نتیجه یک پژوهش
بررسیی چونبود و میزان برانگیزانندهگیی پسخوراندهای دادهشده ازسوی آموزگاران به آموزندهگان دبستانی در چارچوب شیوهی نوین ارزشیابی پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا
استاد راهنما: دكتر منصورعلي حميدي
پژوهشگر: فاطمه ذوالفقاریان
از دیدگاه سازاییگری، ارزشیابی بخشی جدانشدنی از فرایند آموزش و آموزشیاری است زیرا از راه ارزشیابی است که کاستیها و راستیها شناسایی و به سامانهی آموزشی پسخورانده میشوند تا زمینه و راهکار برای بهشوی فراهم آید. در نگرههای سازاییگرِ آموزش، پسخوراندد[1]هی یکی از کارکردهای بنیادیی آموزشیار است زیرا وی با پسخوراندهای بهجا و سازندهی خود آموزنده را از چونوچند کار خود آگاه میکند و توجه او را به آموختنیها، تواناییها، و آموختههایش جلب مینماید تا به خودتواناسازی او کمک کند و او را در برداشتن گامهای دیگر فرایند آموختن یاری رساند. از این دیدگاه، اگر پسخورانددهی سازنده و بهجا نباشد، ارزشیابی، و در پیی آن آموزشیاری و آموزش کاستیمند میشوند و زیان بنیادی را نه تنها آموزنده، که جامعه هم خواهد دید. در راستای جلوگیری از چنین زیانی باید به سامانهی ارزشیابی کشورمان ، چارچوب شیوهی ارزشیابی نوین (ارزشیابی کیفی توصیفی ) از سال 1381 به کار گرفته شد، که بزرگترین نمود دگرگونی در آن ، دگرونی پس خوراندهای رقمی(-20) به پس خوراندهای واژه ای و توصیفی است .
برای بررسیی این چونبود یک گروه 26 تنه از آموزشیاران چهار دبستان (دو دخترانه و دو پسرانه) و یک گروه 30تنی از آموزندههای این دبستانها برگزیده شدند تا نه تنها از آنها در بارهی چهگونهگی و سودمندیی شیوهی نوین ارزشیابی پرسش شود، بلکه پسخورانددهی/گیریی آنها هم نگرش شود. افزون بر این، از دو تن آموزشیار خواسته شد که همراه با 58 تن آموزندهگان پسرشان در یک آزمایش آموزشی با پژوهنده همکاری کنندکه در آن یک آموزشیار یک دورهی آموزشی در زمینهی پسخورانددهی گذراند، و چونبود[2] پسخورانددهیاش با کار آموزشیار دیگرمقایسه شد. ابزارهای بهکاررفته در این پژوهش پرسشنامه، نگرشنامه، و آزمایشنامه (آزمون) بودند که ویژهی این کار ساخته شدند. روایی و پایاییی این ابزارها به ترتیب به تایید استاد راهنمارسیده و میزان هم رایی سه ارزیاب هم در حدود با آمون همبستگی اسپیرمن 8/0درصد بود.
یافتههای پژوهش گویای آنند که آموزشیارانی که با این پژوهش همکاری داشتند شناخت و آگاهیی بسندهای از شیوهی نوین ارزشیابی و چهگونهگیی پسخورانددهی ندارند. از این روی، پسخوراندهای گفتاری و نوشتاریای که به آموزندهگانشان میدهند نه تنها چهگونهگیی وضعیت آموزشیی ایشان را برایشان روشن نمیکنند، که زمینهساز سردرگمی و کاهش انگیزه هم در آنها میگردند. به گفتهی آموزشیاران اگر پسخورانددهی رقمی و آزمونبنیاد میبود سودمندتر میبود زیرا از دقت بیشتری برخوردار میبود. بر پایهی دادههای برآمده از نگرش، میزان پسخوراندهای کاهنده بیش از پسخوراندهای سازنده بود و در میان پسخوراندهای سازنده پسخوراندهای گفتاری بیش از نوشتاری بودند همچنان که پسخوراندهای دادهشده به آموزندهگان پسر بیشتر سازنده بودند. همین برتری را پسخوراندهای آموزشیارانی که دورههای دانشگاهی در زمینههای آموزششناسی و روانشناسی گذرانده بودند نشان دادند. یافتههای برآمده از آزمایش آموزشیی انجامشده گویا آن بودند که با آموختن چهگونهگی پسخورانددهی نه تنها کارکرد آموزشیار در این زمینه بهبود چشمگیر پیدا میکند که دستاورد آموزندهگان هم بهتر میشود. در نبود چنین دورههای کارآموزی در ارزشیابیی نوین و پسخورانددهیی واژهگانیی سازنده دگرگونیی پدیدآمده در سامانهی آموزشی زیانبار خواهد بود.
کلید واژهها: سازاییگری، ارزشیابی کیفی توصیفی، پسخورانددهی، بازخورد، انگیزهی آموختن
. بازخورد [1]
. کیفیت [2]
محمد حسنی