يکي از پديدههاي رايج در نظام آموزشي کشور ما وجود آزمونهايي است که توسط مؤسسات مختلف به ويژه مؤسسات خصوصي اجرا ميشود. اين مؤسسات آزمونهايي را در دروس مختلف و در پايه هاي مختلف طراحي کرده و در مقياس وسيع(در حجم زيادي از دانشآموزان و مدارس) در سطح کشور اجرا ميکنند و نتايج آن را به صورت رتبه هاي رقابتي در سطح کلاس، مدرسه، منطقه، استان و کشور به اعلام مي کنند. اين آزمونها با اين فرض اجرا ميشود که موجب افزايش يادگيري دانشآموزان ميشود. دانشآموزان سياستهاي تکميلي آن مانند دادن جوايز به افراد با نمرات و رتبه هاي بالا، موجب تشديد رقابت و افزايش انگيزهي فعاليت يادگيري خواهد شد.
وجود آزمونهاي گزينشي مدارس تيز هوشان و مدارس نمونهي دولتي متاسفانه موجب تشديد گرايش به اين آزمونها شده است. به واقع، بعد از گسترش عوارض و عواقب ناگوار کنکور در دورهي متوسطه چشم صاحب نظران به اين پديده در دورهي دبستاني روشن شده است! توسعهي اين پديده در دورهي دبستاني عوارض ناگوارتري به همراه دارد. زيرا دانشآموزان دورهي دبستاني به لحاط شرايط رواني و جسماني آمادگي و تحمل رقابت و فشارهاي رواني ناشي از اين آزمونها را ندارند. از سوي ديگر اجراي اين آزمونها با شيوهي رايج با اصول شانزده گانهي حاکم بر ارزشيابي، مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش منافات دارد و از همه ناگوارتر اين که برخي از مديران و معلمان دورهي دبستاني به اين جريان دامن مي زنند.
آزمونهاي مقياس وسيع آزمونهايي هستند که به منظورهاي خاصي در نظامهاي آموزشي جهان مورد استفاده قرار مي گيرند. گاه اين آزمونها براي ارزشيابي يک برنامهيدرسي يا يک دورهي آموزشي در سطح ملي انجام ميگيرد. در اين شکل آزمونهاي مقياس وسيع، هدف ارزشيابي عملکرد يادگيري دانشآموزان نيست. به همين سبب، هيچ بازخوردي به دانشآموز داده نميشود. زيرا نتايج آزمون براي بررسي ميزان موفقيت و ضعفهاي برنامه آموزشي يا برنامه درسي است. شکل ديگر اين آزمونها به قصد ارزيابي و گزينش دانشآموزان براي ورود به دورهي بالاتر اجرا ميشود. مانند آزمونهاي کنکور و امتحانات نهايي در دورهي متوسطه. شايان ذکر است که اين گونه آزمونها توسط نهادهاي رسمي ذيصلاح صورت ميگيرد.
در حقيقت در دورهي دبستاني، جز موارد فوق الذکر، هر گونه آزموني خارج از چارچوب ارزشيابي کلاسي که با مديريت معلم انجام نگيرد و بازخورد آن به صورت بازخوردهاي توصيفي و بهبود دهندهي جريان يادگيري نباشد بر خلاف اصولِ الگوي ارزشيابي کيفي توصيفي است. اين گونه ارزشيابيها هيچ بازخورد سازندهاي به همراه ندارند. زيرا دانشآموز و والدين به اين موضوع وقوف پيدا نمي کنند که چه موفقيتها و چه ضعفهايي در يادگيري وجود دارد. هم چنين معلم از ضعفها و قوتهاي جريان يادگيري کلاسياش تصويري درست دريافت نمي کند. به طور کلي اين آزمونها مشکلات زير را دارند[1]:
- تأکيد زياد بر اهداف شناختي سطوح پايين؛
- نا مشخص بودن کيفيت پرسشهاي اين آزمونها؛
- رقابت برانگيز بودن اين آزمونها به ويژه در بين دانشآموزان ساعي و ايجاد فشار رواني در آنها؛
- نداشتن بازخورد مناسب براي دانشآموز، والدين، معلم و مدرسه.
به طور خلاصه انتظار ميرود مديران و معلماني که به تأثير مثبت و سازندهي ارزشيابي کيفي توصيفي باور عميق دارند، مانع گسترش اين آزمونها شوند.
برا ي اطلاع از جديدترين آثار و نوشته هاي اينجانب به سايت زير مراجعه نمائيد
http://www.hekmattarbiat.ir
[1] . براي آشنايي بيشتربا مسائل اين آزمونها به مقالهي" صداي پاي ضحاک در دبستان هاي کشور" با نشاني زير مراجعه نماييد:
http://baher.blogfa.com/post-85.aspx