مدتی پیش توفیق برگزرای کار گاه آموزشی ارزشیابی کیفی توصیفی در منطقه 5 آموزش و پرورش تهران را داشتم در بین معلمان پرتلاش حاضر در کارگاه خانم معلمی ( نامش را نمی برم شاید راضی نباشد)با تجربه ای بودند که به این طرح نقدهایی داشتند. من از ایشان خواستم که نظرات خودشان را بنویسند . به اعتقاد من معلمان هم حق دارند و هم می توانند در باره برنامه ها و طرح ها نظر بدهند. باید صدای معلم در هر شرایطی شنیده شود و بالاتر از شنیده شدن باید دیدگاه های آنها در برنامه مورد توجه قرار گیرد. حال نظرات ایشان:
با عرض سلام و خسته نباشيد
خدمت استاد محترم معروض ميدارم كه روشها و پيشنهادات ارائه شده
از طرف آن استاد محترم در قالب شيوههاي ياددهي- يادگيري و فرايند آن و شيوههاي ارزشيابي جديد كه به طور مستمر و در
قالب محتوا و كيفيت و بررسي تواناييهاي فراگيران است و يا اينكه ارزشيابي به شيوهاي
غير از امتحان كتبي و متمركز و به طور مستمر در طول سال با مشاهده و پيگيري و
تجزيه و تحليل و كاربرد همراه باشد و همچنين دانشآموزان در طول فرايند ياددهي-
يادگيري به عنوان يك فرد قابل تغيير و فعال در امر آموزش شناخته شود و با او به
گونهاي برخورد شود كه احساس نكند جدا از معلم و دركنار معلم است. اين كه نمره و
امتحان اضطرابآور است و تبعات منفي دارد كه ضررهاي زيادي به دانشآموز ميزند
اين كه حافظه ي دانشآموز را پر از دانستنيهايي ميكند كه پايدار نيست و او را
از مهارتهاي زندگي دور ميكند. اين كه با روش سنتي دانشآموزان به ورطههاي
نابودي ميروند و با روش نوين رشد ميكنند، شكوفا ميشوند و از گردابهاي زندگي به
سلامت ميگذرند و به مراحل عالي ترقي ميرسند و خيلي از سودهاي ديگري كه من باور
دارم و روش كار من در سالهاي گذشته ابتكار و خلاقيت كار گروهي، مهارتهاي زندگي،
روشهاي نوين تدريس و آمورش همراه با شادي، همكاري، دخالت در تدريس، به همديگر ياد
دادن، از همديگر ياد گرفتن، مشاهده، بررسي، تجريه و تحليل، تحقيق و گزارش معقول
تكاليف متنوع ذهني، حسي و حركتي مجهول يا بي، حل جدول ارائه آزمايش ارائه
پيشنهاد و نظر و راهبردهاي جديد در متن كار ما بوده و است. مخالفت با طرح جديد را
در قالب چند دليل بيان ميكنم.
-
روش جديد جداي از روشهاي
صحيح گذشته نيست و هر معلم خلاق خود به خود به سوي اين اهداف حركت ميكرده و با
توجه به امكانات اين هدفها را در نظر داشته است.
-
در سيستم متمركز آموزش و
پرورش ما اين شيوهها چندان كارآيي ندارد.
-
در مدارس با تعداد زياد دانشآموز
امكان چنين فرايندي وجود ندارد.
-
در فرهنگ ايرانيان كه در آن
كمتر ميتوان در بيشتر جاها صداقت و راستي و درستي و كار وجداني را ديد اين سيستم
تنها ابزار را نيز از آنها ميگيرد.
-
در مدل جديد آموزشي دانشآموزان
بايد امكان آزمايش، اظهار نظر ارائه خلاقيت و كارهاي جديد، كارهاي گروهي و يك
امكان مساوي براي قضاوت، پيگيري، كارهاي تكميلي، دخالت و غيره داشته باشند كه
عملاً با وجود 30 تا 40 دانشآموز در كلاس
فرصت هيچ از اين كارها را نميگذارد.
-
كتابهاي درسي محدوديتزا
هستند و دست معلم دانشآموز عملاً در استفاده از خلاقيتها و ابتكارات بسته است.
پيشنهاد ميكنم :
با توجه به موارد ذكر شده و سيستم متمركز آموزش و پرورش
در ايران و عدم وجود معلميني كه به اين روشها عمل كنند و يا كم بودن اين آموزگاران
و تعداد زياد دانشآموزان و زمان محدود و مورد 4 كه خيلي زياد است اگر واقع بين
باشيم بهتر است به جاي پاك كردن روي سطح مشكلات به فكر زير بنا باشيم به نظر من
سيستم غيرمتمركز باشد به اين صورت كه هدفهاي آموزشي و پرورشي هر پايه تهيه و تدوين
و به معلم آن پايه ارائه شود و از او بخواهند به آن اهداف به صورت آزاداند و
انتخاب راههاي مختلف برسد و در پايان هرماه يا دو ماه يا ترم آزمونهاي هماهنگ
طراحي شود كه اين آزمونها كاملاً استاندارد و در راستاي هدفهاي آموزشي هرپايه باشد
و توسط افراد غير از خود معلم برگزارشود نه حالا حتماً به شيوهي امتحان كتبي با
روشهاي مختلف دانشآموزان سنجيده و كار معلم و دانشآموز بررسي شود و قضاوت و
تصميمگيري شود. با فرهنگ ما كار كه از بالا دست بررسي و پيگيري شود با دقت
بيشتري انجام ميشود و همه سعي ميكنند به اهداف مورد نظر برسند و بعد از اين گونه
آزمونها فرقي نميكند كه نمره داده شد يا نه يا به چه صورتي ارزشيابي شونده مورد
سنجش قرار گيرد و توصيفي يا غيره باشد.
انشاا... واقع بينانهتر با اين مسأله برخورد شود تا
كاري دوباره بيهوده به چرخه نيفتد هزينهاي بر دوش مردم قرار نگيرد كه بيهوده باشد
و بينتيجه و دوباره بعد از آزمايش و خطا از چرخه خارج گردد مثل خيلي از طرحهاي
ديگر كه نمونههاي آن را همه ميدانيم موفق باشيد.