یکی از موفقیت های در خور تحسین  آموزش و پرورش  تدوین و تصویب سند تحول راهبردی است. که بسیار نوید بخش برای آینده ای شایسته است.  اما در  زمینه بحث آزمون های مقیاس وسیع و رویکردهای ارزشیابی  تحصیلی چند نکته مهم در این سند دیده می شود. یک از آنها در راهکار 2-19 این سند  دیده می شود. در این راهکار چنین آمده است:

«طراحی و اجرای نظام ارزشیابی نتیجه محور بر اساس استاندارد های ملی برای گذر از دوره های تحصیلی و رویکرد ارزشیابی فرایند محور در ارتقای پایه های تحصیلی  دوره ابتدایی و رویکرد تلفیقی ( فرایند محور و نتیجه محور) در سایر پایه ها.»

   این راهکار دوجنبه نوید بخش و نگران کننده را باهم دارد. از آنجا که برای دوره ابتدایی و در تمامی پایه ها رویکرد فرایند محور را تجویز کرده است در واقع انگشت تاکید بر الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی گذاشته است. این الگور تلاش می کند با پیوند دادن بین دو فرایند ارزشیابی و یادگیری در کلاس  به بهبود یادگیری کمک نماید. در این صورت  و به شرط توسعه فرهنگ فرایند محوری در دوره ابتدایی  بستر گرایش به این آزمون‌ها مقساس وسیع و حساس ( شیبه کنکور)  حذف خواهد شد. این همان وجهه نوید بخش این راهکار است.

    اما در این راهکار نکته دیگری وجود دارد که امکان توسعه و گسترش این گونه آزمون ها را در  دوره دبستانی  بیشتر می کند در عبارت آغازین این راهکار گفته شده است که« طراحی و اجرای آزمون های نتیجه محور  بر اساس استانداردهای ملی برای گذر از دوره های تحصیلی».  این عبارت مستعد تفسیرهایی است که می تواند زمینه ایجاد یک کنکور کوچک را در پایان دوره  دبستانی  فراهم اورد. این آزمون ها به دلیل داشتن حساسیت  بسیار زیاد  بر روند یاددهی و یادگیری دانش آموزان در پایه های پایین تر دبستان مانند چهارم و پنجم تاثیر شدید خواهد گذاشت. به این صورت که تمامی تلاش معلم ، مدرسه ، والدین و حتی دانش آموزان در این جهت خواهد شد که برا ی موفقیت در این آزمون‌ها و به عبارت دقیق تر پاسخ دادن به پرسش های این آزمون استاندارد آماده شود.

  این شبیه همان رخدادی است که در دوره متوسطه در پایه های سوم و چهارم (پیش دانشگاهی) دیده می شود. به این صورت که تمامی تلاش ها مصروف آماده سازی دانش آموزان برای پاسخ دادن به پرسش های کنکور می شود.  این پدیده آموزشی «یادگیری سنجش محور» نام دارد.  در صورتی که سنجش تحصیلی یک کشور بر آزمون های مقیاس وسیع با پرسش های  چند گزینه  استوار باشد نتیجه یادگیری سطحی و متکی بر حافظه خواهد بود. که در بحث های پشین از آن سخن به میان آمد.

 پیامد این روند رقابت های جانسوز دبستان‌ها برای موفقیت بیشتر و کسب وجهه و آبرو برای مدرسه است. شکل گیری فضاهای حاشیه ای مثل کلاس های خصوصی و کلاس های آمادگی برای آزمون استاندارد پایانی و ورود شرکت های آزمون ساز به این وادی و بازار پرسود است. در پی آن دبستان به یک محیط آسیب زا برا ی دانش آموزان تبدیل خواهد شود.این وضضعیت به معنای تشدید سندرم آزمون در بدنه نظام آموزش دبستانی در این میان   کودکان این مرزو بوم بیش از  همه متضرر خواهد شد که حقشان این است در یک محیط سالم و خالی از عوامل اسیب زا و غنی از محرکات تربیتی و فرصت های یادگیری درس بخوانند.

   به طور کلی باید گفت در صورتی که تفسیری این گونه از بخش آغازین راهکار 2-19 سند تحول آموزش وپرورش صورت گیرد نظام آموزشی دوره دبستانی را با دو جریان متعارض روبرو خواهد کرد. به سخن دیگراین تفسیر با رویکرد موجود و مورد تاکید سند تحول یعنی رویکرد فرایند محور که هم اکنون به نام ارزشیابی کیفی توصیفی در جریان است درتعارض خواهد بود.