند .
نتیجه: ما شدیدا به تاسیس موزه اخلاق نیازمندیم که ارزش های اخلاقی را به پشت ویترین ها ببریم تا حداقل به داشتن آنها در گذشته افتخار کنیم . ارزشهای بسیاری که امروز در جامعه ما مفقود شده اند و باید آنها را از زیر خاک بیرون کشید و حداقل در این موزه به نمایش گذاشت .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 توسط دکتر محمد حسنی
دکتر مهر محمدی  رئیس دانش گاه فرهنگیان مقاله ای در باره ارزشیابی توصیفی در فصل نامه تعلیم و تربیت شماره زمستان 1392 چاپ کرده است . این مقاله انتقادی و به نظر منصافه است . در فضایی که هر کس  دستش( به ویژه مسئولین و ...) می رسد بر سر ارزشیابی کیفی توصیفی می زند یا به آن بی محلی و کم توجهی می کنند  و با آن ژست روشن فکری می گیرد. این مقاله و  انتشار آن جالب توجه و در خور تحسین است  این مقاله بر این مبنا حرکت کرده است که  الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی را از منظر ارزش های مورد توجه در اسناد تحولی و بالا دستی آموزش و پرورش مورد نقد بررسی قرار داده است یافته های این بررسی جالب است . من بعدا نقد ی بر این مقاله خواهم وشت برای خواندن این مقاله به این ادرس بروید .

http://www.rie.ir/uploads/116_final_13606.pdf


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 توسط دکتر محمد حسنی

دكتر محمد حسني

مقدمه


    علي‌رغم اينكه سالهاست از سوي صاحب نظران و نويسندگان، بر نظام ارزشيابي پيشرفت تحصيلي كشورمان، نقدهايي وارد مي‌شود،اما اين، از طرح الگوها و نظريه‌هاي جديد در حوزه ارزشيابي تحصيلي مدت زمان زيادي نمي‌گذرد. دهه هفتاد،‌ دهه ای است كه به دليل انتشار نتايج آزمونهاي بين‌المللي تيمزنگاه سياست‌گذاران و صاحب‌نظران، متوجه اهميت نظام سنجش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي گرديد. در اين زمان بود كه نظريه‌هاي جديد ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به نحو گسترده‌اي درمحافل تربيتي، طرح و مورد بحث و كاربرد قرار گرفت. تصويب آيين‌نامه امتحانات دونوبته با رويكرد ارزشيابي مستمر درميانه دهه هفتاد، نشان از اين واقعيت است كه بعد از سالها نظام آموزشي با ديدگاه ها ي جديد آشنا مي‌شود.

     اين ديدگاه ها ي جديد درمحافل تربيتي (‌مديريتي و علمي) در سطح نسبتا وسيعي مطرح و مورد عنايت قرار گرفته است. در راستای این دیدگاه های جدید الگوی ارزشيابي کیفی توصيفي   در ادامه تحولات ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و  به دنبال گسترش ارزشیابی مستمر از آغاز دهه هشتاد مورد توجه قرار گرفت. هم اکنون نیز این این رویکرد ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در مبانی نظری سندتحول در بخش رهنامه نظام تربیت رسمی و عمومی ( صادق زاده قمصری و همکاران ، 1390) و در سند تحول بنیادین راهکار 2-19 ( شورای عالی آموزش و پرورش ، 1390) و سند برنامه درسی ملی ( شورای عالی آموزش و پرورش ،1391) مورد عنایت قرار گرفته است. اما شواهد و تجارب نشان می دهد که موانع بی شماری در مسیر استقرار این رویکرد  ارزشیابی بوده و هست  . در این مقاله با تحلیل اسناد و مدارک علمی موجود در این زمینه ضمن بررسی چالش ها ی شناسایی شده به شناسایی چالشی دیگر  و ارائه ایده ای برای استقرار بهتر و منطقی تر این رویکرد از منظری متفاوت مطرح پرداخته  می شود.

