به نام خدا

دغدغه ای به نام تربیت اخلاقی   در مدرسه

   مدت ها است که به موضوع تربیت اخلاقی  علاقمند شده ام . اما به دلیل دغدغه های ذهنی دیگر مانند ارزشیابی کیفی توصیفی و فلسفه تربیت کمتر به آن پرداخته ام یعنی ان طور که باید و شاید با موضوع درگیر نشده ام. سال گذشته  در گروه پژوهش در مبانی برنامه های درسی موسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی نشست علمی تربیت اخلاقی را بر گزار کردم . مباحث خوبی دراین زمینه پیش آمد و نکات قابل توجهی در حین مباحث مطرح گردید. از آن به بعد این موضوع دغدغه بیشتر من شده است . امید وارم که بیش از پیش به آن بپردازم. به نظر من اخلاق و اخلاقی بودن از عناصر هویت ملی ما ایرانیان است. حتی قبل از اسلام نیز به این وصف شهره آفاق بوده ایم هنوز هم  در دنیا ما مردم را به وصف شناخته می شویم. اما آیا  ما  هم اکنون به سوی تعالی اخلاقی گام  برمی داریم یانه ؟ آیا روند های اجتماعی موجود به گسترش اخلاق در روابط اجتماعی افراد منجر می شود یا نه؟ نظام تربیت و نهادهای ذیربط دیگر، چه  اقدامی در این باره انجام می دهند؟ و ده ها پرسش دیگر از این دست در این باره مطرح است که ذهن من را به خود مشغول کرده است.

         به زعم من این موضوع از مسائل مهم و بهتر بگویم از چالش های آینده نظام تربیتی خواهد بود. منظور من از نظام تربیتی ، نظام آموزش و پرورش نیست،بلکه کل نهاد ها و سازمانهایی است که در تعالی تربیت جامعه نقش دارند. شواهد نشان می دهد که جامعه ایران در سالهای آینده بیش از هر چیز دیگری به انسانها  یا به عبارتی شهروندان متخلق به ارزشهای اخلاقی نیاز دارد. در جایی نتایج پژوهشی را می خواندم که نظرات جوانان را در باره مسائل اخلاقی آینده جامعه ایرانی جویا شده بود.  شواهد نشان می داد که جوانان نسبت به آینده اخلاقی جامعه بدبینانه قضاوت می کردند. واقعی یا غیر واقعی این آینده نگری بدبینانه نشان می دهد که شرایط حاضر جامعه به لحاظ اخلاقی  از منظر جوانان به لحاظ اخلاقی امید بخش نیست. مسائل و چالش های برجسته اجتماعی و فرهنگی  جامعه کنونی ایران نشان از این نیاز جدی دارد.برای نمونه می توان به این موارد اشاره کرد:

·         گسترش دامنه بزه کاری به ویژه در نوجوانان،

·         افزایش نابسامانی های خانوادگی مانند طلاق،

·         افزایش اعتیاد به ویژه در جوانان و نوجوانان،

·         کاهش جایگاه و ارج خانواده

·         کاهش نقش و ارج والدین و در اصطلاح بزرگ ترها در خانواده

·         افزایش فرار  از خانه ،

·         افزایش آلودگی و نابودی محیط زیست،

·         گسترش بیماری های چون ایدز که (ریشه در مناسبات نادرست دارد)،

·         گسترش دامنه تقلب، کلاه برداری و فریب کاری در روابط اجتماعی افراد که این خود موجب  افزایش بی اعتمادی بین افراد جامعه است( یکی از شاخص های نشان دهنده افول این سرمایه اجتماعی، کاهش فروش نسیه در بازار است)

·         کاربرد های نادرست  و غیر اخلاقی   وسایل ارتباطی جدید  مانند تلفن همراه

·         بهر ه گیری  نادرست و غیر اخلاقی از   شبکه تار نمای جهانی ( اینترنت)

·         برابری پروند های قضایی موجود در کشور ما  با برخی کشور های پر جمعیت جهان

·         و...

    این موارد و موارد ناگفته دیگر نشان می دهد که ما در ایجاد و برقرای جامعه با اخلاق ، که از ارمانهای دین مبین اسلام و انقلاب اسلامی دور مانده ایم و شاید بگویم فاصله  داریم. حاکمیت ارزشهای اخلاقی در روابط بین شهر وندان از شاخص های سلامت اجتماعی و و حتی سعادت اجتماعی است. این مقوله از افزایش رفاه نیز مهم تر است . افزایش درامد که بر بستر روابط خوب اجتماعی استوار نباشد به افزایش سطح سلامت و سعادت اجتماعی منجر نمی شود. جایی از زبان انسان فهیمی خواندم که جوامع بیش از آن که به افزایش در آمد ناخالص ملی احتیاج داشته باشند به افزایش  شادی ناخالص ملی نیاز دارند. بی تردید منظور از شادی ، هوس رانی و هوس بازی و خوش گذرانی نیست . بلکه شادی با نیاز آدمی به  جامعه متکی به روابط اخلاقی  اعتلای معنویت در جامعه ارتباط دارد. این شادی احساس رضایت از زیستن در فضایی  است  که ارزش های معنوی اخلاقی بر آن حاکم است.

