چالش دیگری برای ارزشیابی کیفی توصیفی
بعد از مدتها فرصتی دست داد تا سرفصل های درس ارزشیابی کیفی توصیفی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان را ملاحظه کنم . با مطالعه محتوای سرفصل بسیار بسیار شگفت زده شدم . شگفتی من از این بود که در این سرفصل ها از آنچه که خبری نبود همانا ماهیت ارزشیابی کیفی توصیفی بود که نوعی ارزشیابی برای یادگیری با رویکرد کیفی است،. آن نوع ارزشیابی که به تعبیردکتر مهر محمدی "ارزشیابی منحل شده در فرایند یادگیری "و به تعبیر من "ارزشیابی همسفر یادگیری" است .
وحود جدول دو بعدی برای طراحی سوال و آزمون های مداد کاغذی در این سرفصل ها بسیار عجیب می نمود. در حالی که دو واحد درسی با عنوان "ارزشیابی از یادگیری" به عنوان پیشنیاز همین درس برای رشته آموزش ابتدایی تعریف شده است در آنجا دانشجویان می بایست چنین توانایی لازم برای طراحی آزمونهای و طرح سنجش کمی را کسب نمایند. در سرفصل مصوب اهداف و پیامدهای یادگیری درس ارزشیابی کیفی توصیفی چنین بیان شده است:
- برای یک موضوع درسی جدول دو بعدی را بر اساس هدف محتوا تدوین نموده و متناسب با ظرفیت های موضوع از انواع راهکارهای سنجش و ابزارها برای ترسیم نیمرخ دانش آموزان استفاده نماید
- آزمون های اجرا شده را به جهت پایایی و روایی بررسی و میزان اعتبار یافته ها را با توجه به روش های بکار رفته گزار نماید
واژگان کلیدی این اهداف سنخیت بایسته با ارزشیابی کیفی توصیفی ندارد . یعنی با رویکرد ارزشیابی برای بهبود یادگیری هماهنگ نیست . در محتوای درس هم تنها یک بخش کوتاه تحت عنوان راهکارهای سنجش کیفی مطرح شده است که آنهم بر محور شناخت ابزار های سنجش کیفی بوده است نه کل فرایند ارزشیابی کیفی که شامل تحلیل و تفسیر و تصمیم گیری و بازخورد دادن می شود.
بی شک سرفصل موجود بر خلاف مصوبات شواری عالی اموزش و پرورش و روندها موجود در برنامه های درسی دوره ابتدایی است. حتی با اسناد بالادستی مثل مبانی نظری سند تحول ، الگوی نظری برنامه درسی سند تحول و سند برنامه درسی ملی همسو نیست. در حالی که منطق اوردن این سرفصل با عنوان ارزشیابی کیفی توصیفی در فهرست درسهای دوره آموزش ابتدایی( که به پیشنهاد من در یکی از جلسات شورای دانشگاه مورد تایید قرار گرفت) وجود جریان ارزشیابی کیفی توصیفی در نظام آموزش ابتدایی بود . برای اثبات مدعای خودم در عدم تناسب این سرفصل با روند های موجود در اسناد به این دو بند منتخب از الگوی نظری برنامه درسی که در باره ماهیت ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مطلوب بیان شده است
o وجه رقابت زائی یا رقابت جوئی ارزشیابی باید به حداقل ممکن تقلیل یافته و ارزشیابی گروهی(مشارکتی) مورد تاکید قرار گیرد( اصل 7).
o ارزشيابي از شایستگی ها (توانمندی ها مهارت ها و صفات)متربيان بايد درخدمت يادگيري قرار داشته و فرايند ارزشيابي تا سرحد امکان در فرايند ياددهي-يادگيري منحل گردد ( ارزشيابي تکويني/تدريجي/فرايندي).
این سرفصل ها با اهداف فوق الذکر با این اصول تناسب و سازگاری ندارد . هم چنین بد نیست به کتاب های راهنمای معلم دروس مختلف دروه ابتدایی نظری بیفکنید خواهید دید که این سرفصل های درس ارزشیابی توصیفی دانشگاه فرهنگیان با محتوای بخش ارزشیابی تحصیلی این کتاب ها هماهنگ نیست. یعنی دانشجویان با خواندن کتاب های راهنمای دروس دوره ابتدایی با رویکردی مواجه می شوند که در این درس به خوبی با ان اشنا نشده اند این ناسازگاری بسیار بر کیفیت کا ر دانشجو معلمان در اینده تاثیر منفی خواهد داشت .
از سالهای آغازین اشاعه و گسترش رویکر ارزشیابی کیفی متاسفانه علی رغم پیگیریها ، تربیت معلم از همکاری و همسویی با این جریان استقبال نکرده و یکی از دلایل چالش های موجود برنامه ارزشیابی کیفی توصیفی در نظام آموزشی ابتدایی همین نا همسویی تربیت معلم بود. اما ایجاد دانشگاه فرهنگیان امید می رفت که این نا همسویی از فضای آموزش ابتدایی رخت بر بندد اما ظاهرا این امید محقق نشده است.
در یک جمع بندی کوتاه می توان گفت که سرفصل درس ارزشیابی توصیفی دانشگاه فرهنگیان نامناسب بوده زیرا:
- با ماهیت ارزشیابی کیفی توصیفی تناسب ندارد
- با مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش ناسازگار است
- با روند و سیاست های موجود در اموزش ابتدایی هماهنگ نیست
- با برنامه های درسی دوره ابتدایی تعارض دارد
- با مضمون اسناد بالادستی هم ناسازگار است.
بر این اساس لازم است تا هر چه سریعتر بازبینی و اصلاح شود . من چنین اهدافی را برای درس ارزشیابی کیفی توصیفی پیشنهاد می کنم.
- توانایی جمع آوری اطلاعات مناسب ومورد نیاز (طراحی ابزارها و اجرا و سامان دهی ) از فرایند یادگیری دانش آموزان
- توانایی تحلیل و تفسیر اطلاعات جمع آوری شده در فرایند جهت شناسایی نقاط ضعف و قوت جریان یادگیری دانش آموزان
- توانایی تصمیم گیری ( طراحی و اجرای ) مداخله های آموزشی( تکالیف و فعالیت های ترمیمی و بسطی) مناسب برای بهبود کیفیت یادگیری
- توانایی ارائه بازخوردهای فرایندی و گزارش های پایانی توصیفی از یادگیری دانش آموزان
- توانایی تصمیم گیری در باره ارتقا دانش آموزان در پایان سال تحصیلی
این اهداف بهتر با روح و ماهیت ارزشیابی کیفی توصیفی سازگار است
محمد حسنی