این کتاب را مشترکابا آقای دکتر حسین احمدی به نگارش در آورده ام . مباحث این کتاب بیشتر جنبه نظری دارد و تنها در فصل ششم آن به نحوه اجرا به اجمال پرداخته ایم .مقدمه ان گویایی محتوای آن است. این کتاب را انتشارات مدرسه چاپ و منتشر کرده است هم اکنون چاپ چهارم آن در دسترس می باشد

مقدمه

 در دهه هفتاد هجري شمسي تحت تأثير شرايط جهاني و همچنين چالشهاي پيش روي نظام آموزشي، کيفيت آموزشي يکي از مسائل اساسي نظام آموزشي شد . تصميم گيرندگان و سياست گذاران نظام در مواجهه با اين مسئله ضروري مي نمود  به دو سوال اساسي را پاسخگو باشند و براي آن چاره جويي نمايند .

1-        چگونه دانش آموزان بهتر ياد مي گيرند ؟ اين سوال به بهبود کيفيت جريان يادگيري در مدرسه توجه دارد.

2-        چگونه معلمان مي توانند بهتر آموزش دهند ؟ اين سوال به بهبود کيفيت جريان ياددهي نظر دارد .

نظام ارزشيابي تحصيلي ،يکي از مولفه هاي اساسي نظام آموزشي و رشته پيوند بين دو مولفة يادگيري و ياددهي است . اين گونه تصور مي شد که ارزشيابي تحصيلي يکي از عوامل مؤثر در بهبود کيفيت اين دو مولفه است . پژوهشها هم نشان از وجود چنين تأثيري داشت .

از سوي ديگر نارضايتي از نظام ارزشيابي موجود در محافل تربيتي گسترش يافته بود . براين اساس نگاه تصميم گيرندگان متوجه حوزه ارزشيابي تحصيلي و ايجاد اصلاحات در آن شد . آغاز اين توجه ، در طرح دونوبتي نمودن امتحانات و برجسته کردن نقش ارزشيابي مستمر بود . در همايش  مهندسي  اصلاحات در آموزش و پرورش ، توجه زيادي به اين حوزه نشد و تنها يک مقاله در باره اصلاحات در ارزشيابي تحصيلي  ارائه شد[1] . تشکيل دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي در معاونت آموزش و پرورش عمومي ،شاهد ديگري است بر اين مدعا که ارزشيابي تحصيلي به موضوعي جالب براي  تصميم گيرندگان و سياست گذاران تبديل شده بود .

بعد از تشکيل معاونت آموزش عمومي و دفتر  ارزشيابي تحصيلي ، شوراي عالي آموزش و پرورش طي راي صادره در جلسه 674 مورخ 2/5/81 به دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي ماموريت داد تا در خصوص تبديل مقياس کمي(20-0) به کيفي، مطالعاتي انجام داده ، گزارش آن را به شورا ارائه دهد. دفتر ارزشيابي تحصيلي بعد از مطالعات و بررسيهاي خود طرحي را تحت عنوان ارزشيابي توصيفي تهيه و به شورا ارائه نمود. اين طرح با هدف افزايش کيفيت فرايند ياددهي - يادگيري، کاهش اعتبار آزمونهاي پاياني و افزايش بهداشت رواني محيط ياددهي – يادگيري،  همراه با ايجاد تغييرات زير در نظام موجود ارزشيابي تحصيلي تهيه شد.

·     تغيير مقياس فاصله اي (20-0) به مقياس ترتيبي ( در حد انتظار ، نزديک به انتظار ، نيازمند تلاش بيشتر)

·     تغيير ساختار کارنامه و تبديل آن به کارنامه توصيفي ( گزارش پيشرفت تحصيلي )

·     تغيير ابزارها و روشهاي جمع آوري اطلاعات از وضعيت تحصيلي دانش آموز که برخي از آنها عبارتند از :  پوشةکار ، چک ليست، ثبت مشاهده، آزمون عملکردي

·     تغيير در رويکرد کلي ارزشيابي از ارزشيابي پاياني به ارزشيابي  تکويني و فرايندي

·     تغيير در مرجع تصميم گيرنده در ارتقاء دانش آموزان که در اين طرح به جاي امتحانات پاياني (تراکمي)، معلم و شوراي مدرسه مرجع صاحب صلاحيت تصميم گيري تعيين شد.

