معرفی کتاب مدرسه و تربیت اخلاقی



اين اثر حاصل تکاپو و همکاري اعضاي «گروه پژوهش در مباني برنامه ريزي درسي» پژوهشکده برنامه ريزي درسي و نوآوری‌های آموزشي  است که شامل يازده مقاله خارجي درباره تربيت اخلاقي در نظام  تربيت رسمي چند کشور جهان به ويژه کشورهای آسيايي است. تلاش شده است که مقاله‌ها تصويري هر چند اجمالی، از فرايند تربيت اخلاقي در اين چند کشور ارائه دهد.

از يازده مقاله انتخاب شده دو مقاله درباره اخلاق و تربيت اخلاقي در کشور کره جنوبی است.  مقاله نخست آن از چگونگي برنامه درسي تربيت اخلاقي در نظام تربيت رسمي کره در ابعاد و مولفه هاي مختلف آن مانند کتاب درسي روش تدريس و تربيت معلم بحث می‌کند و مقاله دوم کره که توسط خانم دکتر نيک نام ترجمه شده است به وجود يک تعارض در رویکردهای تربيت اخلاقي در کره و به ويژه نظام آموزشي آن اشاره دارد. در مجموع اين دو مقاله تصويري مناسب از تلاش ملتي براي اعتلاي اخلاقي جامعه خود ارائه مي‌دهد که براي ما می‌تواند آموزنده باشد. مقاله بعد در مورد کشور ژاپن است. اين مقاله را آقاي دکتر يحيي قائدي ترجمه کرده‌اند. مردم کشور ژاپن علي رغم توسعه اقتصادي حيرت انگيزشان هيچگاه از توجه به اخلاق و تربيت اخلاقي غافل نبوده اند. نشانه و نتیجه اين توجه به  اخلاق در ژاپن، در رفتار اين مردم در بحران سونامی و زلزله اخير قابل بوده است. رفتار اخلاقي اين مردم بحران‌زده و زجر کشيده ارزش توجه را دارد . اين مقاله تصويري از برنامه درسي تربيت اخلاقي در این کشور را در ابعاد مختلف مانند هدف، محتوا و مانند این‌ها را نشان می‌دهد.

مقاله چهارم  را که خانم دکتر سجاديه برگردان نموده‌اند، در مورد کشور چين است. اين کشور با دور شدن از ايدئولوژي مارکسيسم لنينيسم در سال‌های اخير تغييراتي در برنامه تربيت اخلاقي خود در دوره ابتدايي ايجاد کرده است. تحولات برنامه ريزي شده در زمينه تربيت اخلاقي موفقیت‌ها و چالش‌های نظام تربيت رسمي اين کشور آموزنده و خواندني است. مقاله پنجم به برنامه تربيت اخلاقي و مدني کشور سنگاپور اختصاص دارد. اين مقاله را خانم امام جمعه به فارسي برگردانده‌اند. اين کشور کوچک به لحاظ وسعت خاک، که در ميانه قرن پيش از سلطه استعماري انگليس رها شده است با برنامه‌های حساب شده موفق شدند که به رشد اقتصادي شگفت انگيزي نايل شوند. اين مقاله تلاش اين مردم و نظام تربيت رسمي اين کشور را براي اعتلاي اخلاق اجتماعي نسل نوباوه خود نشان می‌دهد.

مقاله ششم اين مجموعه به تربيت اخلاقي در کامبوج اختصاص يافته است اين کشور از کشورهاي بحران زده آسياي جنوب شرقي است. جنگ داخلی در این کشور  در اواخر قرن بیستم یک و نیم میلیون تلفات انسانی در پی داشته است. این کشور در سال‌های اخير موفق شده است بحران‌های اجتماعي بزرگي را پشت سرنهد. نظام تربيت رسمي اين کشور در دوران بازسازي ماموريت تربيت نسل نوخاسته را به عهده دارد اين مقاله ضمن بحث در خصوص چگونگي تربيت اخلاقي در مدارس کامبوج از يک تعارض دورني در آن پرده بر می‌دارد. اين مقاله را خانم دکتر چناري به فارسي برگرانده اند.

 مقاله هفتم و هشتم به تربيت اخلاقي در کشور ترکيه اختصاص دارد. اين کشور علي رغم پيشينه فرهنگي ديني با  رويکرد سکولار مديريت می‌شود و نظام آموزشي آن به تبع اين سياست کلان به نوعي سکولار است . اما مناسب خواهد بود که بدانيم يک کشور اسلامي با رويکرد سکولار چه نوع مواجهه‌ي با اخلاق و تربيت اخلاقي دارد؟ و اخلاق در ترتيبات اجتماعي و نظام تربیتی‌اش چه‌شان و جايگاهي دارد؟ اين دو مقاله که توسط خانم دکتر چناري ترجمه شده است چنين تصويري ارائه می‌دهد.

  مقاله نهم و دهم به بررسي تربيت منش در دو کشور انگليس وآمريکا می‌پردازد اين دو کشور در زمينه تربيت اخلاقي به ويژه با رويکرد تربيت منش داراي تجارب زيادي هستند. چگونگي مواجهه سياست گذاران تربيتي اين دو کشور با مشکلات اخلاقي اجتماعي از طريق بهبود رويکردهاي تربيت اخلاقي در نظام تربيت رسمي  نيز قابل توجه است. اگرچه دو مقاله کره و ژاپن نیز به نوعي به بررسي و بحث در باره دلالت‌های تجارب اين دو کشور در تربیت اخلاقی براي آمريکا نيز پرداخته‌اند. مقاله تربیت منش در انگليس توسط خانم دهباشي و مقاله تربیت منش در امريکا توسط مهندس علي زرافشان ترجمه شده است.

مقاله آخر برخلاف ده مقاله ديگر با رويکرد ديگري انتخاب شده است. اين مقاله حاوي نگاه يک دانشمند بريتانيايي نسبت به اخلاق و تربيت اخلاقي در نظام‌های اسلامي است. اين مقاله بدون توجه اساسي به هيچ نظام تربيت رسمي کشور اسلامي با نگاه به اخلاق و چگونگي تربيت اخلاقي کودکان مسلمان مباحثي را مطرح می‌نماید. اين مقاله نيز می‌تواند براي خواننده بعد از مطالعه تجارب کشورهاي ديگر که تمامي آن‌ها نظام تربيتي سکولار داشتند مناسب  خواهد بود. اين مقاله را آقاي دکتر سعید ضرغامي ترجمه نموده‌اند. در بخش ديگر اين کتاب يک تحليل و جمع بندي از تربيت اخلاقي در کشورهاي مورد اشاره به عمل آمده است که در محورها و مولفه هاي اصلي تربيت اخلاقي مانند: هدف، برنامه درسي، روش، تربيت معلم و چالش‌ها صورت گرفته است و در پايان  با همکاري خانم دکتر نيک نام  فهرستي از اصطلاحات رايج در مباحث تربيت اخلاقي همراه با تعريف مختصري از آن ها تهيه شده است که به محضر خوانندگان تقديم می‌شود. اميد مورد استفاده قرار گيرد.

دکتر محمد حسنی

 

یادداشتی بر  فلیم" بوسیدن روی ماه"

به نام خدا

در ایام جشنواره فیلم فجر  این فرصت به دست آمد که فیلم بوسیدن روی ماه را در سینما بهمن ببینم. به نظرم فیلم قشنگی آمد همان روزها یاداشتی براین فیلم نوشتم . اخیرا شنیدم که فیلم اکران می شود. و قرار است در چند جشنواره نیز شرکت کند.  پیشنهاد می کنم حتما این فیلم را ببینید . ارزش ان را دارد . این یادداشت که در زیر آن را می خوانید مانند بقیه نوشته های من  رنگ و بوی تربیتی دارد در واقع نقدی  است از منظر تربیتی بر این فیلم .

بسمه‌الحكيم

 

فيلم: بوسيدن روي ماه                                                                                       ساخته همايون اسعديان

فيلمي جذاب و خوش‌ساخت كه با استقبال خوب تماشاگران و واكنش خوب آنها مواجه شد. موضوع فيلم انتظار مادران شهداي مفقود الاثر است اما آقاي اسعديان به اين موضوع را دستمايه مسأله پيچيده و شايد چالش غامض شكاف نسل‌ها قرار داده است. نشانه اين مدعا ديالوگ‌هايي است. كه بين مادر و دختر و پسر جوان و جانباز رخ مي‌دهد. آقاي اسعديان چالش را در فضاي ارزشهاي نسل جوان اول انقلاب و فاصله و شكاف تأمل برانگيز  درك ارزش دو نسل از نسلهاي اين جامعه است نسلي كه تجربه انقلاب اسلامي و جنگي (دفاع مقدس) را داشته‌اند و نسلي كه اين تجارب را نداشته‌اند و گويي ارزشهاي ديگري را در چشم‌انداز زندگي خود دنبال مي‌كنند. از نظر تربيتي، در حقيقت، طبق تعاريفي كه برخي جامعه شناسان و فيلسوفان تربيتي از فرايند تربيت داشته‌اند، نسل تو خاسته مي‌بايست طي اين فرايند ارزشهاي و رويه‌هاي زندگي اجتماعي را كسب كرده و ارزشهاي اساسي و رويه‌هاي زندگي اجتماعي را دنبال كند. روشن است كه همان گونه كه مادربزرگ مي‌گفت "همه چيز عوض مي‌شود" دنيا در حال تغيير و تحول است نسل قبل با تجاربي چون "جنگ و انقلاب" با نسلي كه چنين تجربه‌اي را نداشته است. ممكن است در ديدگاهايشان و برخي اشكال زندگي تفاوت‌هايي داشته باشند. اين تفاوت و فاصله بين نسل‌هايي كه يك جامعه در يك عصر باهم زندگي مي‌كنند. "شكاف نسلي" نام دارد. اما گاه شكاف نسلي تشديد مي‌شود و فاصله به حد بحراني مي‌شود كه  تعبیر "گسست" یا "گسل" از آن را مناسب  دانست.

