نقد نظام ارزشيابي تحصيلي با تاکید بردوره راهنمایی و دبیرستان از منظر حقوق كودك
(ارائه شده در کنفرانس انجمن مطالعات برنامه ریزی درسی ایران - تهران دانشگاه تربیت معلم1387)
دکتر محمد حسنی
حقوق كودك يكي از مباحث مهم و مطرح در جهان امروز است.
امروزه بشر بر اين باور همگاني است كه كودك[1] موجودي
صاحب حق است. نشان اين تأكيد در بین الملل و همچنين در كشور ما ايران وجود قوانين
مهمی است كه مورد توجه سياستگذاران و مديران كشورها و نهاد های بین المللی است.
اين قوانين دولتها و كليه سازمانها و افراد مرتبط با كودكان را موظف ميدارد كه
بر اساس مفاد آن سیاست گذاری ، برنامه ریزی و عمل نمايند.
يكي از نهادهاي
مرتبط با كودكان آموزش و پرورش است كه نقش بسيار مهم و قابل توجه در تعالي و
تكامل حيات آنان دارد. امروزه آموزش و پرورش(تربیت) خود يكي از حقوق كودكان است.[2] اين
حق در اصل سوم قانون اساسي ماده 26 اعلاميه حقوق بشر، مواد 27، 28، 29، 31 قانون
تأمين وسايل و امكانات تحصيل اطفال و جوانان ايراني مصوب سال 1353 مورد تأكيد قرار گرفته است.[3] آموزش
و پرورش در معناي عام خود شامل فراهم
نمودن تمامي شرايط مناسب زندگي كودك ميشود[4] ، لذا
عوامل و نهادهای ديگر به ويژه خانواده در
تحقق آن دخالت دارند. در مقاله آنچه مد نظر قرار ميگيرد، حق بر آموزش و پرورش در
معناي محدود آن است که به حوزه وظايف دولتها مربوط ميشود. بر اساس ماده 1168
قانون مدني در کشور ایران دولت در زمينه حق بر آموزش و پرورش كودكان، نقش تكميلي و
ثانوی دارد (انصاري ، 1386)، بر اين اساس
دولت متعهد به رعايت و حمايت و محقق ساختن اين حق مي باشد. انجام این تعهد دولت
بايد داراي خصوصياتي مانند: رايگانبودن، عادلانهبودن (برابر بودن)، قابل قبول
بودن و مطابقت با حداقلهاي مقبول و كيفي و قابل انطباق بودن با نيازهاي فردي و
جمعي كودكان باشد. (انصاري،1386)
حق بر امنيت نيز
از ديگر حقوق اساسي كودكان است. این حق در اصول 22 و 25 قانون اساسي ماده 7
اعلاميه حقوق بشر اسلامي ، ماده 2 قانون حمايت از كودكان و نوجوانان، مواد 3 و 13
و 15 و 39 میثاق جهانی حقوق كودك و ماده 3
اعلاميه جهاني حقوق بشر مورد تأكيد قرار گرفته است. منظور از اين حق اين است كه
كودك بايد از تمامي شرايط و عوامل آسيب زا كه حيات جسماني و رواني او را به خطر مي اندازد، مصون باشد. اين
حق از جمله مهمترين و اساسي ترين حقوق كودكان است زيرا كودكان به دليل شرايط ويژهاي
كه دارند از يك سو حساس و آسيب پذير بوده و از سوي ديگر دوران شكلگيري ، شكوفايي ،
رشد و بالندگي توانايي خود به سر می برند،
لذا هر گونه شرايط و عوامل نامساعد محيطي می
تواند بر اين روند تأثير منفي بگذارد.
نظام آموزش و
پرورش رسمي موجود در كشور ما که سابقه اي بیش
از يك قرن دارد ، دارای اجرا و خرده
نظامهایی است. یکی از خرده نظامهای حساس و تاثیر گذار بر اجزاءدگر نظام، خرده نظام
ارزشیابی تحصیلی است.این خرده نظام تا کنون از زوایای گوناگونی مورد ارزیابی و نقد
بسیار قرار گرفته است. هدف اين مقاله بررسي مطابقت خرده نظام ارزشيابي تحصیلی با تاکید
بر دوره راهنمایی و متوسطه در بعد روش، سازو کارهایی اجرایی و الگوی ارتقا تحصیلی،
با اجزاء و ابعاد مختلف حقوق کودکان به
ويژه حق بر امنیت و حق بر آموزش و پرورش است. بر این اساس پرسش اساسی این است که
آیا حق بر امنیت و حق بر آموزش و پرورش با سازو کارهای رایج در خرده نظام ارزشیابی
تحصیلی مطابقت دارد؟ و چه انتقادي از اين منظر بر خرده نظام ارزشيابي تحصيلي وارد
است؟
بديهي است در مدرسه
به عنوان محيطي كه زمينههاي لازم براي رشد و تعالي كودكان را فراهم ميآورد، لازم
است شايستگي كودكان ارزشيابي شده تا توسعه و تكامل يابد. اما مدارس با ايجاد فضاي
رقابتي رنجآور، آزمونهاي مكرر، تهديد و ايجاد ترس با نمره، آرامش و آسايش خيال
دانشآموزان را بر هم ميريزد. لذا نظام
ارزشيابي تحصيلي با ايجاد استرس و فشار رواني در محيط آموزشي باعث سلب امنيت رواني
ميشود. چه بسا اين شكل ارزشيابيها موجب ايجاد صدمات جسماني نيز بشود.