     اين کتاب در راستاي توضيح و تبيين ارزشيابي توصيفي رويکردي را انتخاب  کرده است که نيازمند بحث مختصري است . بعد تجويزي دانش تعليم و تربيت وظيفه دارد که غايتها ، هدفها و هنجارهايي ( اصول – روش ) براي فرايند تعليم و تربيت پيشنهاد نمايد،؛ يعني با  استفاده از نتايج تحقيقات علمي در حوزه روانشناسي ، جامعه شناسي،  فلسفه نظري ، نظام ارزشي و اخلاق ، توصيه ها و تجويزهايي براي عمل ارائه مي دهد بنابراين در اين بعد از دانش تعليم و تربيت با استفاده از مباني ويژه هم مي توان به نقد اهداف ، اصول و روشهاي موجود در نظام آموزشي اقدام کرد و هم اينکه اهداف و اصول و روشهاي جديدي که پاسخگويي نيازهاي امروزه و راهگشاي مسائل پيش رو باشد ؛ پيشنهاد و تجويز نمايد ؛ در واقع ارائه الگوها و رويکردهاي نوآورانه در حوزه تعليم و تربيت حاصل يک رويکرد خردمندانهاست که در آن با ملاحظه مباني ويژه اي که حاصل مطالعات دانشهاي ديگري است به نقد وضعيت موجود و سپس ارائه الگويي براي عمل اقدام
مي نمايد . در حقيقت هر نوآوري در تجويز ( اصل ، روش ) بايد براي تأييد نظر خود شواهدي از سنخ ارزشها و دانشهاي موجود و مقبول جمع آوري و ارائه کند . در غير اين صورت اين تجويزها خردمندانه نيست و امکان عملي شدن آن وجود ندارد.

در اين کتاب  الگوي ارزشيابي توصيفي با چنين روشي ارائه شده است . هرچند سير فکري استنتاج اصول و روشها (الگوي جديد ارزشيابي ) از مباني علمي و فلسفي، فرآيند پيچيده اي است ولي در اين زمينه برخي صاحب نظران تلاش کرده اند الگوهايي براي آن ارائه نمايند ( باقري ، 1381). اما در اينجا تنها براي سهولت  درک کليت و روشن تر شدن طرح از آن استفاده شده است . به سخن ديگر در اين کتاب  به روال منطق فوق به کمک برخي مباني به  ارائه يک الگو ( اصول و روشها ) در حوزه ارزشيابي تحصيلي اقدام شده است .

در فصل نخست اين کتاب به اين سوال پاسخ داده مي شود که : « مباني نظري ارزشيابي توصيفي چيست ؟» در واقع خواننده با مباني فلسفي و علمي اين رويکرد جديد آشنا مي شود.

 در فصل دوم با سوال : « چرا رويگرداني از نظام ارزشيابي موجود ؟» درگير مي شويم که براساس مباني بحث شده در فصل نخست به نقد وضعيت موجود و شناخت ضعفهاي آن مي پردازيم. در واقع در اين فصل استدلالي ويژه خواهيم داشت. به اين صورت که با استفاده از مباني گفته شده از « نبايدها » سخن به ميان مي آيد ؛ يعني همان ضعفهاي نظام ارزشيابي موجود تبين  مي شود.

در فصل سوم که سرآغاز ارائه توصيه ها و تجويزهاست از ويژگيهاي ارزشيابي توصيفي بحث مي شود . در واقع اين ويژگيها همان اصول مورد نظر و تجويزهاي اساسي است که مباني فلسفي و علمي فصل قبل استنتاج شده است در واقع اين اصول با هدف رفع ضعفهاي نظام موجود ارائه شده است.

 در فصل چهارم،  از آثار اين توصيه ها و تجويزها در کلاس بحث مي شود .

در فصل پنجم ، روش اشاعه اين رويکرد در نظام آموزشي مورد سوال است و تلاش مي شود شيوه اي براي اشاعه آن پيشنهاد شود .

فصل ششم  با اين سوال که چگونه ارزشيابي توصيفي اجرا مي شود ؟ آغاز مي شود . اين فصل توصيه ها و تجويزها شکل روش و راهکار عملي به خود مي گيرد . بديهي است که اين فصل مناسب معلماني است که تلاش دارند اين الگوي ارزشيابي را در کلاس درس پياده کنند .

     مطالعه اين کتاب فتح بابي خواهد بود براي کارگزاران نظام آموزشي اعم از معلم و مدير وکارشناسان که وارد بحثهاي عميق تر و فني تر اين رويکرد شوند