       خوب  با این مقدمه من نخواستم حس بد بینی را در خواننده القاء کنم بلکه قصدم این بود که اهمیت موضوع را تشریح کرده باشم و توجیهاتی را برای این مدعای خودم که باید اخلاق دغدغه ما باشد بیاورم. من نه سیاستمدار هستم نه حقوق دان نه جامعه شناس و نه منتقد اجتماعی، بلکه من یک کار شناس مسائل تربیتی هستم و از این منظر به مسائل نگاه می کنم ، خوب یا بد نگاهی یک سویه یعنی تربیتی به وقایع دارم. به دنبال مقصر یا به بیان طنز گونه معروف  به دنبال پرتقال فروش نیستم در اینجا می خواهم این پرسش را مطرح کنم که چه راهکار یا راهکاری برای مواجهه با این چالش فرارو داریم ؟چه بخش ها و نهادهایی مسئول آن خواهند بود؟ راهش خیلی ساده است البته بیانش   نه عملش! . راهش این است که همه نهاد ها اخلاق را وجهه همت و محور عمل خود قرار دهند. هر کس  و هر بخش به نوبه خود.

    بی تردی نهاد های زیادی در این راستا مسئول هستند. از مسجد و مدرسه تا رسانه. به بقیه کار ی  ندارم می خواهم توجه خودم را به نهاد تربیت رسمی و عمومی معطوف کنم  و بحث را به این سو بکشانم واقعیت این است مدرسه یا  همان نماینده تمام عیار نظام تربیت رسمی و عمومی اگر نگویم بیش از همه  کمتر از بقیه در این مورد نقش ندارد. این موضوع به گونه ی‌ مطالبه عمومی از مدرسه نیز هست.سالها پیش در دانشگاه اصفهان درس می خواندم. روزی در مینی بوس خط شهرک امیر حمزه شاهد رخداد جالبی بودم که با بحث ما مناسبت دارد. مشابه این رخداد را شما زیا د  در گوشه  و کنار این مرز و بوم دیده اید.  در این مینی بوس که به سوی شهرک در حرکت  بود چند دانش آموز مدرسه راهنمایی مشغول گفتگو بودند. گفتگو هایشان با صدای بلند و همراه با خنده های کودکانه بود  و اگر چه طبیعی به نظر می رسید  اما کمی از حدّ ادب دور شده بود. یکی از مسافرین میان سال مینی بوس  به رفتار این چند دانش ‌آموز اعتراض کرد و گفت:" مگر شما معلم ندارید که به شما ادب یاد دهد؟!." من که در آن سالها معلم علوم تجربی مدرسه راهنمایی  روستای خوانسارک      از توابع  پیر بکران هم بودم در دل گفتم:" اینها پدر و مادر هم دارند! چرا فقط معلم را مسئول می دانید؟". حال فکر می کنم که هم من درست فکر کرده بودم و هم این مرد میانسال معترض . به هر حال جامعه از مدرسه مطالباتی دارد  و این مطالبه بخش مهمش اخلاق است  و هم این که همه نهادها مسئولیت  در این زمینه دارند به ویژه خانواده که یکی از ا رکان تربیت در جامعه  است.

    به سخن  دیگر هرچند مسئولیت تربیت اخلاقی آحاد جامعه بالجمله با مدرسه نیست اما فی الجمله در این مورد مسئولیت دارد. یعنی مدرسه نمی تواند به اخلاق و تربیت  اخلاقی بی تفاوت باشد.شاید بتوان گفت که  یکی از انتظارات و مطالبات عمده و اساسی از مدرسه این است .کافی است به مجموعه اهداف آموز ش و پروش که بیش از ده سال پیش در شورای عالی آموزش و پرورش به تصویب رسیده است ، گذرا  نگاهی بکنید، خواهید دید که اهداف اخلاقی بخش مهمی از مجموعه اهداف را تشکیل می دهد. اگر چنین است این نیز پرسش مهمی است که در مدرسه در رابطه با تربیت اخلاقی دانش آموزان  چه اقداماتی صورت می گیرد؟ تا چه حد در تجربیات زندگی مدرسه ای  دانش آموزان تجربیات اخلاقی سازنده وجود دارد؟ تا چه میزان تربیت اخلاقی جزو اولویت ها و محورهای فعالیت های تربیتی است؟آیا به همان میزان که نمره و درصد قبولی، کلاسهای تقویتی، کلاسهای زبان و فوق برنامه ، کلاسها تست زنی و کلاس آمادگی برای آزمون ورودی به مدارس تیز هوشان، مدارس نمونه دولتی، مسابقات علمی و کنکور دغدغه است آیا تربیت اخلاقی نیز دغدغه است؟

