تبليغاتX
حکمت تربیت
به نام حق

بسیار از گوشه کنار و از زبان صاحب نظران و کارشناسان و غیر کارشناسان شنیده ایم انتقادهایی که بر نظام آموزش کشور ما وارد است نظامی که بیش از صد سال سابقه دارد و از نظامهای کشورهای پیشرفته اقتباس شده است. این نقدها از منظرهای مختلف  و بر اساس نظریه های متفاوت بر کل نظام و یا بخشها و مولفه های آن صورت گرفته است . یکی از این نقدها را در مقاله قبل از زبان جلال آل احمد خواندید و یا می توانید بخوانید. در این قسمت نقدی را از منظر جامعه شناسی آموزش و پرورش و بر اساس نظریه انتقادی به شما عرضه می کنیم.

    مباحث جامعه شناسی اموزش و پرورش کمتر در محافل تربیتی ما مطرح می شود . در محافل علمی  تربیتی ما مباحث عمدتا بر محور نظریه های روانشناسی  دور می زند  و  این حوزه معرفتی یعنی جامعه شناسی آموزش و پرورش کمتر مورد عنایت قرار می گیرد. به سخن دیگر دانش تعلیم و تربیت در کشور ما  از نوعی روانشناسی زدگی در رنج است. منظورم این است که بیش از حدبر روانشناسی تکیه کرده و به دانشهای دیگر مانند جامعه شناسی آموزش و پرورش  فلسفه تعلیم و تربیت و مانند اینها کمتر اقبال  نشان داده است.

به هر حال این مطلب نسبتا کوتاه مجملی از گزارش مطالعه ای است که آقای دکتر اوطمیشی (استاد اینجانب) دکترای جامعه شناسی آموزش و پرورش  در خصوص نقد نظام آموزش و پرورش انجام داده است . این مطالعه به سفارش کمیته مطالعات نظری طرح تدوین سند ملی آموزش و پرورش انجام شده است. من این گزارش را از منظر دلالتهایی که بر حوزه خرده سیستم ارزشیابی تحصیلی دارد مورد توجه قرار داده ام . نظرات دکتر اوطمیشی با نقدهای که بر این خرده سیستم شده است همخوانی دارد  و موید آنها ست. در ادامه این گزارش را می توانید مطالعه کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دکتر محمد حسنی در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 ساعت 7:14 | لینک ثابت |

                                                 

هوالمحبوب

 

نقد مرحوم جلال آل احمد بر نظام ارزشیابی تحصیلی

 

چندی پیش فرازی از کتاب مدیر مدرسه جلال آل احمد - که خدا یش بیامرزد - را خواندم .در این فراز نقدی بر نظام آموزشی ملاحظه می شود که جلال با دیدگان تیزبینش در آن سالها به نظام آموزشی وارد کرده است. گویی هنوز این نقد بر نظام فعلی ما که پس از گذشت سالها وارد است. مطالعه این فراز انگیزه تحریر این نوشتار بوده است  بهتر است ابتدا نقد جلال را بخوانیم و سپس به تحلیل آن بپردازیم.

"گرچه،چوب های ناظم شکسته بود اما ترس دانش آموز از من که مدیر باشم و از ناظم و از مدرسه و از تنبیه سالم مانده بود. وچه وحشتی! می دیدم که این مردان آینده در این کلاس ها و امتحان ها،آنقدرخواهند ترسید و مغزها و اعصابشان را آنقدر به وحشت خواهد انداخت که وقتی دیپلمه شوند یا لیسانسه،اصلاآدم نوع جدیدی خواهند شد .آدمی انباشته از وحشت! انبانی از ترس و دلهره،یک ورقه دیپلم یا لیسانس یعنی تصدیق این که صاحب این ورقه دوازده یا پانزده سال تمام و هرسال چهار بار یا ده بار (امتحان)در فشار ترس قرارگرفته و قدرت محرکش ترس است و ترس و ترس ."

 

نقد نظام آموزشی ما سالهاست از سوی صاحب نظران این حوزه انجام می گیرد وهر یک از دیدگاهی و بر اساس مبنایی به نقد نظام آموزشی پرداخته اند .یکی از مولفه های نظام آموزشی که بسیار مورد واکاوی و نقد قرار گرفته است، مولفه ارزشیابی تحصیلی است . یکی از انتقادات جدی که بر آن نظام وارد شده است و می شود ، سلطه جویی و اقتدارگرایی و سرکوب گری آن است . یعنی همان چیزی که جلال سنجیده و هوشمندانه به آن اشاره کرده به خوبی نتایج اجتماعی آن را به تصویر کشیده است. اولیاء مدارس عمدتاَََََ از طریق چوب و نمره که نماد اقتدار اولیاء مدرسه بوده است برای به تسلیم واداشتن و تحریک دانش آموزان برای رسیدن اهداف آموزشی (کمال مطلوب) یعنی همان یادگرفتن محتوای کتابها از قدرت انگیزشی چوب و نمره، بهره گرفته اند. خوشبختانه بعد از سالها اهرم اول یعنی چوب از رونق افتاده است و کمتر خواهانی دارد . اما نمره همچنان در نظام آموزشی طرفداران فراوان دارد .

