توجه به معناي جامع «تربيت» و انتقاد از به كاربردن لفظ مركب «تعليم و تربيت» به جاي آن، در آثار محققان معاصر پيشينه دارد. به نظر برخي محققان، با وضع اين اصطلاح دوگانه، در برابر واژه‌ي Education، خواسته‌اند اين تصور را كه مدرسه تنها جاي تعليم است، از اذهان عمومي بزدايند. با اين همه، به كار بردن اصطلاح تعليم و تربيت خالي از نارسايي نيست و مي‌تواند بر خلاف انتظار، گمراه كننده باشد؛ به اين معنا كه، ممكن است با توجه به ساختمان صوري لفظ، تصور شود اين مفهوم واحد از دو مقوله‌ي جداگانه‌ي تعليم و تربيت تشكيل شده است كه البته اين برداشت نادرست است» (كاردان، اعرافي و ديگران،1372، ص 9-338 ). به نظر دكتر عيسي ابراهيم‌زاده «كاربرد اين اصطلاح مركب، در مقام عمل نيز باعث اشكالات عمده‌اي در تربيت انسان‌ها مي‌شود... زيرا هيچ تربيتي نيست كه بعد شناختي نداشته باشد و در نتيجه شامل تعليم نشود؛ بنابراين نيازي به لفظ مركب فوق نيست و ما ترجيح داده‌ايم كه براي رفع هرگونه شبهه‌ي دوگانگي وجود انسان و نيز دوگانگي عمل تربيت از همان كلمه‌ي واحد و پرمعناي تربيت كه از جامعيت مطلوب نيز برخوردار است، استفاده كنيم» ( ابراهیم زاده،1381، صص 39 و40). هم‌چنين دكتر خسرو باقري با در نظر گرفتن مفهوم گسترده‌ي ربوبي شدن براي تربيت در ديدگاه اسلامي، بر اين باور است كه در اين مفهوم جامع و گسترده، تعليم در كنار تربيت قرار ندارد؛ بلكه در ضمن و زير مجموعه‌ي آن است؛ هرچند اين موضوع را مانع از آن نمي‌داند كه در سطحي فروتر، تعليم در كنار امور ديگري چون تزكيه (البته با تفاوتي نسبي و به صورت طيفي) قرار گيرد و البته در اين صورت، در تعليم، جنبه‌ي دانشي وجه غالب را مي‌سازد و در تزكيه، جنبه‌ي اخلاقي» ( 1380، ص112). بنابراين تلقي تعليم به عنوان امري فارغ از ارزش و نيازمند ضميمه شدن مفهومي ارزشي به آن، يا تصور تربيت به مثابه موضوعي صرفاً ارزشي و اخلاقي، محل تأمل جدي است.

    در پيشينه‌ي علمي و فرهنگي ما، از گذشته‌هاي دور واژه‌ي «تربيت» شامل تمام ابعاد و جنبه‌هاي فرآيندي مي‌شود كه زمينه‌ساز تحول اختياري و آگاهانه‌ي آدمي است و لذا نياز به واژه‌ي مكملي مانند تعليم ندارد. مفهوم تربيت دربردارنده و جامع تمام اجزا و عناصر مرتبط با اين فرآيند (مانند تعليم، تزكيه، تأديب، تدريس و مهارت‌آموزي) است. درادبیات سنتی ما نیز شواهدی وجودداردکه ادیبان این واژه رابه مثابه یک فرایند جامع نگریسته اند. در بوستان سعدی بابی به نام تربیت وجوددارد که مباحث متفاوتی در ان دیده می شود از جمله داستان آموزگار مکتبخانه در مغرب و سختگیری زیاد اوبر کودکان.  همچنین اولین کتاب فلسفه تربیت  در ایران  ترجمه کتاب هرمان هارل هورن فیلسوف تربیتی آمریکایی است . این کتاب را دکتر احمد آرام از مترجمین به نام ایران با عنوان فلسفه تربیت ترجمه و چاپ کرده است. ان نشانمی دهد آقای احمد آرام تربیت را معادل واژه غربی آن قرار دادهاست و آن را مفهومی جامع در نظر گرفته است. چنان‌که در منابع تربيتي غرب واژه‌ي Education از چنين شمولي برخوردار است. بنابراين تفکيک اين امر واحد به دو جريان متمايز مانند: «آموزش» و «پرورش» يا «تعليم» و «تربيت» مشکلات نظري و عملي فراواني را به دنبال خود مي‌‌آورد. براين اساس، در اين مجموعه، «تربيت» شاملِ تمام فرآيندهاي زمينه‌ساز تحول اختياري و آگاهانه‌ي آدمي تلقي شده است كه به عنوان امري واحد و يكپارچه، با تمام ابعاد و جودي انسان، به مثابه يك كل، سروكار دارد. بديهي است که هيچ‌يك از فرايندهاي زيرمجموعه‌ي اين عنوان جامع، نمي‌تواند در عرض آن مطرح يا رقيب آن تلقي شود. یعنی تعلیم با تربیت رقابت مفهومی ندارد و نمی توان به موازات همدیگر در نظر گرفت آنچه بايد رخ دهد، همانا تربيت با ابزارها و روش‌هاي متفاوت است. به بيان ديگر، مراد از «تربيت» در اين مجموعه، مفاد همان اصطلاح مركب «تعليم و تربيت» است که به غلط رايج شده و کاربرد فراوان يافته است.