به نظر برخي تحليل‌گران وضعيت  موجود شکاف نسلی كه در جامعه ما كم و بيش ديده مي‌شود و بسيار هم شديد و بحراني است ناشي از كژ كاركردهاي نظام تربيتي در معناي عام آن است در  واقع همايون اسعديان در اين داستان گيرا تلاش دارد كه ضمن توصیف وضعیت شکاف نسلی، راه حلي براي مواجهه با اين چالش را به تصوير بكشد. این مساله و چالش جدی نظام محسوب می شود. و بین صاحب نظران بسیار مورد بحث و گفتگو واقع شده است.

چنانچه مي‌بينم نسل ميانه نسل جوان و نسل گذشته يعني همان‌ گروهي جديداً در ستاد به مسئوليت رسيده‌ اند از مادر و پدر و دختر جوان كنكوري و همه اين دوره‌اي‌ها در حال گذران زندگي معمول خود هستند و همه مسايل  و به زندگي نگاهي رسمي  دارند به دنبال رفع و رجوع مشكلات زندگي خود هستند مانند رئيس جدید ستاد كه مدام در حال رفتن  به جلسه و رسيدن به امور ديگري( شاید مساءل شخصی) است. نگاهش به موضوع كارش يك نگاه متعالي نيست. شهید و مادر شید برای او یک موضوع کاری است  و بس. شاید بتوان گفت که  به مسایل خودشان فکر می کنند  تا مسایل دیگران. ظاهراً آقاي اسعديان اين نسل را مسئول شكاف نسلي موجود مي‌داند. اگر اين برداشت من درست باشد. في‌الجمله مي‌توان با ايشان همراه بود. اما اين شكاف را در بستر رخدادهاي عصري بايد ديد. زیرا شاید دوره  بعد از جنگ و بحران های اقتصادی بعد از آن  زنده شدن نیازهای مادی خفته  و خفه شده در دوران جنگ از عوامل دنیا زدگی نسل میانه باشد. نتیجه این وضعیت  وضعیت دختر جوان کنکوری است که هیچ تصویری روشن و واقعی از ارزش های نسل گذشته ندارد  ارزش ها و دغدغه های واقعی زندگی او متفاوت از ارزش ها و دغدغه های نسل گذشته است و شباهتی با آن ندارد.

صرف نظر از صحت و يا نادرستي اين ديدگاه راهكار و روش همایون اسعدیان براي مواجهه با اين چالش چنين است كه نسل گذشته يعني نسلي كه جنگ را تجربه كرده‌اند و هم اكنون برخی از آنها در ميان ما نيستند (به لحاظ جسمي)  موجوداتي تصوير نشوند كه از كهكشان‌هاي دوري آمدند كاري كردند کارستان و پس از ان باز پر كشيدند و رفتند. برعكس آنها انسانهايي از جنس همين نسل بوده‌اند نسلي كه جنگ و انقلاب را تجربه كرده‌اند آنها هم "دل" داشتند آنها هم "عاشق" مي‌شدند موسيقي دوست داشتند و مانند اينها.

در واقع می توان گفت که رویکرد رایج برای بازنمایی ارزش های متعالی نسل گذشته، تصویر کشیدن این نسل به صورت انسانهای اسمانی  که دست کمتر کسی به ساحت آنها  می رسد. و باید آنها را شناخت و نسبت به آنها موضع احترام گرفت و خیره خیره به آنها به عنوان موجودات به سختی قابل دسترس نگریست.

در مقابل رویکرد دیگری وجود دارد که این فیلم قصد دارد به آن بپردازد. برای بیان این رویکرد آقای اسعدیان دخترک کنکوری را در کنار  مادربزرگی قرار می دهد که در انتظار خبری از جسم فرزند شهیدش می باشد. او نماینده نسل وفادار به آن ارزشها است. او قصد دارد ارز شها و شخصیت کسانی که در دوره ای از تاریخ این جامعه  بر  مبنای ارزش هایی  و دفاع از ارزش هایی به میدان رفتند و شهید شدند را به تجربه دخترک که ذعدغه اش به ظاهر متفاوت است نزدیک کند.

دقيقاً اين نكته يكي از اصول مهم تربيتي است كه متخصصان و برنامه‌ريزان در هنگام طراحي فرصتهاي يادگيري و بسط تجارب دانش‌آموزان به آن توجه مي‌كنند تجارب آموزشي دانش‌آموزان بايد از جنس تجارب زيسته خود آنها باشد. طرح مسايل و موضوعاتي كه با تجارب آنها فاصله دارد. مانع درگيري و كسب شناخت عميق از  موضوع است. هرچه موضوع تجارب تربيتي دورتر از تجارب زيسته متربيان باشند. ارتباط كمتري با آن برقرار مي‌كنند و با آن به صورت سطحي درگير مي‌شوند. مانند بسياري از محتواهاي كتابهاي درسي كه دانش‌آموزان آن را ناچاراً حفظ مي‌كنند. درگيري دختر نوجواني كه خود را براي به اصطلاح كنكور آماده مي‌كرد (مسابقه‌اي كه دانش‌آموزاني موفق مي‌شوند كه بهتر محتوا را حفظ مي‌كنند) به درکی عمیق از یک زندگی و فهم شدید و هستی بخش از یک تجربه رسید که تفاوتی نجومی با تجربه یادگیری کنکوری دارد.وقتي فهميد كه دايي شهيدش و دوست دايي‌اش هردو مانند او عاشق بودند0 دخترک کنکوری عاشق پسر جوانی بود) و علايق مشابهي داشتند همين درك مشابهت و نزديكي به تجربه زيسته دختر نوجوان كنكوري، او را به درك بهتر و فهم عميق‌تر ارزشهاي دايي شهيدش نزديك كرد تا جايي كه هنگام وداع با مادربزرگش از او خواست كه "روي ماهش را ببوسد"


رصد اخلاقیات در مناسبات اجتماعی

قبلا نمونه های از افعال  اخلاقی و غیر اخلاقی را در جامعه امروزی مثال زدم . دوست خوبم اقای ساسان زرانی مثال دیگری زده اند که بد نیست شما هم بخو انید

پارسال رفته بودیم . ارومیه جلوی در مدرسه ای نوشته بود :
از این که جلوی در مدرسه پارک نمی کنید از شما سپاسگزاریم .

یادم اومد که غالبا در تهران  در شرایط مشابه می نویسند : پارک = پنچری

من نیز موردی اخیرا مشاهده کرده ام که به عرض می رسانم:

شاید شما زیاد مشاهد کرده اید که روی در ب ماشین ها و کامیون ها می نویسند :" بر چشم بد لعنت"

پیش فرض این سخن نگاهی بد بینانه به ادمهایی است که با ما زندگی میکنند و معنی اش این است که من مدام از ناحیه آنها در خطر هستم حتی از ناحیه چشم آنها. لذا در حق آنها دعا بد می کنم

اما من اخیرا یک جمله متناقض با این عبارت روی درب یک تاکسی در تهران دیدم که نوشته بود:" بر چشم  خوب رحمت"

پیش فرض این جمله بر عکس جمله نخست این است که آدمها خیر اندیش هستند و آنها لطف دارند و من از آنها تشکر می کنم

واقعا چقدر این دو جمله با هم فرق دارند یکی غیر اخلاقی و دیگری اخلاقی

پاسخ دیگر به پرسش تربیت اخلاقی

به نام خدا

خانم رکسانا رشید پور معلم دبستان و دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت پاسخی را به پرسش من در خصوص تربیت اخلاقی داده اندکه در ادامه آورده می شود. امید وارم نظرات دیگری مطرح شود تا بتوانیم به تحلیل آن بپردازیم. از ایشان به دلیل پاسخ موشکافانه و نسبتا طولانی اش تشکر می کنم.

با سلام خدمت استاد عزیزم جناب آقای دکتر حسنی.قبل از هر چیز از دوستان و معلمان عزیزی که در این گفتگو شرکت کرده اند تشکر میکنم شاید حرفهایی که اینجا گفته و شنیده میشه همون چیزی هست که تو ذهن همه ی ماست.و من از گفته های تک تک عزیزان خصوصا جناب آقای زرانی استفاده بردم.

