تبليغاتX
حکمت تربیت

 

به نام خداوند جان

    در زمستان سال 1381 در شهر کرج حادثه ای رخ داد که نظام ارزشیابی تحصیلی کمی را به شدت به چالش کشید . در آن  روزها "محمد" دانش آموز کلاس سوم ابتدایی  با نمره 16 از درس اجتماعی به خانه بر می گردد  و بازخورد ارزشیابی خود را (نمره 16) به اطلاع پدر می رساند. پدر از این نمره  بر آشفته می شود و دانش آموز را به شدت تنبیه می کند. به گونه ای که منجر به فوت او می شود. این حادثه دردناک در روزنامه ها انعکاس زیادی داشت و  از جنبه های مختلف مورد بررسی و کار شناسی قرار گرفت. من هم با توجه به این که مسئولیت مدیر گروه مطالعات دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی معاونت آموزش عمومی را داشتم مقاله ای رادر روزنامه ایران جمعه به چاپ رساندم . در اینجا عین مقاله را تقدیم می نمایم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دکتر محمد حسنی در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت 12:24 | لینک ثابت |

  هو المعين

زماني كه در دفتر ارزشيابي تحصيلي‌، با توجه به مصوبه‌هاي شماره  674 مورخ 5/2/81 و679 مورخ 30/8/81 ،شورای عالی آموزش و پرورش  با همكاري آقاي دكتر يحيي كاظمي، آقاي دكتر حسين احمدي مدير كل دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي و برخي از همكاران آن دفتر اقدام به تعريف نسخه اوليه الگوي ارزشيابي توصيفي مي‌نمودم، خوش باورانه مانند هر كارشناس بوروکرات فكر مي‌كرديم كه اين طرح مي‌تواند گروه بزرگي از معلمان خوش فكر را به خود جذب كند.تصور اولیه این بود که جذب و افزايش علاقمندي كاربران واقعي اين نوآوري‌، اشاعه و پذيرش اجتماعي آن را بسيار بالا خواهد بود. به همين دليل براي اشاعه طرح الگويي در نظر گرفتم كه براساس آن اشاعه با پشتيباني ستاد، از بستر و بدنه صورت مي‌گرفت و من آن نیروهای علاقمند بدنه نظام را «هسته‌اي وفادار» نام نهاده بودم. به باور من اين «هسته‌ها» به سبب باز نمود عملي آثار مثبت طرح به صورت تصاعدي رقم تعداد حاميان و طرفداران طرح بالابرده و در مدت زمان كوتاهي  الگوی ارزشیابی توصیفی با بهره گرفتن از سرمايه اجتماعي موجود در جامعه آموزشي، به نحوه مطلوبي اشاعه پيدا مي‌نمود.

  امّا تنها اين يك تئوري بود و گذشت زمان و رخدادهاي بسياري كه در سرنوشت اين طرح نوشته شده بود نشان داد كه زمينه براي شكل گرفتن اين هسته‌ها آنچنان هم فراهم نيست. اگرچه اين الگو در دوران سه چهار ساله اجراي خود در سراسر كشور بين معلمان، مديران و كارشناسان طرفداران پروپاقرص پیدا کرده و دارد امّا موانع و نشيب و فرازهاي پيش‌بيني نشده و شده‌اي، توسعه و تبدیل شدنش  به صورت الگويي بومي با مشكل مواجه كرد.

عمركوتاه طرح نشان داد كه اشاعه و استقرار طرح نو آورانه ای مانند ارزشیابی توصیفی، فهم سودمندیها و آثار مثبت آن  با چالش‌هاي زيادي روبرو است. ازجمله اين مشكلات تغيير ساختار سازماني معاونت آموزش عمومي و حذف دفتر ارزشيابي تحصيلي در معاونت آموزش عمومي بود. واگذاري مديريت اين پروژه ملّي به تيم كوچك سه نفره در ستاد ضربه سهمگيني به طرح بود. در كنار تغييرساختار سازماني، تغييرمديريت‌ها نيز مانند بادهاي سرد و سوزناكي،اين نهال نو رسته را تهديد مي‌كرد. بدفهمي‌ها، سوء تدبيرها و مديريت‌ها و حتي غرض‌ورزيهاي گروهي، نيز از موانع مهم ديگر بود كه بر سر راه توسعه اين الگو به وجود آمد. تمامي اينها موجب شد كه طرح به خوبي جاي خود را در بدنه آموزش ابتدايي باز نكند. سخن حافظ در اينجا مصداق دارد «که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها».

 اين مقدمه را گفتم كه با انگيزه بيشتري مقاله كوتاه اما پربار آقاي دهقان كارشناس مسئول ارزشيابي تحصيلي دوره عمومي سازمان آب استان يزد را بخوانيد. دفاعيه ايشان به صورت ضمني از وجود بدفهمي‌هايي از ارزشیابی توصیفی در نظام آموزشي حكايت دارد. علي‌رغم اميدهاي زيادي كه به اين آینده طرح دارم ترس از آن دارم كه تلاشها مصداق اين بيت پرمعنا باشد كه "گوش اگرگوش تو، ناله اگر ناله من  البته آنچه به جايي نرسد فرياد است".


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دکتر محمد حسنی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 ساعت 13:14 | لینک ثابت |