تجربه کشور کره  در تربیت اخلاقی

بی اونگ وان چو از دانشگاه جورجیا و همکاران1996

   در این مقاله ابتدا با رویکردی تاریخی ضمن بیان ویژگی اخلاق مدارمردم کره،تحولات تربیت اخلاقی از سه هزار سال قبل از میلاد را تا پایان قرن دوم میلادی را بررسی کرده است .

مردم کره از آغاز اخلاق را مرکز توجه خود دانسته اند و ان را جزیی از زندکی اجتماعی تلقی نموده اند.

   نهاد ها ی سنتی آموزشی کره مانند "هواراک دو" در کنار آموزش های  اکادمیک و نظامی تربیت منش را بسیارمورد توجه قرارمی داده است . این تاکید از سال 1392 تا 1910 همچنان وجود داشته است. بعد از رهایی کره ازسلطه ژاپن و روی آورد کره ای ها به نظام آموزشی غربی، تربیت اخلاقی به مثابه  یک عنوان مستقل درسی  مورد توجه قرار نگرفت . دراین دوره تربیت اخلاقی به مثابه کنش کلی مدرسه تلقی گردید. به همین سبب توجه خاصی به این موضوع نشد و معلمان بیشتر به آموزش موضوعات درسی توجه کردند تا تربیت اخلاقی .

   در خلال جنگ دوکره و گرایش  به مدرنیزه شدن، به هم ریختگی اخلاقی در جامعه کره به یک مساله جدی مبدل شد.   ارزشهای سنتی  از مدارتوجه خارج شد. به طور کلی صنعتی شدن و رواج ماده گرایی و خود گرایی موجب شکسته شدن اصول اخلاقی سنتی کره گردید. لذا بعد از جنگ کره، آموزشگران کره ای به این نتیجه رسیده ند که بایدارزش های زندگی دمکراتیک را از سنین اولیه با یک روش منظم به کودکان ارائه دهند اما درانتخاب  ارزشها تلاش شده که ارزش های سنتی مورد توجه واقع شود. همچنین برا ساس تجریه تاریخی تصمیم گرفته شدکه درس مستقلی به نام تربیت اخلاقی دربرنامه درسی مدرسه واردشود. لذا آموزشگران اقدام به طراحی و تدوین و اجرای برنامه مستقل تربیت اخلاقی نمودند.

 

   این برنامه درسی در خلال سالیان گذشته دستخوش تغییرات زیادی شد. تاکنون شش  بار برنامه درسی تربیت اخلاقی بازنگری و اصلاح گردیده است. اخرین تغییر در سال 1992 انجام شده است. مقاله حاضر نیز به تحلیل این برنامه پرداخته و ذیل این عناوین بحث راادامه داده است.

-         عنوان ماده درسی در مراحل سه گانه تحصیلات

-         اهداف و محتوا

-         روش تدریس و ارزشیابی

-         تربیت معلم

-         مسایل تربیت اخلاقی درکره شامل: مسائل دربرنامه درسی ، درکتاب های درسی

-         درتربیت معلم  و درمدرسه.

-         مسئولیت هایی برای آینده

-         دلالتهایی برای آموزشگران آمریکایی