به نظر من نیز مدرسه میتواند در تربیت اخلاقی دانش آموزان تاثیر بگذارذ هر چند که زیر بنای اصلی تربیت اخلاقی دانش آموزان در خانه و خانواده و سپس مدرسه و جامعه نهاده میشود.ولی متاسفانه با وجود جامعه ی اسلامی و همین طور آموزش و پرورشی که تمام کتابها و مطالبی که باید گفته شود به نوعی به اسلام مربوط میشود .آنچه امروزه در مدارس ما و یا شاید در منطقه من در باره مسائل پرورشی حاکم است عکس ها گزارش ها و برنامه های تکراری بدون عمل و بدون بازخورد که فقط صورت نمادین دارد رااحاطه کرده است.در مدارس ابتدایی مسئولین مدرسه خصوصا معلم میتواند الگوی مناسب وخوبی برای تربیت اخلاقی دانش آموزان باشدو هین طور همکلاسی ها که هم میتوانند تاثیر گذار باشند چه از جنبه مثبت یا منفی.همانطور که این عزیز فرهنگی نیز اشاره کردند رسانه ها نقش بسیار مهمی را روی بچه ها میگداردحالا تلویزیون خودمان که هیچ حتا ماهواره هم که یک کودک دبستانی وقتی از سریال های فارسی 1 (وان)حرف میزند و برای دوستانش تعریف میکند که شب پیش چه اتفاقی افتاده ....

امروزه در مدارس از نظر علمی هم همه ی فقط در فکر درصد قبولی بالا هستند و کمتر معلمی را مییابی که علت یابی کند انگار همه مسائل مختلف را با هم قاطی میکنند .وقتی مسئولی به کلاس می آید بدون در نظر گرفتن شرایط دانش آموز را پای تابلو برده و جالب است که اول از همه از ریاضی شروع میکند به پرسیده و اگر دانش آموز آنطور که باید جواب ندهد معلم را مقصر میداند و اکثرا قصدشان این است که گزارششان را کامل کنند و هیچ وقت جنبه های مثبت را در نظر نمیگیرند...

دوسال پیش در یک روستایی کلاس پنجم تدریس میکردم اواسط سال به آنجا منتقل شدم مدرسه مختلط و دو شیفت بود یعنی تا ساعت 3 بعد از ظهر من و مدیر که او هم دو کلاس را اداره میکرد در مدرسه بوذیم.یکی از شاگردانم کاوه نام داشت از قد و هیکلش معلوم بود که بزرگتر از بچه های دیگر است وقتی پرسیدم فهمیدم که هر پایه را در دو سال خوانده است کاوه لکنت زبان داشت و بسیار شلئغ درس نخوان و نا هنجار بود البته بعد ها متوجه شدم پدرش معتاد و هر روز به هر بهانه ای کاوه را کتک میزد .با کاوه دوست شدم به ظاهر کاری هم نداشتم که نمره هایش خوب باشد یا بد ظهر ها به حیاط مدرسه میامد و با هم حرف میزدیم گاهی فوتبال میکرد و اصلا به حرفهایم گوش نمیداد.از نظر مالی هم ضعیف بودند آن 6 ماه دیگر نه شیشه ی مدرسه شکست نه بخاری مدرسه آتش گرفت و نه مادرهای دختر ها از کاوه شکایت داشتند .با مادرش که صحبت میکردم گویا از بچگی آنقدر کتک خورده بود که شوکه شده و لکنت زبان پیدا کرده بود .کاوه سرا پا زهر بودآن سال با نمره های 10 ـ11 قبول شد ...اما به تازگی فهمیدم که ترک تحصیل کرده و برای کار به جنوب رفته و کسی از او خبری نداشت چه به سرش آمده و می آید خدا میداند! یکی دیگر از مسائلی که این روزها شاهد آن هستیم مسئله ارزشیابی توصیفی و کیفی که کتابها نیز بر اساس آن تدریس میشود متاسفانه در منطقه ما به شکل جدی حتا مسولین نیز در پی مشگل گشایی آن نیستند و مدرسینی نیز که انتخاب میکنند تصرف کامل به تدریس آن ندارند .البته به نظر من باید یک ساخت شکنی اساسی در مدارس ابتدایی صورت بگیرد البته این نظر من است .

در جایی خواندم در مدارس ژاپن صندلی بازی که یکی از بازیهای مورد علاقه بچه های خودمان نیز هست و به یاد دارم همیشه وقتی این بازی را انجام میدادم آنقدر آهسته دور صندلی می چرخیدم که بتوانم بعد از سوت و یا دست مربی روی اولین صندلی بنشینم.در مدارس ژاپن بر عکس مدارس خودمان که مثلا وقتی 4 صندلی را انتخاب میکنند به آنها میگویند هر کس بتوانند مثلا 6 نفر روی آن بنشیند برنده هستند جالب است در اینجا هر کس زودتر نشست برنده و کسی که نتواند بنشیند بازنده و یا به اصطلاح سوخته است در آنجا با کم کردن صندلی ها تعداد دانش آموزان کم نمیشود و با هر چه جمع شدن یکدیگر حس همدلی رفاقت دوستی و محبت را در آنها بیدار میکنند نه حس رقابت را در حالیکه ما با زور زرنگی دیگری را کنار میزنیم تا خود بر تخت بنشینیم

استاد گرامی مطالب زیاد و همینطور دردهای زیادتری هست خصوصا در منطقا ای که من زندگی میکنم شاید هشت سال آوارگی و جنگ و بعد از آن چیزی که میخاستند نبود و نشد و همینطور فقر اقتصادی که بر هم اینا مضاعف میشود باعث شده که خانواده ها و مدارس خیلی چیزها را نادیده میگیرند و این درد بزرگ جامعه ی ماست که گاهی افراط بیش از حد در مسائل دینی،ریا و تزویری که با چشم میبینند و دردهای بزرگتر باعث میشود جایی برای تربیت اخلاقی نماند....

با آرزوی موفقیت برای شما استاد عزیزم.!

نظری دیگر در باره جایگاه تربیت اخلاقی در مدرسه

مقدمه

دوست بزرگوارم آقای زرانی از فرهنگیان خوب مازندران در گفتگوی علمی ما در خصوص تربیت اخلاقی شرکت کرده است و پاسخ حکیمانه ای به پرسش من داده است. که این پاسخ در زیر آورده شده است . بدینوسیله از ایشان تشکر می کنم

متن پاسخ

دکتر حسنی عزیز  متن نوشتار حضرتعالی را خواندم و نکاتی را که به نظرم می رسد را عرض می کنم ~

* در نظام تربیتی اسلام عملی اخلاقی است که رضای خداوند در آن باشد . بنابراین تست زدن و یا کلاس کامپیوتر و سایر مسابقات و مهارت ها هم فرا گرفتنش در زمره ی عمل اخلاقی قرار می گیرد .

چند روز پیش جناب وزیر در تلوزیون مصاحبه ای داشت ( در برنامه کودک  یا نوجوان اگر اشتباه نکنم )

بسیار جالب و عالی اظهار داشتند که سال آینده بچه ها باید یک ورزش  را با قرآن خوانی فعالیت دائمی خود قرار دهند . امیدوارم در عمل و اجرا با سعی و تلاش مضاعف معلمان گرامی این اتفاق بیافتد .

* البته تکراری است اما تمامی مناسبات اجتماعی انسان ها ریشه در اقتصاد دارد هر چند که تا به معلمان بگوییم چرا مطالعه ندارید می گویند حقوق ما کم است. البته بنده اعتقاد دارم اگر حقوق معلمان ده برابر هم شود  مطالعه نخواهند کرد ( بیشتر به وقت برای خرج کردنش نیاز دارند ) .

اما شاید یکی از گام های بلند و اساسی یه نقشه ای باشد تا معلمان را به مطالعه نزدیک تر کند.

خلاصه کاملا با حضرتعالی موافقم که یه جورایی اقتصاد بیمار است و این بیماری به شهروندان سرایت کرده، البته ما که اقتصاد دان نیستیم اما بی عدالتی در کسب درامد می تواند سر منشائ بسیار ی از رفتار های سوء باشد.

* دکتر حسنی عزیز به طرز باور نکردنی اعتقاد دارم که نقش رسانه های تصویری مثل صدا و سیما در اولویت و سینما و تئاتر و غیره در پی آن بسیار مهم است نسل کوچک دبستانی ها بسیار به این رسانه ها وابسته اند تمام شاگردای بنده در روستایی در تنکابن سریال جومونگ را می دیدند . بنده بار ها از آنان پرسیدم  که کدام قسمت سریال پاسخگوی نیاز های آنان است همین فاصله ها که در حال پخش است تمام بچه ها در حال دیدن آن هستند واقعا جای سوال دارد چرا بچه ها باید این سریال را ببینند ؟ ما برای کتاب ها گروه سنّی مقرر می کنیم اما دیدن سریال نیاز به این دسته بندی ندارد آیا رسانه ای مثل تلوزیون تلاشی کرده به جامعه القا کند که لزوما کودکان نباید تمام برنامه ها را ببینند، و تا چه اندازه خانواده ها را به این امر مهم آگاه کرده است .

دیدن تصاویر و شنیدن متن هایی که در گروه سنی قرار ندارد غیر ضروری است و آثار سوء در پی دارد.

اما واقعا رسانه ای تاثیر گذار مثل تلوزیون که هم دیداری و هم شنیداری است یعنی بخش اعظم دریافت کننده های حسی برای یادگیری فعال است، به اندازه کافی در زمینه سازی برای ایجاد رفتار اخلاقی کار شده است . کار در رسانه بسیار پر مسئولیت است .