یافته ‏ها

ارزشیابی کیفی توصیفی  از روزهای اغازین اجرای سراسری اش با چالشهای  سختی دست به گریبان بوده است. بررسی اسناد و مدارک و نظرات صاحب نظران نشان می دهد که عمده ترین چالشهای این الگوی ارزشیابی به این شرح اند:

o        عدم تغییر  نظام برنامه ریزی درسی در تناسب با ارزشیابی کیفی توصیفی 

o        عدم آمادگی معلمان به لحاظ نگرش تربیتی  و شیوه های مرسوم یاددهی یادگیری

o        فقدان الگوی مناسب اشاعه و بومی سازی ارزشیابی کیفی توصیفی

o        وجود باورهای ریشه دار در بین والدین نسبت به ارزشیابی کمی

o        فقدان وجود پشتیبانی مناسب از فرایند اشاعه و استقرار

چالش های یاد شده عمدتا چالش های مشترکی اشاعه واستقرار هر نوآوری در نظام تربیت رسمی و عمومی است.اما چالشی هست که یک راست به ماهیت و ذات خود ارزشیابی کیفی توصیفی بر می گردد.

بنياد نظري الگو ارزشيابي كيفي بر اين استوار است كه فرايند ارزشيابي و فرايند يادگيري دو فرايند مستقل و متمايز از هم نيستند. در حالي كه بر خلاف اين نظر نقشه فرايند يادگيري دانش آموزان در دفتر برنامه ريزي و تاليف کتاب های درسی با نیم نگاهی با الگوی ارزشیابی کیفی تهيه مي شد و چگونگي ارزشيابي از اين فرايند در نهاد ديگریعنی معاونت آموزشی . هر چند هر دو بخش به لحاظ نظري با كليات الگوي جديد ارزشيابي(‌كيفي توصيفي) همفكر بودند. اما اين جريان برخلاف روح ارزشيابي كيفي توصيفي در دو بخش مديريت مي شد.

شاهد اين مدعا اين وضعيت بود  كه ارزشيابي كيفي توصيفي در دفتر برنامه ريزي درسي  به صورت يك بسته جداگانه تدوين مي شد( مانند توليد كتاب يادشده) و يا احياناً در برنامه هاي درسي به صورت تجويزات كلي در كتاب راهنماي معلم يا راهنماي برنامه درسي درج مي شد. اما در عمل معلوم نبود چگونه دو فرايند ارزشيابي و ياددهي بايد با هم تلفيق و هم دست شوند.در اساس نظري رويكرد ارزشيابي كيفي توصيفي  ،‌دوجريان ارزشيابي و ياددهي يادگيري در هم تنيده در كلاس درس ظهور و بروز مي يابند در حالي كه در عمل چگونگي كار توسعه و گسترش ارزشيابي كيفي بر مبناي تفكر ارزشيابي سنتي انجام مي شد. يعني اين طرز فكر كه ارزشيابي جرياني مستقل ازفرايند تدريس و يادگيري است. به همين دليل پنهان بسيار عميق جريان گسترش ارزشيابي كيفي توصيفي به آن صورت كه انتظار مي رفت ، با موفقيت روبرو نشد وكام علاقمندان و طرفداران آن كاملاً شيرين نشد. در واقع چگونگي اجراي اين الگو با ذات ماهيت آن تناسبي نداشت و اين موضوع به صورت عملي خود ستيزانه در توسعه و  استمرار  الگو نمود يافت. يعني جريان توسعه و  استمرار در اساس خود با يك تعارض و ناسازگاري دروني و مخفي روبرو بود.

بحث و نتیجه ‏گیری

در واقع الگو از ما مي خواهد كه ارزشيابي و يادگيري را هر دو فرايندي بدانيم كه هم آغوش و همسفر هستند و هر دو به هم كمك مي كنند. تا اهداف محقق شود و تجارب يادگيري ثمربخش شوند.  تاكنون پيوند ارزشيابي كيفي توصيفي با برنامه هاي درسي و به ويژه كتاب هاي به صورت الحاقي بوده است. درحالي كه مطابق با ماهيت رويكرد ارزشيابي كيفي توصيفي ضرورت دارد اين پيوند عميق‌تر شود و در واقع تلفيق انجام گيرد نه الحاق. منظور من از اين سخن اين است كه اگر كتاب هاي درسي و يا بسته‌هاي آموزشي را به نقشه فرايند يادگيري بدانيم كه قرار است در كلاس درس پياده و به تجربه گذاشته شود. جايگاه ارزشيابي كيفي توصيفي كه بايد در خدمت و همسو با يادگيري باشد بايد آشكارتر و مشخص تر شود. براي اينكه اين معنا روشن شود بايد ديد كه ارزشيابي كيفي چگونه با فرايند يادگيري پيوند برقرار مي كند. پيوندي كه به بهبود و تعميق يادگيري مي شود و آن در نقشه يادگيري درس يعني كتاب درسي نمود مي يابد.