       باز نمی خواهم نگاه بدبینانه را دنبال کنم . در اینجا نیز ناچارم به این واقعیت اشاره کنم که  بر اساس پژوهشی که  اخیراً انجام شده است حتی در برنامه های درسی تدوین شده که در مدارس مورد تاکید و اهمتام است نزدیک به سی درصد اهداف اخلاقی مصوب  شورای عالی مد نظر قرار نگرفته است. اگرچه این اهداف صرفاً اهداف برنامه های درسی نیستند و کل اقدامات تربیتی مدرسه باید ناظر به این اهداف باشند اما واقعیت این است که در فعالیت های   مدارس  نیز اهتمام جدی به این امر دیده نمی شود. آیا دیده اید که مدارس غیر انتفاعی در تبلیغات خود برای جذب دانش آموز یا به سخن دقیق تر والدین دانش آموزاعلام   کنند که  اهمتمام جدی به اخلاق دارند. بعید می دانم  چنینموردی دیده شده باشد. در عوض  تا بخواهی به کلاس زبان ، کامپیوتر،  مسابقات علمی، المپیاد ها، تست و کنکور توجه دارند. آیا ندیده اید که مدارس پارچه  نوشته های بزرگی را بر سر در خود (برا ی تبلیغ کار کرد خود) نصب می کنند که موفقیت تعدادی از دانش آموزان خود را در کنکور و آزمون های درسی دیگر و المپیاد فلان کسب مدال ورتبه فلان را تبریک می گویند. معنی این رفتار ها این است که ملاک موفقیت مدرسه همین ها هستند و ملاکها ی دیگر هیچ. الببته استثناء هم وجود دارد  نگارنده در یک   جلسه که با برخی مدیران با تجربه و خبره مدارس شهر تهران داشتم از خانم مدیر دبستانی شنیدم که یک سال را  سال تربیت اخلاقی   نام نهاده  و فعالیت های  مدرسه را مدیریت کرده است. خوب این بسیار جالب بود اما با یک گل بهار نمی شود و این دیدگاه ها به ندرت دیده می شود به گونه ای که می توان از آنها چشم پوشید.

     در کلاسهای درس چه می گذرد؟ معلمان در این باره چه کاری می کنند ؟ چه نگاهی به این موضوع دارند؟ چه دغدغه هایی در کلاس دارند؟ اینها نیز پرسشهای مهمی هستند که برای فهم بهتر و عمیق تر م مساله لازم است  به پاسخ آنها فکر کنیم. خوب! به ضرص قاطع نمی دانم که در پاسخ به این پرسش ها چه بگویم یعنی اطلاعات و مستندات کافی و وافی در اختیار ندارم اما تجربه سالهای معلمی، مشاوره  در بیست واندی سال و کاربا معلمان  دبستان ها در هشت نه سال اخیر نشان می دهد که فی والواقع  معلمان نیز دغدغه آنچنانی ن در حوزه تربیت اخلاقی ندارند. اگرچه به صورت طبیعی و عادی منش و کنش معلم آثار تربیتی و اخلاقی  مثبت بر جای می گذارد   و این تنها در برخی از معلمان مصداق دارد . یا فضای برخی مدارس  کم وبیش چنین اثاری را به همراه دارد . امامنظور من فراتر از اینها ست یعنی آنچه که در عمل عامدانه و آکاهانه معلم  و یا مدیریت مدرسه باید وجود داشته باشد. آیا به همان اندازه که به توسعه مهارتها و کسب مفاهیم درسی توجه وافر یم شود این موضوع نیز  حتی در حاشیه توجه هست؟

     یکی از را ه های   سریع  برای بررسی  پاسخ این پرسش ،بررسی وب گاه  های معلمان و کار شناسان  تربیتی  است . معلمان  و کارشناسان بسیاری در این مر ز وبوم وب گاه دارند و نظرات و تجربیات خود را در دنیای وب منتشر می کنند . بد نیست به این وبگاه ها سری زده شود . زیرا  دغدغه های آنان نیز کم و بیش و به صورت طبیعی  در محتوای این  وب گاها  متجلی است. به نظرم چیز دندان گیری در خصوص تربیت اخلاقی  و اخلاق در زندگی مدرسه ای به دست نمی آید. معلمان وب دوست  در طرح  دیدگاه ها ، تجارب و مشکلات  خود  مستقیم  و غیر مستقیم کمتر به این   ساحت مهم تربیت  وارد شده اند.

    چراین گونه است؟  پاسخ دقیقی برای آن ندارم!  این مهم نیاز به تامل و تفکر فراوان دارد .