شاید یه پیشنهاد  این باشد که افراد ذی نفوذ در ذهن و خاطره ی گروههای سنی مختلف به عنوان الگو در برنامه های جذاب و خوش ساخت ( استفاده از کارگردانان قوی ) به عنوان الگو معرفی شوند . مثال بزنم :

در چند برنامه دیده ایم که فرضا عمو پورنگ و امیر محمد درکنار تمام کارها وتلاشهایی که برای بچه ها در برنامه سازی دارند نماز هم می خوانند . هم چنین سایر افراد مورد توجه در تمام عرصه ها ورزشی مثل فوتبالیست ها و یا قهرمانان ببینید ترویج فرهنگ نماز می تواند کار ساز باشد اما به طور غیر مستقیم  ( نه مثل  توصیه های حاج محسن به پسرش وحید در سریال در حال پخش فاصله ها در باره خواندن نماز جماعت).

هر چقدر به طور غیر مستقیم و در برنامه های کوتاه و تک ضرب باشد موثرتر است

(البته به نظر بنده) 

یادم هست قبل از انقلاب برنامه ای پخش می شد به نام حامی و کامی ، اونوقت ما کوچک بودیم اما یادمه در کنار این برنامه که یه سفرنامه بود اگه اشتباه نکنم یه مجله هم چاپ می شد، کار بسیار زیبایی به لحاظ شکلی بود شاید با کار های مدرن تری مثل ارتباط همین رسانه اینترنت و یک برنامه تلوزیونی نمی دونم فقط اعتقاد دارم که در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد، اگه این راهه به دل دوست باز بشه انوقت حرفه مارو میشنون اصلا شاید راز معلمی در همین نکته است.

نمی دونم چه قدر درست فکر می کنم اما فکر می کنم یه بخشی از نفوذ کلام دکتر شریعتی در زمان خودش کراوات و نوع پوشش و آرایش او بوده .

البته بدون هیچ تردید این ایده است که مهم است  نه پوشش اما مخاطب شناسی هم مهمه .

دیدگاه معلمان و کارشناسان در باره جایگاه تربیت اخلاقی در مدرسه

به نام خدا

مدتی قبل دروبلاگم   پرسشی را در خصوص تربیت اخلاقی مطرح کردم و از همکاران فرهنگی خواستم که در این گفتگوی مجازی مشارکت کنند . پیامی نیز برای تعدادی از وب لاگ نویسان معلم نیز دادم که در این گفتگو مشارکت بکنند . تعداد محدودی پاسخگوی این دعوت بودند. در این میان سرکار خانم شکوفه جعفری آموزگار دبستان فرهنگ داراب وب لاگ نویس فعال تلاش زیادی کردند تا همکاران دیگر را به میدان بکشانند. خود ایشان نیز پاسخ درخور توجهی داده اند  که من در اینجا پاسخ های آنان را مطرح می کنم.

قبل از مطالعه نظرات دوستان به متن پرسش توجه کنید 

پرسش ها

آیا اساساً مدرسه جایی برای تربیت اخلاقی دانش آموزان است؟

چرا؟

اگر پاسخ شما مثبت است در شرایط فعلی در مدارس ایران این موضوع تا چه حد در مقایسه با موضوعات و مسائل دیگر مورد توجه است؟ منظور م این است که تا چه حد برای تربیت اخلاقی دغدغه ای به اندازه آموزش مهارت ها وموضوعات درسی وجود  دارد ؟

چه اقداماتی به طور مشخص در مدرسه و کلاس شما در این باره مستقیم و غیر مستقیم صورت می گیرد؟ چند تجربه جالب و مهم خودتان را بیان کنید.

آیا این اقدامات را کافی و نتیجه بخش می دانید؟

اگر حرف و نظر دیگری داری در این باره داری نیز بنویس.

ادامه نوشته

باز هم اخلاق

یا حق

قبلا گفته ام که علی رغم پیشینه تاریخی بزرگ و عمیق در اخلاق، پای ما در این حوزه می لگند.   بد اخلاقی در رفتار اجتماعی ما نمود جدی دارد. تا در این زمینه پیشرفت نکنیم ، پیشرفت های دیگرمان سطحی و ظاهری است. حقیقتا اتوبان های زیبا، کار خانه های بزرگ ، ساختمانهای سر به فلک کشیده هیچ یک تضمین کننده سعادت و خوشبختی یک ملت نیستند.شاید اینها برای سعادت مردم لازم باشند اما کافی نیستند اگر می خواهیم خوشبخت باشیم با ید اخلاق را جدی بگیرم آن هم در عمل و در زوایای مختلف حیات فردی و اجتماعی امان. مدتی پیش از  طرف یکی از دانشجویانم ایمیلی دریافت داشتم که برایم بسیار جالب بود و مصداقی بر این مدعای من بود. من مضمون آن را با کمی تغییر در اینجا می اورم.

این برخوردها را در شهرمان بسیار مشاهده می کنیم و واقعا مصداق بد اخلاقی است.

یک. "فتوکپی نداریم. لطفاً سؤال نکنید."
دو. "اینجا بلیت‌فروشی نیست. لطفاً سؤال نکنید."
سه. "لطفاً آدرس نپرسید."

چهار: .......
کمی دقیق شویم مشابه این برخوردها را  زیادمشاهده می کنیم. به عنوان یک منتقد می توانید فهرستی بلند بالا از این گونه رفتار ها  را تدوین نمایید. شما چهار و پنج و ششم آن را بنویسید:


اگر بنا باشد که در این موقعیت ها اخلاق مبنای رفتار ما باشد چنین برخوردها مطلوب هستند.

یکِ جدید. "نزدیک‌ترین جا برای فتوکپی: دفترِ فنـّیِ پرستو، آن طرفِ خیابان."
دوی جدید. "می‌خواهید بلیتِ اتوبوس بخرید؟ سی قدم به طرفِ میدانِ ‌سرافراز بروید."
سه‌ی جدید. شرمنده‌ایم که گاهی شاید سرمان شلوغ باشد و نتوانیم برای پیداکردنِ نشانی کمک کنیم."
سه‌ی جدیدتر. "این اطراف را خوب می‌شناسیم؛ اگر نشانی‌تان را پیدا نکرده‌اید در خدمت‌ایم."

چهار جدید:......

 

پرسش میان ترم درس تربیت در نهج البلاغه( آزمون در خانه)

 هوالحکیم

پرسش میان ترم درس تربیت در نهج البلاغه

 دانشجویان عزیز

 با مراجعه به نهج البلاغه و با استفاده از المعجم نهج البلاغه درخصوص نقش دانشگاه در جامعه، نظر امام علی(ع) را استنتاج نمائید.

برای پاسخ دادن به این پرسش به بخشهای از نهج البلاغه مراجعه کنید که پیرامون نقش عالمان، ویژگی های عالمان، اهمیت و نقش علم و دانش در زندگی، جایگاه عالمان در جامعه و ارزش تفکر و تعقل  اشاراتی داشته باشد.در واقع اینها کلید واژه هایی هستند که باآنها می توانید در نهج البلاغه جستجو کنید. پاسخ سوال خودتان را از امام بگیرید

وقتی جملات را یافتید آنها را کنارهم قراردهید و با استنباط دیدگاه های امام آن راجمع بندی کنید.

لازم است به بحث خود سامان و نظمی بدهید. و نوشته خود را حول محورهایی مانند :

-          ویژگی های یک دانشگاه اسلامی

-          تاثیر دانشگاه بر جامعه

-          محتوای برنامه درسی دانشگاه

-          و....

سامان دهید .یادتان باشد که اینها همه پیشنهاد بود خودتان می توانید ابتکار داشته باشید . از منابع جنبی مثل تفسیر نهج البلاغه هم می توانید استفاده کنید.مجاز به استفاده از منابع فر عی دیگر که درباره تربیت در نهج البلاغه بحث کرده اند نیستید.

مقاله خودرا در کاغذ استاندارد(آ۴) بنویسید

یک طرف کاغذ را مورد استفاده قرار دهید.

به مقاله خود روکش بزنید و مشخصات خود و نام مقاله را بنویسید

روزگارتان خوش و خرم/ عیدتان مبارک

تربیت اخلاقی

به نام حق

درود بر شما

از این که دعوت من را پذیرفتید سپاسگزارم.

پیشنهاد می کنم که برای در گیری ذهنی  بهتر با موضوع به  مقاله کوتاه"دغدغه ای به نام تربیت اخلاقی در مدرسه" که روی وب لاگم گذاشته ام مراجعه کن (همین پایین)و سپس  سر فرصت به این موضوع فکر کن. برای پاسخ دادن فقط به اندیشه و ذهن خودت مراجعه کن نیازی نیست که به منابع علمی مراجعه کنی . حرف خودت را بزن هرچه باشد خوب است. به هر تعداد پرسش که توانستی جواب بده چه خوب است که برای  هر پرسش یک مطلب روی وبلاگت منتشر کنی.  می توانی  به صورت کامنت نظرات خودت را اعلام کنی  فراموش نکن که همه اینها یک پیشنهاد است.

پرسش ها

آیا اساساً مدرسه جایی برای تربیت اخلاقی دانش آموزان است؟

چرا؟

اگر پاسخ شما مثبت است در شرایط فعلی در مدارس ایران این موضوع تا چه حد در مقایسه با موضوعات و مسائل دیگر مورد توجه است؟ منظور م این است که تا چه حد برای تربیت اخلاقی دغدغه ای به اندازه آموزش مهارت ها وموضوعات درسی وجود  دارد ؟

چه اقداماتی به طور مشخص در مدرسه و کلاس شما در این باره مستقیم و غیر مستقیم صورت می گیرد؟ چند تجربه جالب و مهم خودتان را بیان کنید.