منابع

حسني ،محمد.؛ احمدي، حسين.(1384) ارزشيابي توصيفي، تهران : انتشارات مدرسه.

خوش خلق، ايرج.(1385) گزارش ارزشيابي اجراي آزمايش ارزشيابي توصيفي در مدارس ابتدايي برخي از مناطق آموزشي كشور در سال تحصيلي 85-1384، پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش منتشر نشده.

راجرز،ام. ؛شوميکر،ف. رسانش نوآوريهاي: رهيافتي ميان فرهنگي ، ترجمة عزت الله کرمي و ابوطالب فنايي (1377) شيراز:دانشگاه شيراز.

رضايي، اكبر. (1385)تأثير ارزشيابي توصيفي بر ويژگيهاي شناختي، عاطفي و رواني- حركتي دانش‌آموزان پايه سوم ابتدايي شهر تهران، رساله دکتري رشته روانشناسي تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي. منتشر نشده.

شورای عالی آموزش و پرورش ( 1390) سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش .

شورای عالی آموزش و پرورش (1391) سند برنامه درسی ملی .

صادق زاده قمصری، علی رضا؛ حسنی ، محمد ؛ کشاورز سوسن و احمدی ، آمنه ( 1390) مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران، شورای عالی آموزش و پرورش.

 

.صافي، احمد (1382) تغيير و نوآوري در آموزش و پرورش ايران و چشم انداز آينده،فصلنامه نوآوري آموزشي ، شماره 3 سال دوم.

کاردان، علي محمد. (1381) نوسازي و نو آوري در آموزش و پرورش ، امکانات و شرايط، فصلنامه نوآوريهاي آموزشي ، شماره 1 سال اوّل،صص12-19.

محمدي، توفيق(1390) ماهيت ارزشيابي و بررسي چالش  هاي تبديل ارزشيابي كمي نگر به ارزشيابي كيفي نگر.  پايان نامه كارشناسي ارشد تاريخ وفلسفه تربيت. دانشگاه تهران.

منطقی، مرتضی.(1385) بررسی چالشهای فراروی نوآوریهای آموزشی، فصلنامه علمی پژوهشی نوآوریهای آموزشی ، سال پنجم ، بهار 1385، شماره 15 .

ميرزا محمدي، محمد حسن. (1390 )شناسايي موانع و مشكلات اجراي ارزشيابي كيفي توصيفي دوره ابتدايي در استان زنجان و ارائه راهكارهايي براي بهبود كيفيت آن. شوراي تحقيقات اداره كل آموزش و پرورش زنجان.

وزارت آموزش وپرورش(1383) سند ملي برنامه آموزش براي همه. تهران: انتشارات منادي تربيت.

 


 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 توسط دکتر محمد حسنی

دکتر محمد حسنی

طرح ارزشیابی توصیفی که مانند انديشه‌‌اي جوانه زد و در جريان تداوم خود در سالهاي بعد به شكل پويايي كمال يافت از جمله طرح هایی است که با توجه به عوامل مختلف درونی و بیرونی در دهه هشتاد در کشور به اجرا در آمد.از آنجا كه فرآيندمحوري را می‌توان انديشه‌ بنیادین اين الگوي دانست،  اين طرح نيز در فرايند شكل‌گيري خود پيشرفت نمود و تكامل پيدا كرد.