به خاطر دارم که در اولین همایش توجیهی الگوی ارزشیابی توصیفی در سال 1382 منتقدی پر هیجان از اهالی قبیله سنجش و اندازه گیری ( رشته سنجش و اندازه گیری) در میانه سخنان من اجازه خواست و با هیجان اظهار داشت که:« چوب را از ما گرفته اید !دیگر نمره را نگیرید !»اگر چه بعد ها دوستی عمیقی بین من و او برقرار شد و پذیرفت که بر «تابوی نمره»نقدهای سختی وارد است .اما این را گفتم که اشاره کنم بحران فقر انگیزشی تحصیلی در نظام آموزشی ،توسل به اهرم انگیزشی «نمره » را موجه می کند و برنامه ریزان و سیاست گذاران جایگزینی برای آن نمی بینند به همین سبب ،چنانچه آقای خوش خلق در گزارش پژوهش خود در باره اجرای طرح آزمایشی ارزشیابی توصیفی اشاره  کرده است، هنوز بسیاری از معلمان از شنیدن خبر  حذف نمره و نظام امتحانات خشن دچار نگرانی می شوند، زیرا اهرم اقتدار خود را از دست رفته می بینند اما آیا برای کودکانی که در آغاز ورود به تحصیلات رسمی هستند و سرمایه ا نگیزشی یادگیری آنها مخدوش نشده است ؛ نیازی هست که به این اهرم انگیزشی معجول ( نمره )متوسل شد؟ تجربه بسیاری از مربیان بزرگ  نشان داده است که کودکان انگیزش کافی برای یادگیری دارند و می توان از طریق َآن ، اهداف تربیتی و انتظارات آموزشی را محقق نمود. همانگونه که آقای خوش خلق در گزارش خود نشان  داده است از نظر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دو گروه توصیفی (خذف نمره ) و غیر توصیفی تفاوتی با هم ندارند. لذا می توان نتیجه گرفت که حذف نمره در یادگیری آنها افتی ایجاد نکرده است.طبق گزارش برخی مشاهده گران  آرامش و عدم اضطراب و نگرانی و همچنین بروز تواناییهای اجتماعی دانش آموزان گروه توصیفی در خور توجه است.

 نگرانی معلمان در خصوص  از دست دادن اقتدار خود، بی مورد است زیرا اقتدار معلم در این سطح از تحصیلات عمدتا از منبع ارتباط عاطفی سرچشمه میگیرد نه تشویق و تنبیه  آن هم به وسیله نمره . همانگونه سعدی علیه الرحمه به خوبی روانشناسان امروزی تشخیص داده است که :

                              درس معلــــم ار بود زمزمه محــــبتی

                             جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را         

   باید توجه کرد که تکیه بیش از حد به این اهرم انگیزشی و تلاش برای استحکام جایگاه انگیزشی آن با تشدید رقابت بین فردی، ترس را جایگزین آن می کند . آنگاه است که اثر تخریبی آن آشکار می گردد . همان اثری که جلال به خوبی آن را توصیف کرده است. کاهش اعتماد به نفس و  تخریب شجاعت در بیان حق، از جمله آثار تخریبی آن است . و خوب می دانیم جامعه با چنین انسانهایی پیشرفت نخواهد کرد اگرچه ذهنهای پرشده خوبی داشته باشند.

خوشبختانه در این زمینه توسط کارشناسان و اهل نظر دیدگاههای خوبی بیان شده است که برای نمونه به دو مقاله زیر که در سایت همشهری بخش آموزش آن منتشر شده است اشاره می کنم. علاقمندان را دعوت می کنم این مقالات را مطالعه نمایند.

بیست نمره خوبی نیست  نوشته خانم ناصری http://www.hamshahri.net/News/?id=5986

مسافر کوچولو آرام باش  نوشته موسی حسینی راوندی

http://www.hamshahri.net/News/?id=5382

         

نوشته شده توسط دکتر محمد حسنی در چهارشنبه نهم اسفند 1385 ساعت 8:42 | لینک ثابت |