آیا این اقدامات را کافی و نتیجه بخش می دانید؟

اگر حرف و نظر دیگری داری در این باره داری نیز بنویس.

دعا می کنم که در باغ روشن ذهنت همیشه پرنده های اندیشه پرواز کنند


دغدغه ای به نام تربیت  اخلاقی در مدرسه

   

به نام خدا

دغدغه ای به نام تربیت اخلاقی   در مدرسه

   مدت ها است که به موضوع تربیت اخلاقی  علاقمند شده ام . اما به دلیل دغدغه های ذهنی دیگر مانند ارزشیابی کیفی توصیفی و فلسفه تربیت کمتر به آن پرداخته ام یعنی ان طور که باید و شاید با موضوع درگیر نشده ام. سال گذشته  در گروه پژوهش در مبانی برنامه های درسی موسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی نشست علمی تربیت اخلاقی را بر گزار کردم . مباحث خوبی دراین زمینه پیش آمد و نکات قابل توجهی در حین مباحث مطرح گردید. از آن به بعد این موضوع دغدغه بیشتر من شده است . امید وارم که بیش از پیش به آن بپردازم. به نظر من اخلاق و اخلاقی بودن از عناصر هویت ملی ما ایرانیان است. حتی قبل از اسلام نیز به این وصف شهره آفاق بوده ایم هنوز هم  در دنیا ما مردم را به وصف شناخته می شویم. اما آیا  ما  هم اکنون به سوی تعالی اخلاقی گام  برمی داریم یانه ؟ آیا روند های اجتماعی موجود به گسترش اخلاق در روابط اجتماعی افراد منجر می شود یا نه؟ نظام تربیت و نهادهای ذیربط دیگر، چه  اقدامی در این باره انجام می دهند؟ و ده ها پرسش دیگر از این دست در این باره مطرح است که ذهن من را به خود مشغول کرده است.

         به زعم من این موضوع از مسائل مهم و بهتر بگویم از چالش های آینده نظام تربیتی خواهد بود. منظور من از نظام تربیتی ، نظام آموزش و پرورش نیست،بلکه کل نهاد ها و سازمانهایی است که در تعالی تربیت جامعه نقش دارند. شواهد نشان می دهد که جامعه ایران در سالهای آینده بیش از هر چیز دیگری به انسانها  یا به عبارتی شهروندان متخلق به ارزشهای اخلاقی نیاز دارد. در جایی نتایج پژوهشی را می خواندم که نظرات جوانان را در باره مسائل اخلاقی آینده جامعه ایرانی جویا شده بود.  شواهد نشان می داد که جوانان نسبت به آینده اخلاقی جامعه بدبینانه قضاوت می کردند. واقعی یا غیر واقعی این آینده نگری بدبینانه نشان می دهد که شرایط حاضر جامعه به لحاظ اخلاقی  از منظر جوانان به لحاظ اخلاقی امید بخش نیست. مسائل و چالش های برجسته اجتماعی و فرهنگی  جامعه کنونی ایران نشان از این نیاز جدی دارد.برای نمونه می توان به این موارد اشاره کرد:

·         گسترش دامنه بزه کاری به ویژه در نوجوانان،

·         افزایش نابسامانی های خانوادگی مانند طلاق،

·         افزایش اعتیاد به ویژه در جوانان و نوجوانان،

·         کاهش جایگاه و ارج خانواده

·         کاهش نقش و ارج والدین و در اصطلاح بزرگ ترها در خانواده

·         افزایش فرار  از خانه ،

·         افزایش آلودگی و نابودی محیط زیست،

·         گسترش بیماری های چون ایدز که (ریشه در مناسبات نادرست دارد)،

·         گسترش دامنه تقلب، کلاه برداری و فریب کاری در روابط اجتماعی افراد که این خود موجب  افزایش بی اعتمادی بین افراد جامعه است( یکی از شاخص های نشان دهنده افول این سرمایه اجتماعی، کاهش فروش نسیه در بازار است)

·         کاربرد های نادرست  و غیر اخلاقی   وسایل ارتباطی جدید  مانند تلفن همراه

·         بهر ه گیری  نادرست و غیر اخلاقی از   شبکه تار نمای جهانی ( اینترنت)

·         برابری پروند های قضایی موجود در کشور ما  با برخی کشور های پر جمعیت جهان

·         و...

    این موارد و موارد ناگفته دیگر نشان می دهد که ما در ایجاد و برقرای جامعه با اخلاق ، که از ارمانهای دین مبین اسلام و انقلاب اسلامی دور مانده ایم و شاید بگویم فاصله  داریم. حاکمیت ارزشهای اخلاقی در روابط بین شهر وندان از شاخص های سلامت اجتماعی و و حتی سعادت اجتماعی است. این مقوله از افزایش رفاه نیز مهم تر است . افزایش درامد که بر بستر روابط خوب اجتماعی استوار نباشد به افزایش سطح سلامت و سعادت اجتماعی منجر نمی شود. جایی از زبان انسان فهیمی خواندم که جوامع بیش از آن که به افزایش در آمد ناخالص ملی احتیاج داشته باشند به افزایش  شادی ناخالص ملی نیاز دارند. بی تردید منظور از شادی ، هوس رانی و هوس بازی و خوش گذرانی نیست . بلکه شادی با نیاز آدمی به  جامعه متکی به روابط اخلاقی  اعتلای معنویت در جامعه ارتباط دارد. این شادی احساس رضایت از زیستن در فضایی  است  که ارزش های معنوی اخلاقی بر آن حاکم است.

       خوب  با این مقدمه من نخواستم حس بد بینی را در خواننده القاء کنم بلکه قصدم این بود که اهمیت موضوع را تشریح کرده باشم و توجیهاتی را برای این مدعای خودم که باید اخلاق دغدغه ما باشد بیاورم. من نه سیاستمدار هستم نه حقوق دان نه جامعه شناس و نه منتقد اجتماعی، بلکه من یک کار شناس مسائل تربیتی هستم و از این منظر به مسائل نگاه می کنم ، خوب یا بد نگاهی یک سویه یعنی تربیتی به وقایع دارم. به دنبال مقصر یا به بیان طنز گونه معروف  به دنبال پرتقال فروش نیستم در اینجا می خواهم این پرسش را مطرح کنم که چه راهکار یا راهکاری برای مواجهه با این چالش فرارو داریم ؟چه بخش ها و نهادهایی مسئول آن خواهند بود؟ راهش خیلی ساده است البته بیانش   نه عملش! . راهش این است که همه نهاد ها اخلاق را وجهه همت و محور عمل خود قرار دهند. هر کس  و هر بخش به نوبه خود.

    بی تردی نهاد های زیادی در این راستا مسئول هستند. از مسجد و مدرسه تا رسانه. به بقیه کار ی  ندارم می خواهم توجه خودم را به نهاد تربیت رسمی و عمومی معطوف کنم  و بحث را به این سو بکشانم واقعیت این است مدرسه یا  همان نماینده تمام عیار نظام تربیت رسمی و عمومی اگر نگویم بیش از همه  کمتر از بقیه در این مورد نقش ندارد. این موضوع به گونه ی‌ مطالبه عمومی از مدرسه نیز هست.سالها پیش در دانشگاه اصفهان درس می خواندم. روزی در مینی بوس خط شهرک امیر حمزه شاهد رخداد جالبی بودم که با بحث ما مناسبت دارد. مشابه این رخداد را شما زیا د  در گوشه  و کنار این مرز و بوم دیده اید.  در این مینی بوس که به سوی شهرک در حرکت  بود چند دانش آموز مدرسه راهنمایی مشغول گفتگو بودند. گفتگو هایشان با صدای بلند و همراه با خنده های کودکانه بود  و اگر چه طبیعی به نظر می رسید  اما کمی از حدّ ادب دور شده بود. یکی از مسافرین میان سال مینی بوس  به رفتار این چند دانش ‌آموز اعتراض کرد و گفت:" مگر شما معلم ندارید که به شما ادب یاد دهد؟!." من که در آن سالها معلم علوم تجربی مدرسه راهنمایی  روستای خوانسارک      از توابع  پیر بکران هم بودم در دل گفتم:" اینها پدر و مادر هم دارند! چرا فقط معلم را مسئول می دانید؟". حال فکر می کنم که هم من درست فکر کرده بودم و هم این مرد میانسال معترض . به هر حال جامعه از مدرسه مطالباتی دارد  و این مطالبه بخش مهمش اخلاق است  و هم این که همه نهادها مسئولیت  در این زمینه دارند به ویژه خانواده که یکی از ا رکان تربیت در جامعه  است.

