"تربیت؟" یا "تعلیم و تربیت؟" مساله این است.
سال هاست درادبیات تربیتی کشورمان در خصوص مفهوم پردازی فرایند حساس و کلیدی تربیت تشتت آرا دیده می شود. گروهی اصطلاح مرکب آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت را به کار می برند و گروهی دیگر از واژه تربیت استفاده می کنند. هریک در استفاده از واژه یا اصلاح مورد نظر خود دلایلی راارئه می دهند که طرح انها در اینجا موجب اطاله کلام خواهد شد.
اما به اجمال دیدگاه کسانی که از کاربرد اصطلاح مرکب "آموزش و پرورش" دفاع می کنند این است که هیچ یک از این دو واژه به تنهایی تحمل بار معنایی آنچه در خارج به عنوان تحولات هدفمند بر ابعاد وجودی کودکان و نوجوانان رخ می دهد نیست لذا این دو واژه را باهم و به صورت مکمل همدیگر به کار می برند.
در مطالعات نظری مربوط به سند ملی آموزش و پرورش گروه تهیه کننده فلسفه تربیت دیدگاه مخالف دیدگاه اخیر را دارند . به اعتقاد این گروه اصطلاح تربیت تحمل بار معنایی جریان را دارد و همه فرایندهای دیگر، زیر مجموعه آن به شمار می روند. این گروه دلایل خودرا چنین بیان کرده اند:
ادامه مطلب
مدرسه بد از زبان یک دانش آموز تصویر شده است به نظرم نقطه مقابل آن چیزی است که در طرح ارزشیابی توصیفی تصویر می شود. این مطلب از یکی از کتابهای اقای دکتر به پژوه استاد دانشگاه تهران نقل شده است.
من درمدرسه هیچ وقت خوشحال نیستم .معلم ها وشاگردها مرا مسخره می کنند .دراین مدرسه فقط هرکس را که نمره بیست بگیرد خوب می دانند .سرصف اسم او را می گویند کارت آفرین به اومی دهند واورا تشویق می کنند .اما من هیچ وقت نمی توانم نمره بیست بگیرم . هر کاری می کنم باز نمی توانم .مادرم بلد نیست بامن درس بخواند .پدرم شب ها دیر به خانه می آید وهمیشه خسته است. وقتی معلم مرا پای تخته می برد نمی توانم مساله حل کنم .می ترسم .زبانم می گیرد وخطم بد می شود .معلم سرم داد می کشد .بچه ها به من می خندند ومرا مسخره می کنند ومی گویند :خانم این از بس درس خوانده هول می شود . بچه ها همیشه مرا اذیت می کنند آنان از خود راضی هستند .وقتی بچه ها به من می خندند من ناراحت می شوم ودلم می خواهد بمیرم .من بلدم کتاب فارسی راخوب بخوانم می توانم گل لاله بکشم .من بلدم با مقوا یک کاردستی درست کنم .بلدم بادبادک درست کنم من می توانم زنگ ورزش خوب بدوم اما هیچ وقت معلم به من نمی گوید :آفرین ویا کارت آفرین به من نمی دهد .چون من بلد نیستم مساله حساب حل کنم .مادرم هم بلد نیست .پدرم هم بلد نیست .من مدرسه ام را هیچ دو ست ندارم .مدرسه ای که بچه ها رابا هم بد کندمدرسه ای که به بچه ها بخندد یک نفر راهمیشه سر صف ببرند این مدرسه خیلی بدبد بد ...است.
مدرسه شما چگونه مدرسه ای است .