روایتی که در ادامه خواهید خواند داستان شکل‌گیری و توسعه این الگوی ارزشیابی است. البته باید گفته شود که این روایت روایت تجربه زیسته کسی است که از آغاز تولد این الگو در کشور به صورت رسمی و غیر رسمی با آن زندگی کرده است وهم‌چنان نیز این مهم از جمله دغدغه‌های حرفه‌ای‌ او به شمارمی رود و با تلاشی گسترده در راستای تبیین و ترویج این ایده شامل ده‌ها سخنرانی و کارگاه آموزشی در سراسر کشور،  تالیف سه کتاب در باره الگوی ارزشیابی توصیفی با تیراژ جمعی حدود صد هزار جلد، تالیف تعدادی مقاله ترویجی و علمی، اجرای چند پروژه تحقیقاتی، نظارت بر تعدادی پایان نامه ارشد، مدیریت یک وبلاگ با موضوع ارزشیابی کیفی توصیفی با میزان  حدود صد و ده هزار بازدید، به توسعه این برنامه کمک کرده است. نوشته پیش‌رو نه مقاله که گزارشی است از دیدگاه شخصی من است که شاید با دیدگاه برخی دیگر که در توسعه این برنامه تلاش کرده‌اند متفاوت باشد. هم‌چنین اگر اسامی این گروه زحمت‌کش از قلم  قاصر من افتاده است به سبب همین شخصی بودن گزارشاست و  قصد وغرضی در کار نبوده است و در اینجا از همه این دوستان همراه سپاسگزاری می‌کنم. تمامی معلمان ، مدیران، کار شناسانی که با فهم خوب و تلاش بی‌وقفه و بی چشم‌داشت خود به توسعه این تفکر کمک کردند.

نوشته پیش‌رو شامل مراحل اجرایی طرح است که من به‌طور رسمی در آن فعالیت داشته‌ام که این مراحل عبارتند از:

  1. مرحله اجراي پيش آزمايشي
  2. سال اول اجراي آزمايشي
  3. سال دوم اجراي آزمايشي
  4. سال سوم اجراي آزمايشي

که در ادامه به تشريح هر يك از مراحل پرداخته شده است:



 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 توسط دکتر محمد حسنی
به نام خدا

سلام

 آگاهید که در سند تحول بنیادین راهکار 19-2  در مورد  ارزشیابی پیشرفت تحصیلی بر این امر اذعان کرده است که در میان دوره ها و ارتقا پایه  رویکرد فرایندی و در  خروج از دوره و انتقال به دوره بالاتر  رویکرد نتیجه گرا باید استفاده شود . یک تفسیر از رویکرد نتیجه گرا سازمان دان به نوعی ازمون تراکمی در پایه های پایانی دوره هاست به ویژه دوره ابتدایی یعنی پایه ششم است . این تفسیر منبع تصیمیم گیری شورای عالی برای ترویج و احیا مجدد ازمون های نهایی است  تا به زعم  آنها کنترل کیفیت اموزش صورت گیرد. این رویکرد و اکنش های مختلفی را به همراه داشته است .  در اینجا از همه همکاران دعوت می کنم . دیدگاه های خودشان را با ذکر نام نشان خود . در بخش نظرات بنویسند . من این نظرات را در وبلاگم منتشر می کنم . در ضمن این که تحلیلی از آن را به مسئولین منعکس خواهم کرد. به هر حال آنچه مسلم این تصمیم گیری یک تاثیر پسایندی بر پایه ها ی پیشتر دبستان خواهد داشت . 

به امید خواندن نظرات شما


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 توسط دکتر محمد حسنی
 

با گذشت 10 سال از اجراي ارزشيابي توصيفي و وعده و وعيدهاي فراوان براي تسري دادن ارزشيابي توصيفي به مقاطع بالاتر، باکمال تاسف باید گفت برگزاري آزمون پاياني پايه ششم بهانه اي شده تا معلمان و مجريان، دست پيش بگيرند و اين بار جلو تر از مسؤ لين و صاحب نظران و تصميم گيرندگان اقدام به برگزاري آزمون در پايه هاي پائين تر حتي پايه اول نمايند تا شايد جلوتر از برنامه هاي پيش بيني شده باشند تا يك بار ديگر سايه شوم امتحانات پایانی را بر سر مدارس ابتدایی بيفكنند. و دانش آموزان ساير پايه ها هم در كنار دانش آموزان توصیفی پایه ششم دبستان طبق برنامه در سر جلسه خوف ناک امتحان حاضر شوند و بار دیگر شاهد صدای پای مراقبان در پادگان تعلیم وتربیت باشيم !!!! این همه اصرار و پافشاری برای زنده کردن امتحانات پایانی چیست ؟ اگر واقعا دليلي دارند كه ارزشیابی توصیفی مخل یادگیری است و يا در آن شك دارند . پس مرد و مردانه براي يك بار هم كه شده آن را در مدارس حذف کنند وبه عقب برگردند .این بهتر از دوگانگی عمل کردن است. فكر مي كنم تصميم گيري هاي فوري فوتي و عجولانه بهتر در آموزش و پرورش ما جواب مي دهد. و طرح هاي كه به بوته آزمايش گذاشته مي شود فرجام خوبي نخواهد داشت. دليل آن همين ارزشيابي توصيفي است كه مدت 10 سالي است كه با عناوين مختلف مثلاً اجراي طرح آزمايشي ، اجراي 30درصدي كلاس هاي درس در هر پايه برگزاري آزمون پاياني از كلاس ششمي هاي توصيفي بجز بلاتكليفي و دو گانگي در بين خانواده ها و مدارس چيز ديگري را به ارمغان نياورده است. بیاییم این قدر با روح روان بچه های معصوم بازی نکنیم . اگر اعتقاد داريم احساس آرامش و آسايش در مدرسه حق مسلم بچه ها ي ابتدايي است. تصميمي درست بگيريم.تا اين حق مسلم را با برگزاري آزمون هاي پاياني از بين نبريم. هرچند گفته مي شودبرگزاري اين آزمون پاياني ملاك تعيين سرنوشت دانش آموز و تصميم گيري معلم براي ارتقاء دانش آموز به پايه بالاتر نيست. اما ما را به ياداين ضرب المثل مي اندازد كه قسم ..... را قبول كنيم يا سر خروس را
ارادتمند و شاگرد شما جليلوند يكي از مدرسين و دوستداران ارزشيابي توصيقي


نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 توسط دکتر محمد حسنی
خانم توانا از مدرسان ارزشیابی توصیفی استان گیلان هستند و از وضعیت موجود ارزشیابی توصیفی به شدت عصبانی و ناراحت هستند . به کلام او دقت کنید.

سلام استادارجمند و بزرگوار 

عرض شود آنچه که بر کاغذ می نگارید بسی زیباست ومن به جرات بیشترش را از برم ولیکن ....
اگر واقعیت می خواهید سری به کلاس ها ی توصیفی (بی برنامه ریزی واز پیش تعیین نشده ) بزنید قطعا بوی کلامتان به واقعیت بیشتر نزدیک می شدخدا بیامرزد ارزشیابی توصیفی را...
شماهم بهتر است برای شادی روحش فاتحه ای بخوانید و اینقدر با واکاوی اش باعث آزار روحش نشوید اگر نیاز به توضیح جهت ترحیم ارزشیابی کیفی و توصیفی باشد در خدمتم/
با تقدیم احترام توانا


نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 توسط دکتر محمد حسنی
باسلام وتبریک هفته معلم خدمت استاد خوبم جناب آقای حسنی :

باکمال تاسف باید عرض کنم بار دیگر وجود شوم امتحانات پایانی بر مدارس ابتدایی ما سایه افکنده است . دانش اموزان توصیفی پایه ششم دبستان می بایست طبق برنامه در سر جلسه خوف ناک امتحان حاضر شوند و بار دیگر شاهد صدای پای زند ان بانان در مکان های تعلیم وتربیت باشند!!!! .اصلا معلوم نیست چه کسی برای مدارس ما تصمیم می گیرد ؟ همه از وزیر محترم گرفته تا رده های پایین مدیریتی ، دم از تحول در نظام ارزشیابی می زنند . ولی شواهد خلاف این را ثابت می کند. حقیفتا ما دچار سردرگمی شده ایم .این همه اصرار و پافشاری برای زنده کردن امتحانات پایانی چیست ؟ مگر این ها رویکرد ارزشیابی توصیفی را نپذیرفته اند ؟ اگر واقعا بادلیل و برهان اعتقاددارند که ارزشیابی توصیفی مخل یادگیری است . پس آن را در مدارس حذف کنند وبه عقب برگردند .این بهتر از دوگانگی عمل کردن است . بیاییم این قدر با روح روان بچه های معصوم کشورمان بازی نکنیم . عاقلانه تصمیم بگیریم . باکمال صداقت بگویید اشتباه کرده ا یم .« به عقب برگردیم بهتر است .»
ولی اگر نظرمارا بخواهی که در مدرسه هستیم هرچند نظر ما مجریان برای شما زیاد اهمیت ندارد . طرح انساز ساز توصیفی می تواند در مقطع ابتدایی جواب گوی نیاز های امروزی دانش آموزان باشد .والسلام/ نصور مرادی


.: Weblog Themes By Pichak :.


Google Pagerank Checker Tool
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک