به نام خدا
این سوال در خصوص نظریات ارزش شناسی علامه مطرح است که ایشان دیدگاهی مطلق گرا دارند یا نسبیت گرا؟ گروهی اعتقاد بر این دارند که علامه برمبنای دیدگاهش در کتاب اصول و فلسفه رئالیسم فردی نسبیت گرا در عرصه ارزرشها است و گروهی دیگر بر اساس نظریاتش در المیزان او را مطلق گرا می نامند و برخی نیز آرا او متعارض می بینند. به نظر اینجانب ایشان در دو اثر خود یعنی المیزان و فلسفه رئالیسم دیدگاهی مطلق گرا دارند و می توان تفسیر مطلق گرایانه از نظریه اعتبیاریات ایشان ارائه داد . در این مقاله کوتاه این موضوع موردبحث قرار گرفته شده است.
ادامه مطلب
به نام حق
غربت ارزشهای اخلاقی در عرصه پژوهش
یکی از معضلات برزگ جامعه ما و حتی جامعه بشری عدم روی آورد حقیقی به اخلاق و اخلاقیات است . ظلم و بی عدالتی ، فساد ، فقر ، کشتار انسانهای بی گناه ، اعتیاد ، بزه کاریها و بسیاری از پدیده های زشت جوامع بشری ناشی از کم لطفی به این ساحت معنوی در حیات بشری است .
"اخلاق به منزله آييننامهاي است كه انسان موظف است به لحاظ انسان بودن، آن را رعايت كند. چرا كه انسان براي بازگشت به كرامت واقعي و حقيقي خود به اخلاق نيازمند شده است . اصول اخلاقي به قوانين كمال انسان و تحقق بخشيدن خير مربوط است و در نتيجه در هر حرفهاي به مجموعه احكام ارزشي ناظر بر آن حرفه اطلاق می شود . "(ساکی، 1386) بی گمان این توجه به اخلاقیات در عرصه های متفاوت باید مورد عنایت واقع شود و در مقام ارزش گذاری برخی عرصه بیشتر از عرصه های دیگر باید روی آورد عمیق تری به اخلاق داشته باشند. ماند عرصه پژشکی که از قدیم الایام این مورد توجه متفکرین بوده است. قسم نامه بقراط شاید به سبب اهمیت اخلاق در خوزه پژشکی است. ازجمله حوزه های دیگر که اخلاق در آن جایگاه بس ارزشمند و والایی دارد . حوزه تربیت است . تربیت ماهیتا فعلی اخلاقی است و از اخلاق جدایی ندارد. بنابر این یکی از بخشهای مهم اخلاق حرفه ای اخلاق معلمی است.
بر این اساس باید ارزشهای اخلاقی در تمامی بخشهای تربیت جاری و ساری باشد. یکی از بخشهای مهم حوزه تربیت، پژوهش است ." پژوهش تربیتی تاثيرات خود را بر طيف گسترده اي از دانش آموزان ، معلمان ،مديران ، اوليا و ساير افراد برجاي مي گذارد و از اين رو قادر است منشا بروز تهديداتي جدي نيز براي اين مجموعه به شمار آيد. از اين رو بايد با کوشش در جهت رعايت معيارهايي اخلاقي ،مانع از بروز اين تهديدات در عرصه عمل بر اين قشر عظيم گرديد. ."(ساکی، 1386) .
اما متاسفانه شاهد هستیم که در این حوزه به مانند حوزه های دیگر حیات اجتماعی ما اخلاق مورد بی مهری واقع می شود. گویی به این حوزه نیز بد اخلاقی های رایج در جامعه سرایت نموده است اخیرا شنیده ام که با استفاده از نرم افزاری توانسته اند دست برخی از "محقق نما"یان را رو کنند انان با بدخلاقی توانسته اند مقالاتی را به نام خود ثبت کنند که در واقع حاصل تکاپوی فکری خودشان نبوده است. این خبر بسیار درد ناک است. در تاریخ تمدن پر افتخاراین کشور در زمانی که کتابها با دست نوشته می شد و نظارت و کنترلی بر آن نبود این بد اخلاقی ها را ندیده ایم . به نظر می رسد که اگر در زمینه های پیشرفت کرده ایم اما در این زمینه پسرفت داشته ایم. امروزه بد اخلاقی در عرصه پژوهش گسترش یافته و به مرحله نگرانی آوری رسیده است . وقت آن است که به پدیده نوظهور توجه بیشتری صورت گیرد. بد اخلاقی در پژوهش مصادیق بسیاری دارد که برخی از آنها به شرح زیرند:
• معرفي ،گزارش يا انتشار اطلاعاتي است که حاصل پژوهش نباشند.
• هر گونه تغييردر محتواي پژوهش که منجر به تغيير يافته ها گردد.
• سرقت ادبي، هر گونه استفاده اي است که از دسترنج علمي ديگران صورت مي گيرد اما به منبع آن در گزارش اشاره نمي شود.
• تکرار انتشار يافته هاي يک پژوهش در بيش از يک مجله علمي نيز عملي غير اخلاقي در پژوهش تلقي مي شود.
• قصور از قدرداني وذکر نام از افراد و موسساتي که در مسير پژوهش کمک نموده اند عملي غير اخلاقي است.
• نويسندگي افتخاري، به اين عمل غير اخلاقي اشاره دارد که براي سهولت در چاپ مقالات خود از اسامي افراد بنام علمي بدون هيچگونه همکاري استفاده کنيم .
• بخشندگي در نويسندگي به اين معناست که اسامي ديگران را بدون هيچگونه همکاري ، صرفا به اين دليل که به امتيازات آن نيازمند مي باشند به کارهاي انتشاراتي اضافه کنيم . بي دقتي و سهل انگاري در انجام پژوهش نيز از مصاديق رفتار غير اخلاقي در پژوهش است.( ساکی،1386)
• استناد به منابعی که مستقیما از آنها استفاده نشده و از فهرست منابع دیگران گرفته شده است.
• ارائه آمارهای و نتایج آماری جعلی و ساختگی و غیر واقعی
• نقد دیدگاه ها و نظریه ها بدون ارائه دلایل عقلایی
• سوگیری و حمایت بی دلیل عقلانی از دیدگاه ها و نظریه ها
• عدم انتشار برخی منابع و ایجاد دسترسی انحصاری
• عدم ارائه مشاوره منصفانه به پژوهشگران دیگر و یا خسا ست علمی
بی تردید به این فهرست کوتاه می توان مصادیق دیگری اضافه نمود. یعنی دامنه بد اخلاقی در حوزه پژوهش بسیار زیاداست . اما نکته مهم این است که برای ایجاد فضای اخلاقی در حوزه پژوهش باید از آموزشهای اولیه در آموزش و پرورش شروع نمود و آن را به دوره های آموزش عالی گسترش داد. به ویژه اساتید باید از این جریان در ارائه پروزه های دانشجویی در تمامی سطوح مراقبت نمایند. و از بروز مصادیق آن در فضای دانشجویی جلو گیری نمایند.همچنین لازم است مراجع ذیصلاح نسبت تدوین دستور العملهای مناسب برای فرهنگی سازی در مراکز علمی و پژوهشی و تصویب قوانین مناسب اقدام نمایند.
جان کلام این که اهمیت اخلاق در عرصه پژوهش به ویژه در زمینه تربیت کمتر از عرصه های دیگر حتی پزشکی نیست و باید به آن عنایت خاص نمود.
مقدمه
جوامع انساني هر يك به گونهاي در تلاشند تا شرايطي را فراهم آورند كه در ساية آن انسانها زندگي و حيات بالنده و پويايي داشته باشند. عليرغم تفاوتهاي فراوان در شيوهها، اين منظور بنيادي هر جامعه انساني است. بيترديد يكي از اجزاء و عناصر هر جامعهاي كه در تدوام و انسجام آن دخالت دارد نظام ارزشی و اخلاقي جامعه است كه پشتوانه قانونها و سنتهاي صالحه است. بيترديد ارزشها به ويژه ارزشهاي اخلاقي ركن اساسي حيات انسانها را تشكيل ميدهد.
بر اين اساس، شناخت و فهم ارزشها و دروني نمودن آن يكي از بهترين عوامل مؤثر در تداوم حيات جوامع است و لذا اين موضوع از دلمشغولی رهبران جوامع بشري است. پيامبر گرامي اسلام(ص) يكي ازاهداف مأموريت الهي خود را برا ي بشريت تكميل مكارم اخلاقي ميدانند[1].
ظهور دوران مدرن و شكلگيري جوامع انساني با ويژگيهاي خاص، مدرسه يكي از نهادهايي شد كه درتربيت و آمادگي نسل نو خاسته جوامع نقش حساسي را به عهده گرفت. اگرچه عمدتاً انتظار از مدرسه بيشتر به كاركرد توزيع دانش و معرفت معطوف است اما كاركرد آماده سازي شهروندان براي حيات سازنده و متعالی در جامعه از كاركردهايی است در این دوره بسیار مورد تأكيد است. اگر وظیفه مدرسه را تربیت نسل نوخاسته بدانیم، جامعيت واژه تربيت نيز مؤيد اين سخن است كه كاركرد نهاد مدرسه فراتر از توزیع دانش است . علاوه براین در عصر فن آوری اطلاعات به سبب دسترسی همگانی و همه جایی و آسان ( همه مکانی ) به اطلاعات کارکرد مدرسه در توزیع دانش کم رنگ شده است و کارکرد های دیگر به ویژه در دوره های تربیت عمومی مورد عنایت جدی است.
از سوي ديگر زمانه ما نياز به توجه به ارزشها خاصه ارزشهاي اخلاقي بيش از هر زمان ديگر احساس ميشود. رشد و توسعه سريع علم و فنآوري و فقدان نگرش ارزشي و اخلاقي به آن، نمود وحشتناکی يافته است. به گونهاي كه در عصر حاضر بشر بيش از هر چيز ديگري به اخلاق و اعتلاي آن در جوامع نياز دارد و ا ين به ملت و منطقه خاصي محدود نميشود و ضرورتي جهاني و انساني دارد.
بر اين اساس ميتوان گفت كه مدرسه نميتواند و نبايد در برابر موضوع اخلاق ساكت باشد.امروزه در نظامهای آموزشی کشورهای جهان بر اساس اهدافی که نشانه رفته اند این توجه جدی به ساحت تربیت اخلاقی و دینی (معنوی) مشهود است . لذا می توان گفت که یکی از دلمشغولیهای سیاست گذران آموزشی جهان تربیت اخلاقی است.
علاوه برضرورت جهانی توجه به تربیت اخلاقی ، ایران خود کشوری است که سابقه طولانی در توجه به ارزشهای اخلاقی دارد و به عنوان ملتی اخلاقی در جهان شهرت داشته ایم و ادبيات غني و سر شاز از اخلاق و اخلاقيات نشان از تو جه عميق مردم ایران به اين حوزه از حيات بشري است. با توجه به زمينه و بستر تاریخی و فرهنگی مناسب در كشورما طبیعی است که از دغدغههاي اساسي نظام آموزشي كشور از دير باز اخلاق و تربيت اخلاقي بوده است. هميشه در مجموعه اهداف مصوب نظام آموزشي مجموعهاي از اهداف اخلاقی ديده ميشود. تحلیل محتوای کتابهای درسی قبل از انقلاب اسلامی نشان می دهد که محتوای کتابهای درسی مشحون از آموزه های اخلاقی و ارزشی است . بعد از انقلاب اسلامي نیز تربيت ارزشی و اخلاقي از دغدغههاي اساسي سياستگذاران نظام آموزش بوده است. ملاحظه اهداف مطلوب نظام آموزشی، اصول مصوب نظام آموزشي و محتواي كتابهاي درسی هم نشان از توجه جدي به اين موضوع است.
یکی از برنامه هایی که چندین سال است که به مقوله تربیت ارزشی پرداخته است طرحی است که به نام کرامت مشهور است . این طرح آرام و بی صدا در تعداد زیادی از مدارس ابتدایی کشور با موفقیت نسبی در حال اجرا است. در این مقاله مختصر ، به نقد و برررسی ّآن پرداخته می شود . امید است با توجه بیشتر مسئولین ،این طرح با غنا و پویایی روز افزون تری دنبال شود.
ادامه مطلب
تربيت اخلاقي يكي از كاركردهاي مهم نظام آموزشي است . اين امر يكي از موضوعات پرچالشي است كه بسيار از سوي متفكران مورد امعان نظر قرار گرفته است . از آنجا كه ديدگاه هاي فلسفي يكي از مباني ديدگاه هاي تربيتي را تشكيل مي دهد ، ارزش شناسي نيز كه از مباحث فهم فلسفي است، دلالت هايي در مباحث تربيت اخلاقي خواهد داشت.
در اين مقاله سعي شده است كه دلالت هاي ديدگاه ارزش شناسي علامه كه نظريه ادراكات اعتباري بخش مهمي از آن است در تربيت اخلاقي – اهداف – اصول و روش – استنتاج شود. لذا ابتدا مباني نظريه ارزش شناسي مورد بحث قرار گرفته و سپس دلالت هاي آن در حوزه هاي سه گانه اهداف- اصول – روش بررسي شده است.
اين مقاله برگرفته از رساله دوره دكتري نگارنده مي باشد كه در دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران كه به راهنمايي آقاي دكتر علي شريعتمداري و مشاورت آقايان دكتر خسرو باقري و دكتر غلامحسين ابراهيمي ونياني به انجام رسيده است . و در نشریه علمی پژوهشی دانشکده روانشاسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده است. اصل مقاله را برای شما می آورم امید مورد استفاده قرار گیرد.
ادامه مطلب