    به سخن  دیگر هرچند مسئولیت تربیت اخلاقی آحاد جامعه بالجمله با مدرسه نیست اما فی الجمله در این مورد مسئولیت دارد. یعنی مدرسه نمی تواند به اخلاق و تربیت  اخلاقی بی تفاوت باشد.شاید بتوان گفت که  یکی از انتظارات و مطالبات عمده و اساسی از مدرسه این است .کافی است به مجموعه اهداف آموز ش و پروش که بیش از ده سال پیش در شورای عالی آموزش و پرورش به تصویب رسیده است ، گذرا  نگاهی بکنید، خواهید دید که اهداف اخلاقی بخش مهمی از مجموعه اهداف را تشکیل می دهد. اگر چنین است این نیز پرسش مهمی است که در مدرسه در رابطه با تربیت اخلاقی دانش آموزان  چه اقداماتی صورت می گیرد؟ تا چه حد در تجربیات زندگی مدرسه ای  دانش آموزان تجربیات اخلاقی سازنده وجود دارد؟ تا چه میزان تربیت اخلاقی جزو اولویت ها و محورهای فعالیت های تربیتی است؟آیا به همان میزان که نمره و درصد قبولی، کلاسهای تقویتی، کلاسهای زبان و فوق برنامه ، کلاسها تست زنی و کلاس آمادگی برای آزمون ورودی به مدارس تیز هوشان، مدارس نمونه دولتی، مسابقات علمی و کنکور دغدغه است آیا تربیت اخلاقی نیز دغدغه است؟

       باز نمی خواهم نگاه بدبینانه را دنبال کنم . در اینجا نیز ناچارم به این واقعیت اشاره کنم که  بر اساس پژوهشی که  اخیراً انجام شده است حتی در برنامه های درسی تدوین شده که در مدارس مورد تاکید و اهمتام است نزدیک به سی درصد اهداف اخلاقی مصوب  شورای عالی مد نظر قرار نگرفته است. اگرچه این اهداف صرفاً اهداف برنامه های درسی نیستند و کل اقدامات تربیتی مدرسه باید ناظر به این اهداف باشند اما واقعیت این است که در فعالیت های   مدارس  نیز اهتمام جدی به این امر دیده نمی شود. آیا دیده اید که مدارس غیر انتفاعی در تبلیغات خود برای جذب دانش آموز یا به سخن دقیق تر والدین دانش آموزاعلام   کنند که  اهمتمام جدی به اخلاق دارند. بعید می دانم  چنینموردی دیده شده باشد. در عوض  تا بخواهی به کلاس زبان ، کامپیوتر،  مسابقات علمی، المپیاد ها، تست و کنکور توجه دارند. آیا ندیده اید که مدارس پارچه  نوشته های بزرگی را بر سر در خود (برا ی تبلیغ کار کرد خود) نصب می کنند که موفقیت تعدادی از دانش آموزان خود را در کنکور و آزمون های درسی دیگر و المپیاد فلان کسب مدال ورتبه فلان را تبریک می گویند. معنی این رفتار ها این است که ملاک موفقیت مدرسه همین ها هستند و ملاکها ی دیگر هیچ. الببته استثناء هم وجود دارد  نگارنده در یک   جلسه که با برخی مدیران با تجربه و خبره مدارس شهر تهران داشتم از خانم مدیر دبستانی شنیدم که یک سال را  سال تربیت اخلاقی   نام نهاده  و فعالیت های  مدرسه را مدیریت کرده است. خوب این بسیار جالب بود اما با یک گل بهار نمی شود و این دیدگاه ها به ندرت دیده می شود به گونه ای که می توان از آنها چشم پوشید.

     در کلاسهای درس چه می گذرد؟ معلمان در این باره چه کاری می کنند ؟ چه نگاهی به این موضوع دارند؟ چه دغدغه هایی در کلاس دارند؟ اینها نیز پرسشهای مهمی هستند که برای فهم بهتر و عمیق تر م مساله لازم است  به پاسخ آنها فکر کنیم. خوب! به ضرص قاطع نمی دانم که در پاسخ به این پرسش ها چه بگویم یعنی اطلاعات و مستندات کافی و وافی در اختیار ندارم اما تجربه سالهای معلمی، مشاوره  در بیست واندی سال و کاربا معلمان  دبستان ها در هشت نه سال اخیر نشان می دهد که فی والواقع  معلمان نیز دغدغه آنچنانی ن در حوزه تربیت اخلاقی ندارند. اگرچه به صورت طبیعی و عادی منش و کنش معلم آثار تربیتی و اخلاقی  مثبت بر جای می گذارد   و این تنها در برخی از معلمان مصداق دارد . یا فضای برخی مدارس  کم وبیش چنین اثاری را به همراه دارد . امامنظور من فراتر از اینها ست یعنی آنچه که در عمل عامدانه و آکاهانه معلم  و یا مدیریت مدرسه باید وجود داشته باشد. آیا به همان اندازه که به توسعه مهارتها و کسب مفاهیم درسی توجه وافر یم شود این موضوع نیز  حتی در حاشیه توجه هست؟

     یکی از را ه های   سریع  برای بررسی  پاسخ این پرسش ،بررسی وب گاه  های معلمان و کار شناسان  تربیتی  است . معلمان  و کارشناسان بسیاری در این مر ز وبوم وب گاه دارند و نظرات و تجربیات خود را در دنیای وب منتشر می کنند . بد نیست به این وبگاه ها سری زده شود . زیرا  دغدغه های آنان نیز کم و بیش و به صورت طبیعی  در محتوای این  وب گاها  متجلی است. به نظرم چیز دندان گیری در خصوص تربیت اخلاقی  و اخلاق در زندگی مدرسه ای به دست نمی آید. معلمان وب دوست  در طرح  دیدگاه ها ، تجارب و مشکلات  خود  مستقیم  و غیر مستقیم کمتر به این   ساحت مهم تربیت  وارد شده اند.

    چراین گونه است؟  پاسخ دقیقی برای آن ندارم!  این مهم نیاز به تامل و تفکر فراوان دارد .  

 

یک نظر با ارزش

مدتی پیش با کمک یکی از دانشجویانم فهرست مختصری از کتابهای مرتبط با تربیت اسلامی را تهیه کرد که من  ان را روی وبلاگم قررا دادم . اخیرا نظر بار ارزشی را از سوی یکی از خوانندگان خوب به نام اقای ازغدی در باره این فهرست دریافت داشتم . که این نظر را عینا منتشر می کنم . مطمئن مفید برای خوانندگان خواهد بود.گفتنی است که خوشبختانه در این زمینه کتابهای زیادی نوشته شده است که در این جا نیز نیامده است تکمیل ان محتاج تلاش و مجاهدت بسیار است.

سلام عليکم
پيش از هر چيز بگذاريد تشکر کرده باشم از اين قدم‌هاي مستمر و خودجوش
در عين اين که اثار قابل اعتنايي را برشمرده بوديد اما در رابطه با فهرستي که به نقل از خانم بازقندی ارائه کرده‌ايد دو نکته به نظر بنده رسيد
نکته اول: شماري از اثاري را که ذکر کرده‌ايد از اعتبار و بنيه‌ي قابل قبولي بهره‌مند نبوده فلذا بايد با ملاحظاتي متصف به صفاتي چون اسلامي شوند
نکته دوم: شماري از اثار قابل توجهي که در اين رابطه منتشر شده‌است را از ياد برده‌بوديد. اثار از قبيل:
نقش آزادي در تربيت کودک تاليف آيت الله شهيد بهشتي انتشارات بقعه
نامه‌هاي بلوغ تاليف علي صفايي حائري انتشارات ليله القدر
رشد تاليف علي صفايي حائري انتشارات ليله القدر
انسان در دو فصل تاليف علي صفايي حائري انتشارات ليله القدر
حرکت تاليف علي صفايي حائري انتشارات ليله القدر
تربيت اسلامي (سلسله درس‌هايي از استاد حائري شيرازي) مرکز انتشارات الشمس
ارادتمند شما
ازغدي

ارزشیابی توصیفی و تربیت اخلاقی دانش آموزان

 به نام هستی بخش یگانه 

ارزشیابی توصیفی و تربیت اخلاقی دانش آموزان

پیشتر بحثی را مطرح کرده بودم با عنوان ارزشیابی توصیفی و حقوق کودک. در آنجا مدعای من این بود که  شیوه ارزشیابی کیفی توصیفی با نظام حقوق تربیتی کودک در ایران در مقایسه با شیوه ارزشیابی قبلی سازگاری و تناسب بیشتری دارد. در اینجا به دنبال بیان این موضوع هستم که این شیوه به نحو مطلوبی و  به روش غیر مستقیم  به تربیت اخلاقی دانش آموزان منجر می گردد. حتی می توان گفت که یکی از تاکیدات جدی آن سلامت اخلاقی محیط یادگیری است.

ادامه نوشته

فهرست چند منبع در باره تربیت اسلامی

هوالعلیم

آگاهی از منابع برای دانشجویان و پژوهشگران بسیار ضروزی و باارزش است. یک از موضوعات مهمی که امروزه در محافل تربیت مورد توجه قرار گرفته است تربیت اسلامی است. یک از دانشجویانم در درس تربیت اسلامی پیشرفته به نام خانم بازقندی زحمت کشیده اند و فهرستی از این منابع را تهیه نموده اند . که ضمن تشکر از ایشان این فهرست را برای آگاهی شما روی وبلاگم قرار می دهم

ادامه نوشته

آموزش و پرورش در کشور سوئد

به نام خدا

این مقاله برای من بسیار جالب و جذاب بود . باورش برایم مشکل است که یک نظام اجتماعی به این حد از رشد فرهنگی رسیده باشد. در حالی ما در اندیشه دینی و ارمان فرهنگی خودمان به برخی از عناصر  این فرهنگ به شدت تاکید می کنیم . اما در عمل با آن بسیار فاصله داریم .قصد من این نیست که خدای نکرده در خوانندگان بدبینی را نسبت به ملت و کشور خودم را القاء کنم . قصدم درس گرفتن است فلسفه تربیتی یک کشور و فلسفه اجتماعی یک قوم بسیار تعیین کننده است..این گزارش را بخوانید. مانند من سپاسگزار مهندس عبدالحسین نفیسی باشید که آن را برای من ارسال کرده است.

ادامه نوشته

نشست علمی "بررسی و نقد رویکردهای تربیت اخلاقی در مدرسه

به نام خدا

همان گونه که وعده کرده بودم خلاصه مباحث مطرح شده در نشست علمی "بررسی و نقد رویکردهای تربیت اخلاقی در مدرسه"كه در تاريخ 23/8/88 از طرف گروه پژوهشي مباني برنامه ريزي درسي موسسه پژوهشي برنامه درسي و نوآوريهاي آموزشي و با همكاري انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران وانجمن مطالعات برنامه درسي ايران برگزار گرديد. تقدیم می شود. این خلاصه را اقای طهماسب زاده عضو گروه  تهیه نموده اند که از ایشان تشکرر می کنم.

ادامه نوشته

دین گریزی یا  تغییر شکل دینداری

دین گریزی یا  تغییر شکل دینداری

اخيراً گزارش تحقيقي را مطالعه نمودم كه همكارمان سركار خانم ماشینی عضو هيات علمي پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش اجرا كرده بودند. عنوان پژوهش"بررسي ابعاد و انواع دينداري در بين دانش آموزان دختر سوم متوسطه شهرتهران و مقايسه آن با نظرات اوليا مدرسه و اهداف آموزش و پرورش" بود

نتايج اين پژوهش و همچنين پژوهشهاي ديگري كه ايشان در پيشينه آورده بودند نشان مي‌دهد كه بين جوانان و نوجوانان اساساً‌ پديده دين‌گريزي وجود ندارد. اگر چه اين موضوع در روانشناسي و ادبيات ديني ما مورد تاكيد است كه نوجوانان و جوانان به دین تعلق خاطري دارند اما من شخصاً تصور غلطي از اين پديده داشتم تا قبل از مطالعه اين اثر تصورم اين بود كه ما در كشورمان با پديده دين گريزي مواجه هستم اما هم اکنون تلقی من اين است كه آنچه  ديده مي‌شود تغییر در شكل دينداري و ذائقه دين داري جوانان است نه دين گريزي مگر اينكه تعريف بسته ای از دين ارائه دهيم.

بر اساس نتایج این پژوهش در ابعاد اعتقادي و تجربي دين درصد بالاي از جوانان و نوجوانان ديندار محسوب مي‌شوند. تنها در ابعاد مناسكي و پيامدي ديدگاه‌ها و نظرات متفاوت بين آنها رواج يافته است. لذا تعبير دين گريزي تعبيري نادقيق براي توصيف اين پديده است.

تجربه کشور کره  در تربیت اخلاقی

 به نام خدا

اخیرا مقاله ای با عنوان ذکر شده را مطالعه نمودم که چکیده آن را تقدیم می کنم.کشور کره از جمله کشورهایی است که برنامه درسی ویژه تربیت اخلاقی دارد لذا از این نظ رقابل توجه می باشند.

ادامه نوشته

بررسی و نقد رویکردهای تربیت اخلاقی در مدرسه

به نام خدا

 بیست و سوم آبانماه در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی نشستی با عنوان بررسی و نقد رویکرد های تربیت اخلاقی در مدرسه بر گزار شد این نشست را گروه پژوهش در مبانی برنامه ریزی درسی موسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی برگزار نمود . دراین نشست که اساتید بزرگی حضور داشتند و از مجموعه علاقمندان تعلیم و تربیت مربیان معلمان  دانشجویان و کار شناسان زیادی در جلسه حاضر بودند.من به عنوان سخنران دیدگاه خودم را ارائه دادم  و سپس اعضای میز گزد به بحث و اظهار نظر پرداختند اعضای میزگرد عبارت بودند از :

دکتر باقری

دکتر شرفی

خانم دکتر علم الهدی

حجه الاسلام علیزاده

امید وارم در آیند خلاصه مباحث نشست را از این وب لاگ تقدیم کنم.

حال می توانید خلاصه سخنرانی من را بخوانید.

ادامه نوشته

 نسبي و مطلق بودن ارزش ها از ديدگاه علامه طباطبایی

  به نام خدا

این سوال در خصوص نظریات ارزش شناسی علامه مطرح است که ایشان دیدگاهی مطلق گرا دارند یا نسبیت گرا؟ گروهی اعتقاد بر این دارند که علامه  برمبنای دیدگاهش در کتاب اصول و فلسفه رئالیسم  فردی نسبیت گرا در عرصه ارزرشها است و گروهی دیگر بر اساس نظریاتش در المیزان او را مطلق گرا می نامند و برخی نیز آرا او متعارض می بینند. به نظر اینجانب ایشان در دو اثر خود یعنی المیزان و فلسفه رئالیسم  دیدگاهی مطلق گرا دارند و می توان تفسیر مطلق گرایانه از نظریه اعتبیاریات ایشان ارائه داد . در این مقاله کوتاه این موضوع موردبحث قرار گرفته شده  است.


ادامه نوشته

غربت ارزشهای اخلاقی در عرصه پژوهش

 به نام حق

غربت ارزشهای اخلاقی در عرصه پژوهش

  یکی از معضلات برزگ جامعه ما و حتی جامعه بشری عدم روی آورد حقیقی به اخلاق و اخلاقیات است . ظلم و بی عدالتی ، فساد ، فقر ، کشتار انسانهای بی گناه ، اعتیاد ، بزه کاریها و بسیاری از پدیده های زشت جوامع بشری ناشی از کم لطفی به این ساحت معنوی در حیات بشری است .

"اخلاق به منزله آيين‌نامه‌اي است كه انسان موظف است به لحاظ انسان بودن، آن را رعايت كند. چرا كه انسان براي بازگشت به كرامت واقعي و حقيقي خود به اخلاق نيازمند شده است . اصول اخلاقي  به قوانين كمال انسان و تحقق بخشيدن خير مربوط است و در نتيجه در هر حرفه‌اي به مجموعه احكام ارزشي ناظر بر آن حرفه  اطلاق می شود . "(ساکی، 1386) بی گمان این توجه به اخلاقیات در عرصه های متفاوت باید مورد عنایت واقع شود و در مقام ارزش گذاری برخی عرصه بیشتر از عرصه های دیگر باید روی آورد عمیق تری به اخلاق داشته باشند. ماند عرصه پژشکی که از قدیم الایام این مورد توجه متفکرین بوده است. قسم نامه بقراط شاید به سبب اهمیت اخلاق در خوزه پژشکی است. ازجمله حوزه های دیگر که اخلاق در آن جایگاه بس ارزشمند و والایی دارد . حوزه تربیت است . تربیت ماهیتا  فعلی اخلاقی است و از  اخلاق  جدایی ندارد. بنابر این یکی از بخشهای مهم اخلاق حرفه ای اخلاق معلمی است.

بر این اساس باید ارزشهای اخلاقی در تمامی بخشهای تربیت جاری و ساری باشد. یکی از بخشهای مهم حوزه تربیت، پژوهش است ." پژوهش تربیتی تاثيرات خود را بر طيف گسترده اي از  دانش آموزان ، معلمان ،مديران ، اوليا و ساير افراد برجاي مي گذارد و از اين رو قادر است منشا بروز تهديداتي جدي نيز  براي اين مجموعه به شمار آيد. از اين رو بايد با کوشش در جهت رعايت معيارهايي اخلاقي ،مانع از بروز اين تهديدات در عرصه عمل بر اين قشر عظيم گرديد. ."(ساکی، 1386) .

اما متاسفانه شاهد هستیم که در این حوزه به مانند حوزه های دیگر حیات اجتماعی ما اخلاق مورد بی مهری واقع می شود. گویی به این حوزه نیز بد اخلاقی های رایج در جامعه سرایت نموده است  اخیرا شنیده ام که با استفاده از نرم افزاری توانسته اند دست برخی از "محقق نما"یان را رو کنند انان با بدخلاقی توانسته اند مقالاتی را به نام خود ثبت کنند که در واقع حاصل تکاپوی  فکری خودشان نبوده است. این خبر بسیار درد ناک است. در تاریخ تمدن پر افتخاراین کشور در زمانی که کتابها با دست نوشته می شد و نظارت و کنترلی بر آن نبود این بد اخلاقی ها را ندیده ایم . به نظر می رسد که اگر در زمینه های پیشرفت کرده ایم اما در این زمینه پسرفت داشته ایم. امروزه بد اخلاقی در عرصه پژوهش گسترش یافته و به مرحله نگرانی آوری رسیده است . وقت آن است که به پدیده نوظهور توجه بیشتری صورت گیرد. بد اخلاقی در پژوهش مصادیق بسیاری دارد که برخی از آنها به شرح زیرند:

•         معرفي ،گزارش يا انتشار اطلاعاتي است که حاصل پژوهش نباشند.

•         هر گونه تغييردر محتواي پژوهش که منجر به تغيير يافته ها گردد.

•         سرقت ادبي، هر گونه استفاده اي است که از دسترنج علمي ديگران صورت مي گيرد اما به منبع آن در گزارش اشاره نمي شود.

•         تکرار انتشار يافته هاي يک پژوهش در بيش از يک مجله علمي نيز عملي غير اخلاقي در پژوهش تلقي مي شود.

•         قصور از قدرداني وذکر نام از افراد و موسساتي که در مسير پژوهش کمک نموده اند عملي غير اخلاقي است.

•         نويسندگي افتخاري، به اين عمل غير اخلاقي اشاره دارد که براي سهولت در چاپ مقالات خود از اسامي افراد بنام علمي  بدون هيچگونه همکاري استفاده کنيم .

•         بخشندگي در نويسندگي به اين معناست که اسامي ديگران را بدون هيچگونه همکاري ، صرفا به اين دليل که به امتيازات آن نيازمند مي باشند به کارهاي انتشاراتي اضافه کنيم . بي دقتي و سهل انگاري در انجام پژوهش نيز از مصاديق رفتار غير اخلاقي در پژوهش است.( ساکی،1386)

•         استناد به منابعی که مستقیما از آنها استفاده نشده و از فهرست منابع دیگران گرفته شده است.

•         ارائه آمارهای و نتایج آماری جعلی و ساختگی  و غیر واقعی

•         نقد دیدگاه ها و نظریه ها بدون ارائه دلایل عقلایی

•         سوگیری و حمایت بی دلیل عقلانی از دیدگاه ها و نظریه ها

•         عدم انتشار برخی منابع و ایجاد دسترسی انحصاری

•         عدم ارائه مشاوره منصفانه به پژوهشگران دیگر و یا خسا ست علمی

بی تردید به این فهرست کوتاه می توان مصادیق دیگری اضافه نمود. یعنی دامنه بد اخلاقی در حوزه پژوهش بسیار زیاداست . اما نکته مهم این است که برای ایجاد فضای اخلاقی در حوزه پژوهش باید  از آموزشهای اولیه در آموزش و پرورش شروع نمود و آن را به دوره های آموزش عالی گسترش داد. به ویژه اساتید باید از این جریان در ارائه پروزه های دانشجویی در تمامی سطوح مراقبت نمایند. و از بروز مصادیق آن در فضای دانشجویی جلو گیری نمایند.همچنین لازم است مراجع ذیصلاح نسبت تدوین دستور العملهای مناسب برای فرهنگی سازی در مراکز علمی و پژوهشی و تصویب قوانین مناسب اقدام نمایند.

جان کلام این که اهمیت اخلاق در عرصه پژوهش به ویژه در زمینه تربیت کمتر از عرصه های دیگر حتی پزشکی نیست و باید به آن عنایت خاص نمود.

 

بررسی و نقد طرح کرامت در دوره آموزش ابتدایی

 

مقدمه

جوامع انساني هر يك به گونه‌اي در تلاشند تا شرايطي را فراهم آورند كه در ساية آن انسان‌ها زندگي و حيات بالنده و پويايي داشته باشند. علي‌رغم تفاوت‌هاي فراوان در شيوه‌ها، اين منظور بنيادي هر جامعه انساني است. بي‌ترديد يكي از اجزاء و عناصر هر جامعه‌اي كه در تدوام و انسجام آن دخالت دارد نظام ارزشی و اخلاقي جامعه است كه پشتوانه قانون‌ها و سنت‌هاي صالحه است. بي‌ترديد ارزشها به ويژه ارزشهاي اخلاقي ركن اساسي حيات انسانها را تشكيل مي‌‌دهد.

بر اين اساس، شناخت و فهم ارزشها و دروني نمودن آن يكي از بهترين عوامل مؤثر در تداوم حيات جوامع است و لذا اين موضوع از دلمشغولی رهبران جوامع بشري است. پيامبر گرامي اسلام(ص) يكي ازاهداف مأموريت الهي خود را برا ي بشريت تكميل مكارم اخلاقي مي‌دانند[1].

ظهور دوران مدرن و شكل‌گيري جوامع انساني با ويژگيهاي خاص، مدرسه يكي از نهادهايي شد كه درتربيت و آمادگي نسل نو خاسته جوامع نقش حساسي را به عهده گرفت. اگرچه عمدتاً انتظار از مدرسه بيشتر به كاركرد توزيع دانش و معرفت معطوف است اما كاركرد آماده سازي شهروندان براي حيات سازنده و متعالی در جامعه از كاركردهايی است در این دوره بسیار مورد تأكيد است. اگر وظیفه مدرسه را تربیت نسل نوخاسته بدانیم، جامعيت واژه تربيت نيز مؤيد اين سخن است كه كاركرد نهاد مدرسه فراتر از توزیع دانش است . علاوه براین در عصر فن آوری اطلاعات به سبب دسترسی همگانی و همه جایی و آسان ( همه مکانی ) به اطلاعات کارکرد مدرسه در توزیع دانش کم رنگ شده است و کارکرد های دیگر به ویژه در دوره های تربیت عمومی مورد عنایت جدی است.  

از سوي ديگر زمانه ما نياز به توجه به ارزش‌ها خاصه ارزشهاي اخلاقي بيش از هر زمان ديگر احساس مي‌شود. رشد و توسعه سريع علم و فن‌آوري و فقدان نگرش ارزشي و اخلاقي به آن، نمود وحشتناکی يافته است. به گونه‌اي كه در عصر حاضر بشر بيش از هر چيز ديگري به اخلاق و اعتلاي آن در جوامع نياز دارد و ا ين به ملت و منطقه خاصي محدود نمي‌شود و ضرورتي جهاني و انساني دارد.

بر اين اساس مي‌توان گفت كه مدرسه نمي‌تواند و نبايد در برابر موضوع اخلاق ساكت باشد.امروزه در نظامهای آموزشی کشورهای جهان بر اساس اهدافی که نشانه رفته اند این توجه جدی به ساحت تربیت اخلاقی و دینی (معنوی) مشهود است . لذا می توان گفت که یکی از دلمشغولیهای سیاست گذران آموزشی جهان تربیت اخلاقی است.

علاوه برضرورت جهانی توجه به تربیت اخلاقی ، ایران خود کشوری است که سابقه طولانی در توجه به ارزشهای اخلاقی دارد و به عنوان ملتی اخلاقی در جهان شهرت داشته ایم  و ادبيات غني و سر شاز از اخلاق و اخلاقيات نشان از تو جه عميق مردم ایران به اين حوزه از حيات بشري است. با توجه به زمينه و بستر تاریخی و فرهنگی  مناسب در كشورما  طبیعی است که از دغدغه‌هاي اساسي نظام آموزشي كشور از دير باز اخلاق و تربيت اخلاقي بوده است. هميشه در مجموعه اهداف مصوب نظام آموزشي مجموعه‌اي از اهداف اخلاقی ديده مي‌شود. تحلیل محتوای کتابهای درسی قبل از انقلاب اسلامی نشان می دهد که محتوای کتابهای درسی مشحون از آموزه های اخلاقی و ارزشی است . بعد از انقلاب اسلامي  نیز تربيت ارزشی  و اخلاقي از دغدغه‌هاي اساسي سياست‌گذاران نظام آموزش بوده است. ملاحظه اهداف مطلوب نظام آموزشی، اصول مصوب نظام آموزشي و محتواي كتابهاي درسی هم نشان از توجه جدي  به اين موضوع است.

یکی از برنامه هایی که چندین سال است که به مقوله تربیت ارزشی پرداخته است طرحی است که به نام کرامت مشهور است . این طرح آرام و بی صدا در تعداد زیادی از مدارس ابتدایی کشور با موفقیت نسبی در حال اجرا است.  در این مقاله مختصر ، به نقد و برررسی ّآن پرداخته می شود . امید است با توجه بیشتر مسئولین ،این طرح با غنا و پویایی روز افزون تری دنبال شود.

 

ادامه نوشته

بررسي ديدگاه ارزش شناسي علامه طباطبايي و دلالت هاي آن در تربيت اخلاقي

به خدا

     تربيت اخلاقي يكي از كاركردهاي مهم نظام آموزشي است . اين امر يكي از موضوعات پرچالشي است كه بسيار از سوي متفكران مورد امعان نظر قرار گرفته است . از آنجا كه ديدگاه هاي فلسفي يكي از مباني ديدگاه هاي تربيتي را تشكيل مي دهد ، ارزش شناسي نيز كه از مباحث فهم فلسفي است، دلالت هايي در مباحث تربيت اخلاقي خواهد داشت.

     در اين مقاله سعي شده است كه دلالت هاي ديدگاه ارزش شناسي علامه كه نظريه ادراكات اعتباري بخش مهمي از آن است در تربيت اخلاقي اهداف اصول و روش استنتاج شود. لذا ابتدا مباني نظريه ارزش شناسي مورد بحث قرار گرفته و سپس دلالت هاي آن در حوزه هاي سه گانه اهداف- اصول روش بررسي شده است.

اين مقاله برگرفته از رساله دوره دكتري نگارنده مي باشد كه در دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران كه به راهنمايي آقاي دكتر علي شريعتمداري و مشاورت آقايان دكتر خسرو باقري و دكتر غلامحسين ابراهيمي ونياني به انجام رسيده است . و در نشریه علمی پژوهشی دانشکده روانشاسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده است. اصل مقاله را برای شما می آورم امید مورد استفاده قرار گیرد.

 

    

ادامه نوشته