یا حق

قبلا گفته ام که علی رغم پیشینه تاریخی بزرگ و عمیق در اخلاق، پای ما در این حوزه می لگند.   بد اخلاقی در رفتار اجتماعی ما نمود جدی دارد. تا در این زمینه پیشرفت نکنیم ، پیشرفت های دیگرمان سطحی و ظاهری است. حقیقتا اتوبان های زیبا، کار خانه های بزرگ ، ساختمانهای سر به فلک کشیده هیچ یک تضمین کننده سعادت و خوشبختی یک ملت نیستند.شاید اینها برای سعادت مردم لازم باشند اما کافی نیستند اگر می خواهیم خوشبخت باشیم با ید اخلاق را جدی بگیرم آن هم در عمل و در زوایای مختلف حیات فردی و اجتماعی امان. مدتی پیش از  طرف یکی از دانشجویانم ایمیلی دریافت داشتم که برایم بسیار جالب بود و مصداقی بر این مدعای من بود. من مضمون آن را با کمی تغییر در اینجا می اورم.

این برخوردها را در شهرمان بسیار مشاهده می کنیم و واقعا مصداق بد اخلاقی است.

یک. "فتوکپی نداریم. لطفاً سؤال نکنید."
دو. "اینجا بلیت‌فروشی نیست. لطفاً سؤال نکنید."
سه. "لطفاً آدرس نپرسید."

چهار: .......
کمی دقیق شویم مشابه این برخوردها را  زیادمشاهده می کنیم. به عنوان یک منتقد می توانید فهرستی بلند بالا از این گونه رفتار ها  را تدوین نمایید. شما چهار و پنج و ششم آن را بنویسید:


اگر بنا باشد که در این موقعیت ها اخلاق مبنای رفتار ما باشد چنین برخوردها مطلوب هستند.

یکِ جدید. "نزدیک‌ترین جا برای فتوکپی: دفترِ فنـّیِ پرستو، آن طرفِ خیابان."
دوی جدید. "می‌خواهید بلیتِ اتوبوس بخرید؟ سی قدم به طرفِ میدانِ ‌سرافراز بروید."
سه‌ی جدید. شرمنده‌ایم که گاهی شاید سرمان شلوغ باشد و نتوانیم برای پیداکردنِ نشانی کمک کنیم."
سه‌ی جدیدتر. "این اطراف را خوب می‌شناسیم؛ اگر نشانی‌تان را پیدا نکرده‌اید در خدمت‌ایم."

چهار جدید:......