همچنین این نظام،
نگاه ویژه ای به شکستهای دانش آموزان و انعکاس آن دارد و با بزرگ كردن شكست هاي
مختصر، مدرسه را تبديل به مكاني كرده است كه تجربه تحقير آميز جزيي ضروري از زندگي
مدرسه اي شده است، این امر موجب کاهش اعتماد به نفس دانش آموزان می شود . تجربههاي
مستمر این گونه براي گروهي گسترده از فرزندان اين سرزمين كه عملكرد تحصیلی در حد متوسط و يا کمتر از متوسط دارند، مانع
پيشرفت و يا حتي موجب پسرفت ميشود.
چنين شرايطي همراه
با نظام ارتقايي تحصيلي مكانيكي كه بخش جدا نشدنی از نظام ارزشيابي تحصيلي است، بر
نابرابري آموزشي دامن ميزند و گروهي از دانشآموزان با شرايط ويژه را از آغوش نه
چندان گرم خود دور ميسازد، لذا به گونه ای برخي را از حق بر آموزش و پرورش محروم ميسازد.
از نگاه ديگر
نظام ارزشيابي موجود به سبب كمي گرايي وتاکید بر ابزاری به نام امتحان كتبي و با
عدم توجه به سطوح عميق تر يادگيري، عملا كودكان را از حق بر آموزش و پيشرفت از نوع
كيفي و مطلوب آن محروم ميسازد، همچنين نمره گرايي موجب وجود فشارهاي نهادينه شده
اجتماعي بر دانشآموران از سوي معلم، مدير، والدين و حتي جامعه شده است. اين فشار
از یک سو، دانش آموزان را از فرصتهاي
تربيتي ارزشمند مدرسهاي و حتي زندگي اجتماعي محروم ميسازد و از سوی دیگر، عامل
مضاعف، محرومسازي از حق بر آموزش و پرورش
كيفي است.
كليد واژهها : حقوق كودك. نظام آموزش و پرورش رسمي. نظام ارزشيابي
تحصيلي. دوره راهنمایی تحصیلی.دوره متوسطه.
[1]
. در منابع حقوقي عموما كودكي سنين بين تولد تا هجده سالگي تعريف شده است.
[2]. منابع اساسي اين حقوق عبارتند از:
- منشور جهاني حقوق بشر
- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
- میثاق جهاني حقوق كودك
- میثاق جهانی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
- قانون حمايت از كودكان و نوجوانان ايران
- قانون تأمين وسايل و امكانات تحصيل اطفال وجوانان
ايراني
- منشور ملي حقوق دانش آموزان ايران
[3]
.در منابع حقوق اسلامي بر اين حق كودك
عنايت خاصي شده است
[4]
. بر اين اساس گفته ميشود كه تمامي حقوق كودكان در زمره حقوق تربيتي آنان به
معناي عام قرار ميگيرد (حاجي آبادي، 1385)
درود بر شما
شعری خوانده ام از آقای مجتبی کاشانی بسیار زیبا و دلنشین . ایشان که بخوبی نمی شناسمش ،با خیال پردازی شاعرانه اش طرح مدرسه ای را ریخته اند که زیبا و جذاب به نظر می رسد . منظور من از طراحی مدرسه فضای کالبدی آن نیست بلکه طراحی جو حاکم بر آن است . جوی سرشار از دوستی، آزادی ، انسانیت و معنویت . اگر بخواهیم مدرسه در خور کودکان این مرز و بوم داشته باشیم جو انسانی ، منش معلمان ،روش های تدریس ، رورشهای ارزشیابی و روابط معلم و شاگرد چنین باید باشد که آقای کاشانی ترسیم نموده اند. چنین مدرسه کاملا موافق دیدگاه تربیتی من می باشد . به نظر شما آیا این مدرسه قابلیت تحقق دارد؟ شعر را بخوانید و نظر دهید.
ادامه مطلب

